صفحه اصلی » مشاوره » مشاوره ازدواج » آثار روانشناختی ازدواج برای جوانان

آثار روانشناختی ازدواج برای جوانان

آثار روانشناختی ازدواج برای جوانانReviewed by کارشناس دینی on Nov 21Rating: ۴.۰

ازدواج کردن در جوانی

پرسش: ازدواج کردن چه آثار روانشناختی مطلوبی برای جوانان دارد؟

ازدواج بزرگ‏ترین و مهم‏ترین حادثه زندگى انسان است و دختران و پسران میوه‏هاى باغ زندگى انسان‏هایند و دست آفرینش نوعى جاذبه و کشش درونى در آن‏ها به ودیعت نهاده است. اضطراب و ناآرامى آنان در این سنین از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل مى‏گردد و قرآن که راز آفریدن همسر را (لتسکنوا الیها) مى‏داند، بدین نکته اشاره دارد. البته ازدواج و زندگى مشترک وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است که روحیه‏ها و طرز تفکر دو طرف، همسو و نزدیک باشد. در غیر این صورت، ریسمان وحدت و یگانگى به ضعف و سستى مى‏گراید و سرانجام گسسته مى‏شود. در زندگى خود شاهد پدیده‏هاى تلخ و درد آورى هستیم که دختران و پسران و خانواده‏هاشان را مى‏آزارد و کاخ زندگى مشترک زوجین را فرو مى‏پاشد. بى‏تردید محاسبات غلط، احساسات زودگذر، خیالات و توهمات بى‏اساس عامل اصلى تحقق این پدیده‏ها به شمار مى‏آید. بنابراین، اگر در گزینش همسر اصول صحیح رعایت‏شود، بخش عظیمى از ناگوارى‏ها و نابسامانى‏ها و مشکلات از میان مى‏رود و زندگى جوانان پربارتر و زیباتر مى‏شود.
با توجه به نقش بسیار سازنده ازدواج در زندگى فردى و اجتماعى، در دین مبین اسلام سفارش فراوانى در مورد ازدواج شده که همگى بر اهمیت و آثار ارزنده آن دلالت دارد و ناگفته پیداست که تعابیرى مثل: النکاح سنتى فمن رغبتى عن سنتى فلیس منى ازدواج سنت و آیین من است و هر که به سنت من پشت کند از من نیست به طور کلى در جهت تشویق و ترغیب به این امر الهى و سنت نبوى (ص) است و هدف از آن ایجاد انگیزه و یادآورى اهمیت و ارزش آن است و با این گونه روایات درصدد گوشزد کردن آثار و خیرات عمیق آن مى‏باشند چنانچه در مورد محاسبه نفس نیز داریم که: کسى که نفس خود را محاسبه نکند و پرونده اعمالش را بررسى ننماید از ما اهل بیت نمى‏باشد و واضح است که این حدیث به این معنا نیست که چنین فردى شیعه و دوستدار ما خانواده نمى‏باشد. بلکه هدف توجه دادن به اهمیت محاسبه نفس مى‏باشد. با توجه به این نکته معلوم مى‏شود در این روایات خطاب به کسانى است که با وجود داشتن امکانات و زمینه ازدواج به این سنت پیامبر (ص) اهمیتى نمى‏دهند و با این کار عملاً به سنت و شیوه و روش پیامبر (ص) بى‏اعتنایى کرده و آن را کوچک و کم‏اهمیت مى‏شمرند و این زمینه‏ساز تخلف و سرپیچى و پشت کردن به دیگر سنت‏هاى پیامبر و اولیاى الهى (ع) و انحراف از دین مبین مى‏باشد. مسلماً خطاب این گونه احادیث با افرادى نیست که به خاطر عدم آمادگى و یا وجود موانعى بر سر راهشان هنوز براى ازدواج آمادگى ندارند. بلکه بیشتر متوجه کسانى است که به خاطر ترس از فقر و ندارى و یا عدم توکل بر قدرت خداوند و یا ترس از مسؤولیت‏پذیرى زیر بار ازدواج نمى‏روند.
ازدواج داراى فواید بسیارى است از جمله:. ۱ بقاى نسل،. ۲ آرامش و تعادل روحى و جسمى،. ۳ سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه،. ۴ تامین نیاز طبیعى و غریزى انسان،. ۵ ارضاى حس محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن و….(۱)
البته ممکن است بعضى از این فایده‏ها براى برخى مهم‏تر باشد گاهى شخصى به جهت ارضاى غریزه جنسى خود، ازدواج مى‏کند و آن را از نظر اهمیت در رتبه اول قرار مى‏دهد و گاهى به دست آوردن شریک و یاورى دلسوز در زندگى براى او اهمیت دارد و… باید دانست که بعضى از این فواید در ازدواج موقّت نیز تحقق مى‏یابد.
اسلام درباره ازدواج و انتخاب همسر آن قدر قانون و مطلب و تاکید دارد که انسان در شگفتى فرو مى‏رود. استاد محمد تقى جعفرى مى‏فرمود: «برتراند راسل، فیلسوف مشهور اروپایى، به من نوشت: چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع کرده است؟ در جواب نوشتم: مساله انسان است. با ازدواج مى‏خواهد انسان به وجود آید»
یکى از مهم ترین دام هاى شیطان که به وسیله آن بیشتر افراداز صراط مستقیم الهى و دین حق منحرف مى شوند و به گرداب معصیت وگناه مى افتند، مساله غریزه جنسى است. وقتى انسان مورد حلالى براى ارضاى این غریزه و خاموش کردن این آتش سوزان داشته باشد، دیگر فکرخیانت به نوامیس دیگران و آلوده شدن به گناهان دیگر (از قبیل لواط واستمنا) از سرش بیرون مى رود. همچنین مرتکب گناهان دیگرى که مقدمه براى بعضى از کارها است (مثل دروغ، حیله و مکر، خودکشى، قتل و….) نمى شود و این مساله به تجربه ثابت شده است. آرى ((اگر کسى ازدواج کنددر واقع نصف دینش را حفظ کرده، پس باید راجع به نصف دیگرش تقواپیشه کند)) چون نصف دیگر گناهان هم منشا دیگرى دارد (مثل ربا خوارى، رشوه، ظلم و تعدى، حب ریاست که منشا آنها حب و علاقه به دنیا است).
بى‏شک هیچ شالوده‏اى، مقدس‏تر از بناى رفیع ازدواج نیست(۲) و هر ملتى در دین و آیین خود به نوعى از آن بهره‏مند است. دین اسلام بیش از همه بر آن تأکید دارد و براى آن آثار و فواید مهمى یاد کرده است.
در قرآن مجید سه آیه در اهمیت اصل ازدواج آمده و همگان را به آن تشویق و دعوت کرده است:
۱ «وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ»
(۳) «مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح را، اگر فقیر و تنگدست باشند. خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏سازد خداوند گشایش دهنده و آگاه است».
۲ «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِى ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»
(۴) «و از نشانه‏هاى او این است که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتاتان مودت و رحمت قرار داد. در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکر مى‏کنند».
۳ «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِى الْیَتامى فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى أَلاَّ تَعُولُوا»
(۵) «و اگر مى‏ترسید که [به هنگام ازدواج با دختران یتیم‏] عدالت را رعایت نکنید [از ازدواج با آنان چشم پوشى کنید و] با زنان پاک [دیگر] ازدواج کنید دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى‏ترسید عدالت را [در باره همسران متعدد] رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید و یا از زنانى که مالک آنهایید، استفاده کنید. این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مى‏کند».
علاوه بر آیات، روایات بسیارى نیز در این زمینه وجود دارد چنان که از پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله نقل شده است: «هر کس ازدواج کند، به درستى که از نصف دینش پاسدارى کرده است».(۶)
از این رو فقیهان ازدواج را از مستحبّات مؤکد بر شمرده‏اند و آن را براى کسى که به سبب نگرفتن همسر به گناه بیفتد، واجب دانسته‏اند.
در اسلام و سنت پیامبر (ص) ترک ازدواج و رهبانیت تبلیغ نشده است، بلکه بین رهبانیت و هرج و مرج نسبى راه صحیح و متعادل که ازدواج و کامیابى شروع و کنترل شده جنسى است پذیرفته شده است. از طرف دیگر ممکن است اشخاص مشکلاتى داشته باشند و نتوانند ازدواج کنند در اینصورت نمى‏توان گفت دین آنها ناقص است. آرى، اگر شخصى براى او امکانات ازدواج فراهم باشد و شخص خوبى هم در دسترس باشد و با این همه ازدواج نکند. سنتى از سنت‏هاى پیامبر (ص) را ترک نموده است.
ارضاى غریزه جنسى و تأمین نیازهاى فیزیولوژیک انسان از آثار مثبت ازدواج است ولى مى‏توان فلسفه و حقیقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو کرد: تکمیل، تسکین و تولید.

