یکشنبه , آبان ۲۸ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » مشاوره » روانشناسی » تاثیرات موسیقی بر روح و روان انسان

تاثیرات موسیقی بر روح و روان انسان

تاثیرات موسیقی بر روح و روان انسانReviewed by کارشناس دینی on Nov 21Rating: ۵.۰

تاثیرات موسیقی بر روح و روان انسان

پرسش: موسیقی چه تاثیراتی بر روح و روان انسان دارد؟

درباره گرایش به آهنگ هاى دلنشین مى توان گفت: چنین گرایشى طبیعى است و نیاز پاسخگویى را مى طلبد. اما باید دانست چگونگى پاسخگویى به غرایز ابتدایى و نیازهاى درونى تا میزانى مشترک میان تمامى اقوام و فرهنگ ها و پیروان ادیان است. مانند آن که استفاده از «آب» براى رفع تشنگى نزد همگان مشترک است. تفاوت از آنجا آغاز مى شود که براى رفع این نیاز درونى و مشترک، نوشیدنى هاى متنوع پیشنهاد مى شود. اینجاست که نظریه هاى انسان شناختى و فاکتورهاى اقتصادى، سیاسى، فرهنگى رخ مى نماید و کنش ها و واکنش ها بروز مى کند.
پیچیدگى ها و ابهام ها آنگاه فزونى مى یابد که در عصر ارتباطات و دهکده جهانى، تنوع پاسخگویى به نیازها بسیار فراوان مى شود و پاسخگویى به نیاز اصیل و طبیعى بدون عوارض جانبى و ضررشان، کارى بس دشوار مى باشد و تلاش همگانى را براى انتخاب صحیح و یا پیدا کردن جایگزین مى طلبد. جهت شفاف سازى درباره خصوص موسیقى متذکر مى شویم: موسیقى به طور کلى داراى دو نوع است:
۱- موسیقى غنائى: هرگونه آهنگى است که به لحاظ شکل یا محتوا موجب تحریک شهوت و متناسب با مجالس گناه است. این گونه موسیقى، گاهى آرامش تخدیرگونه براى اعصاب دارد و گاهى هیجانات ناهنجار براى روان در پى دارد.
۲- موسیقى غیرغنایى: شامل صداهاى موزون طبیعت، مارش نظامى، صوت قرآنى، آواز حدى (براى تحریک حیوانات و دام) مى شود. این نوع موسیقى میتواند پاسخگوى گرایش طبیعى انسان به زیبایى هاى سمفونى و موزون باشد و با اجراهاى متنوع مى تواند جایگزین موسیقى غنایى باشد.
با توجه به آنچه گفته شد بررسى متون دینى و آراء عالمان دین نشان مى‏دهد که موسیقى از نظر اسلام در چند صورت حرام مى‏باشد:
۱) موسیقى مطرب یعنى آهنگ‏هایى که موجب (تحریکات غیرارادى در شنونده شود) و انسان را از یاد خدا غافل مى‏سازد. منظور از محرک بودن نیز نوعى و شأنى است یعنى، به طور معمول چنین اثرى را دارا باشد نه فقط نسبت به شخص خاص.
۲) موسیقى همراه با مضامین لهوى که به گونه‏اى موجب فساد اخلاق و انحراف اذهان است مانند ترانه‏هاى عاشقانه و اشعارى که در وصف زن، شراب و غیره است و از همین قسم است اشعارى که به هر نحو موجب ترویج باطل و مخالفت با حق باشد مانند توهین به مقدسات و یا در جهت تایید کفر و شرک و نظامهاى فاسد و سردمداران آن باشد.
۳) موسیقى در مجلس گناه و لهوولعب مانند آهنگهایى که در حال رقص یا نوشیدن شراب و غیره نواخته مى‏شوند.
در هر صورت معیار در حرمت موسیقى مناسب بودن آن با مجالس لهو و داشتن مضامین فساد انگیز و اغوا کننده و طرب انگیز است و فرق نمى‏کند که از صدا و سیما باشد یا غیر آن. ایرانى باشد و یا غیرایرانى. همین طور فرقى بین رفع خستگى و غیر آن و براى خود یا دیگران در این حکم نیست و ملاک در تحریک شدن نوع مردم است نه شخص انسان.
لازم به ذکر است تشخیص حرام بودن موسیقى از شبهات مفهومیه است لذا تا اطمینان به حرمت آن پیدا نشده اصل برائت و عدم حرمت جارى است به ویژه درباره موسیقى هاى پخش شده از صدا و سیما حکم به حرمت مشکل است، لذا گوش کردن به موسیقى هاى صدا و سیما تا اطمینان به حرمت پیدا نشده باشد اشکال ندارد.
نکته دوم آنچه که حرام است استماع، یعنى گوش دادن اختیارى به موسیقى و پیگیرى است، ولى شنیدن غیراختیارى و رهگذرى اشکال ندارد.
براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر. ک:
۱- تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۱۹، ص ۱۳، ۲۴، ۲۵ و ۲
۲۶- مضرات موسیقى، سید احمد خاتمى، نشر قرآن قم