۱- تکمیل‏
هیچ انسانى به تنهایى کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش مى‏کند. جوان در پى رسیدن به استقلال فکرى است براى جبران نواقص و تأمین نیازهاى بى شمار خود به سوى ازدواج سوق داده مى‏شود و با گزینش همسرى مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم مى‏کند. مرحوم شهید مطهرى در این باره مى‏فرماید: «تشکیل خانواده یعنى یک نوع علاقه‏مند شدن به سرنوشت دیگران…. و یکى از علل این که در اسلام ازدواج یک امر مقدس و عبادت تلقى شده است همین است… ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعى فردى و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است… پختگى اى که در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده ایجاد مى‏شود، در هیچ جاى دیگر نمى‏توان به آن رسید. و آن را فقط در ازدواج و تشکیل خانواده باید بدست آورد.»
۱ شخصیت انسان پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعى تبدیل مى‏شود زیرا در پرتو ازدواج و زندگى مشترک خود را شدیداً مسؤول حفظ همسر و تأمین وسائل زندگى و تربیت فرزندان آینده تلقى مى‏کند و تمام هوش، ابتکار و استعدادهاى خود را به کار مى‏گیرد به عبارت دیگر، احساس مسؤولیت اجتماعى در او شکل مى‏گیرد و بسیارى از شایستگى‏ها و توانمندى‏هاى نهفته در درونش را شکوفا مى‏سازد.
بنابراین، مى‏توان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونه‏اى آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف کامل مى‏شود. مرد به زن نیازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحى و جسمى به هم وابسته‏اند و با قرار گرفتن در کنار هم یکدیگر را تکمیل مى‏کنند.