اثرات موسیقی بر روح و روان انسان

حال که تفاوت موسیقی وغنا و احکام آنها دانسته شد به یکی ازمهمترین بخشهای این نوشتاریعنی انواع اثرات موسیقی برجسم و روان انسان می پردازیم. درباره حوزه تأثیرگذاری موسیقی و این که اصالتاً مخاطب آن کدام یک از این دو (جسم و روان) هست باید گفت : « مخاطب حقیقی این هنر ، مغز و روان انسانها است ، نه حس بینایی و نه حس شنوایی ؛ زیرا این دو حس چیزی جز واسطه انتقال اصوات فیزیکی به مغز و روان انسانها نیست .تیز گوش ترین انسانها که دریافت درونی از معنای موسیقی ندارند ، هیچ درکی درباره آن نمی توانند داشته باشند ، حتی تفسیر و چگونگی برداشت انسانهایی که در یک جامعه و در پوشش یک فرهنگ و یک محیط و سرگذشت زندگی می کنند گوناگون می باشد،اگرچه همه آنان ازحس شنوایی مساوی برخوردار بوده باشند(۱)ولی بالاخره اثر موسیقی دوگونه است :۱ـ اثرات معنوی ۲ـ اثرات جسمی.

اثرات معنوی و روحی موسیقی: 
روح انسان ، مهم ترین جنبه وجودی انسان است، لذا هر آن چه که برآن اثر بگذارد می تواند در کمال و سقوطش، مؤثّر باشد. از این جا اهمّیت اثر موسیقی بر روح و روان انسان مشخّص می شود. ما در این بخش مهمترین آثار موسیقی را بر روح بررسی می کنیم:

۱ـ گمراهی و غفلت ازخدا :
از بزرگ ترین آثاری که برای موسیقی ذکر شده است دور شدن از یاد و ذکر خداست . قرآن در سوره لقمان یکى از عوامل گمراهى و ضلالت را «لهو الحدیث» دانسته است. «ومِن النّاسِ مَن یشتری لَهوالحدیثِ لیُضلَّ عن سبیلِ الله(۲)«لهویعنی غفلت ،یعنی دورشدن از ذکرخدا ، دورشدن از معنویت ، دورشدن از واقعیتهای زندگی ، دورشدن ازکار وتلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی بند وباری».(۳) در روایات اسلامى از «لهو الحدیث» نیز به «غنا» تفسیر شده است.(۴) شنیدن غنا و موسیقى آن چنان اراده انسان را سست و غریزه جنسى شخص را تحریک مى‏کند که شخص را از یاد خدا و قیامت باز می دارد لذا ازعوامل گمراهی به حساب می آید.

۲- گرایش به فساد :
غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مى‏کشاند و از راه پرهیزکارى باز مى‏دارد.مجالس غنا و موسیقى، معمولاً جزو مراکز مفاسد گوناگون است و این خود دلیل روشنی است بر این که موسیقی درگرایش به فساد نقش مؤثّری دارد . در حدیثى از نبى اکرم(ص) آمده است : «الغناءُ رقیه الزنا»:«غنا نردبان زنا است».(۵)

۳ـ سوء عاقبت :
برای اثبات سوء عاقبت، به واسطه غنا و موسیقی به یک داستان کوتاهی که در زمان امام صادق (ع) اتفاق افتاده اکتفا می کنیم ، چرا که آن چه در زمان آن بزرگواران رخ داده، صرفاٌ یک داستان نیست بلکه باید عبرت برای سایرین وآنان که در زمانهای بعد می آیند قرار بگیرد. مردی به امام صادق(ع) عرض کرد: همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عود (یکی از آلات موسیقی) می نوازند . چه بسا به هنگام قضای حاجت نشستنم را طول می دهم، تا صدای آنها را بیشتر بشنوم.امام فرمودند: « این کار را نکن. در روز قیامت در برابر خداوند هیچ عذری نداری ؛ مگر سخن حق را نخواندی که می فرماید : گوش، چشم، دل، مسئولند و در برابر کارهایی که کرده اند، مورد سؤال واقع می شوند. » مرد عرض کرد : به خدا سوگند گویا این آیه را تاکنون نخوانده و نشنیده بودم. دیگر به خدا این کارها را انجام نمی دهم و از اوآمرزش می طلبم . امام سپس فرمودند: «برخیز و غسل کن و آن چه می توانی نماز بخوان، چون تا کنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چه بد حال وتیره بخت بودی اگر بدون توبه و بر این حال از دنیا می رفتی.» (۶) همین داستان کوتاه، خود مؤیّد بزرگی بر مطلب ما می باشد و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