۲- تسکین‏
مهم‏ترین نیازى که بر اثر ازدواج تأمین مى‏شود، نیاز به آرامش و احساس امنیت و آسودگى است این نیاز که در سرشت آدمى ریشه دارد، چنان مهم است که خداوند در بیان فلسفه ازدواج مى‏فرماید: «از آیات و نشانه‏هاى خداوند این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار دادیم تا در کنار آنان آ رامش یابید.» ۲ بنابراین، همسر موجب آرامش و امنیت خاطر و محیط خانه وسیله آرامش روحى زن و مرد قرار داده شده است. در اوایل جوانى احساس تنهایى، بیهودگى و نداشتن پناهگاه انسان را فرا مى‏گیرد. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسرى شایسته و دلسوز این احساس را از بین مى‏برد و او را به آرامش روحى مى‏رساند. این احساس آرامش به ثبات فکرى و روحى، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت مى‏انجامد. در واقع دست آفرینش نوعى کشش درونى میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب وپریشانى‏شان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد. دانشمندان علوم تجربى و انسانى نیز ارضاى صحیح و به موقع غریزه جنسى و ترشح معتدل غدد جنسى را براى سلامت جسم و روان آدمى لازم دانسته، عدم آن را سبب پاره‏اى از بیمارى‏هاى روانى و گاه جسمانى شمرده‏اند.

۳- تولید نسل
یکى از ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقاى نسل آدمى است. تولید و تکثیر نسل را نباید کوچک و بى اهمیت شمرد زیرا هدف آفرینش جهان وجود انسان و پرورش و تکامل او است. تولید و پرورش انسان‏هاى خدا پرست و موحد و نیکوکار و صالح، مطلوب خداى جهان آفرین است. از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح براى پدر و مادر یک عمل صالح شمرده مى‏شود و در سعادت دنیا و آخرت آن‏ها مؤثر است به همین جهت، معصومان تولید و تکثیر نسل را از اهداف ازدواج خوانده‏اند. پیامبر اکرم (ص) مى‏فرماید: «چه مانع دارد که مؤمن براى خودش همسرى برگزیند. شاید خدا فرزندى به او عطا کند که با گفتن لااله الاالله زمین را سنگین سازد.» در حقیقت زوج‏ها از طریق فرزندان خود رشته پیوند میان اعضاى یک نسل را به وجود مى‏آورند. این امر از اهداف اساسى ازدواج است وجود فرزندان به گرمى، پویایى و صفاى کانون خانواده مى‏انجامد و انگیزه ادامه زندگى را در انسان تقویت مى‏کند.
البته روشن است که در پرتو ازدواج یکى از نیازها و غرایز مهم انسان (غریزه جنسى) تأمین و به روشى درست ارضا مى‏شود.
با تأمین این نیاز جسمانى، فرد از نظر روانى، ذهنى و اخلاقى به آرامش مى‏رسد و مسیر بسیارى از انحرافات جنسى و اخلاقى و اجتماعى بسته مى‏شود.
فواید دیگر: گذشته از نیازها که ضرورت ازدواج را معنى مى بخشند، بناى ازدواج تنها بر رفع ضرورتها تکیه ندارد، بلکه علاوه بر آن، بر منافع و فواید دیگرى نیز استوار است که در اینجا به برخى از آنها اشاره مى شود.
۱ بزرگ شدن روح: یکى از مهمترین نتایجى که در اثر ازدواج حاصل مى شود بیرون رفتن فرد از مدار فردیت خود و شکسته شدن نسبى اما قابل توجه حصار نفسانیت انسان است، ازدواج توأم با توجه به یک فرد دیگر که تا بحال غریبه بوده و یا حکم نامحرم داشته است مى باشد و این امرى است مهم، چرا که تا بحال جوان ما بجز وجود خود و آمال و آرزوهاى خود فکرى دیگر نداشته است، اما بواسطه ازدواج، یک نفر دیگر نیز در مدار برنامه ریزى و توجه او قرار مى گیرد و حاضر است از وجود خود و داشته هاى خود به دیگرى نیز عطا کند و بواسطه محبت و دوستى که ایجاد میشود ((من)) وجودى فرد گسترش یافته و از مدار صرف خودبینى خارج مى گردد و تلاش براى آسودگى، رفاه و آسایش یک نفر دیگر حکایت از بزرگ شدن روح فرد مى کند چرا که وى، یک نفر دیگر را تحت لطف قرار مى دهد و بواسطه وى یک نفر دیگر زندگى راحت ترى را تجربه مى کند.
۲ تمرین محبّت کردن: در ازدواج یک اتفاق مهم دیگر مى افتد و یا بایستى بیفتد و آن صمیمیت و دوستى بین دو نفر است و این یکى از اهداف مهم دین اسلام است که افراد با هم دوست و صمیمى شوند. خداوند در ازدواج چاشنى یک ارتباط محبت آمیز را با قرار دادن مودت و رحمت بین زوجین قرار داده است، بنابرین ازدواج یکى از بهترین زمینه ها براى تمرین محبت کردن آنهم یک محبت حلال، طیب و مهمتر از همه واقعى را فراهم مى کند و همین تمرین محبت کردنها کم کم انسان را و روحش را بزرگتر و رئوف تر مى کند.
۳ تمرین در ارتباطات: در ازدواج فرد سالها تمرین مى کند که رابطه محبت آمیز را چگونه حفظ کند و آنرا در حد عالى نگه دارد و این تلاش خود بخود تغییرات عمیقى را در افراد بوجود مى آورد، وقتى فرد عادت کند سالها به خوبى صحبت کند، اهل عطوفت و گذشت باشد، رفتار مهربانى داشته باشد، اهل خیر و انفاق باشد و آنقدر روحش بزرگ شود که دیگرى را برخود مقدم بشمارد یا حداقل به اندازه خودش به او اهمیت دهد، مطمئناً بعد از گذشت چندین سال، خواهید گفت این فرد بافرد قبل از ازدواج خیلى فرق کرده و خیلى بهتر شده است.
۴ شخصیت مفیدتر و مستقل تر: در ازدواج بدلیل اینکه افراد با واقعیتهاى زندگى بیشتر مرتبط مى شوند و مسئولیت هاى بیشترى را بر عهده مى گیرند، لذا جسم و ذهن هر دو براى بهبود و رفاه زندگى تلاش بیشترى را مى کنند و نتیجتاً فرد از لحاظ فردى از حالت نیاز و وابستگى به سوى استقلال و خودکفایى گام بر مى دارد و از لحاظ اجتماعى فرد کم کم از یک وجود مصرف کننده به وجود تولید کننده یا خدمات دهنده در اجتماع تبدیل مى شود.
۵ و باز هم ادامه خط سیر بزرگ شدن انسان: آنزمان که فرزندانى هم به جمع زوجین اضافه شوند، این بار زن و مرد از مقام زوجیت به مقام والدین ارتقا مى یابند و چه زحمتها، تلاشها و کوششها براى اینکه انسانى دیگر به این دنیا قدم بگذارد و رشد و پروش یابد را متحمل مى شوند و اگر زمانى زن و مرد به یکدیگر عشق مى ورزیدند به این دلیل بود که از همدیگر لذت مى بردند، با آمدن فرزندان، علاوه بر خود به کسانى دیگر نیز مهر و محبت مى ورزند، اما این دفعه نه به این دلیل که نفعى و لذتى ببرند، بلکه بدین علت که نفعى برسانند و بهره اى را ارزانى کنند. و در این مقام است که انسانها با کمى توجه به رشحاتى از مفهوم خدا بودن و بنده پرورى پى مى برند.


پی نوشت ها:
(۱) روم (۳۰)، آیه ۲۱ تفسیر المیزان، ج ۱۵، المؤمنون، ذیل آیه. ۶
(۲) رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عز و جل من التزویج» «هیچ بنایى در اسلام محبوب‏تر از ازدواج، نزد خداوند بنا نشده است»: (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳).
(۳) نور ()، آیه. ۳۲
(۴) روم (۳۰)، آیه. ۲۱
(۵) نساء (۴)، آیه. ۳
(۶) «من تزوج فقد احرز نصف دینه». (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵).

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.