۴- قساوت قلب :
یکی از اثرات شوم موسیقی بر روان انسان ها پدید آوردن بیماری قساوت قلب در انسان می باشد. و مویّد اینکلام، سفارش رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع ) می باشد که به ایشان فرموده اند:« یا على؛ سه کار دل راسخت کند: گوش دادن به آواز و موسیقى و شکار و به دربار سلاطین رفتن(۷) افرادی که مداومت بر گوش دادن به موسیقی و مطربی دارند قلبشان مریض می گردد. و نتیجه این سختی و قساوت قلب این می شود که دیگر موعظه و پند در این قلوب اثر نمی کند. زیرا طبق آیات قرآنی از آثار گناهکاری ، قساوت قلب است.خداوند متعال درقرآن می فرماید : قلوب افراد گناهکار مانند سنگ است یا سخت تر از سنگ . زیرا برخی از سنگ ها از میانشان آب بیرون می آید یا از ترس خدا از بلندی ها فرو می افتد.(۸) ولی قلوب افراد گناهکار به قدری سخت است که دیگر چیزی از پندها و موعظه های الهی در آن اثر نمی نماید.نشانه و علامت این بیماری آن است که این گونه افراد وقتی در مجلسی قرار می گیرند که در آن سخن از خدا و قرآن و یاد مرگ و آخرت است، اهل موسیقی، حالشان بد می شود و دوست دارند زود از این گونه مجالس خارج شوند و بر عکس اگر در جایی باشند که سخن از دنیا و سرگرمی های گمرا ه کننده باشد . به اشتیاق بر آن توجه می کنند و دوست ندارند که تمام شود و باز تایید کننده سخنان فوق،آیه ۶ و۷ سوره لقمان است که در آیه ۶ در مورد اهل «لهوالحدیث» توضیح و بلافاصله درآیه ۷ که مورد بحث ما است می فرماید: و چون آیات و گفتارما بر اهل لهو و موسیقی خوانده شود دوری گزینند و روی برگردانند و تکذیب آن گفتار نمایند مانند کسی که آن را نشنیده و گویا در گوش های ایشان سنگینی است از شنیدن آیات ما پس به ایشان عذابی دردناک را مژده بده.

۵- از بین رفتن حیا :
امام صادق(ع) در این رابطه در حدیثی می فرمایند :«مَن ضُربَ فی بَیته بَربَطٌ أربعینَ یوماً سلَّطَ اللهُ علیه شَیطاناً یُقال له القَفَندَر فلا یَبقی عضوٌ مِن أعضائه إلّا قَعدَ علیه فإذا کانَ کذلک نزعَ منه الحیاءُ ولم یُبال ما قال و لا ما قیل فیه»(۹)«کسی که در خانه اش چهل روز بربط ( نوعی تار ) نواخته شود خداوند متعال شیطانی را به نام قفندر بر او مسلّط می کند که عضوی از اعضای وی باقی نمی ماند مگر اینکه او را در برمی گیرد و هنگامی که این گونه شد حیا از او گرفته می شود به گونه ای که نسبت به آنچه به او گفته می شود بی تفاوت می گردد».در خصوص اهمّیت حیا نیز خوب است بدانید رسول خدا (ص) در این باره فرموده اند : «حیا و ایمان با همدیگر وابسته ‏اند چون یکى از میان برود، دیگرى هم از میان مى ‏رود».(۱۰)و باز در اهمیّت حیا درحدیثی آمده است که:«کسی که حیا نداردایمان ندارد(۱۱)شهید مطهّری در کتاب تعلیم وتربیت در اسلام به نقل ازمسعودی در مروّج الذّهب می نویسد : در زمان عبدالملک یا یکی ازخلفای بنی امیّه که موسیقی رایج بود خبربه خلیفه رسیدکه شخصی باکنیزش خواننده هستند و تمام جوانان مدینه را به فساد می کشند . خلیفه دستور داد آنها را آوردند .آن مردگفت : معلوم نیست آنچه این کنیز می خواند غنا باشد و ازخلیفه خواست خودش امتحان کند. وقتی کنیز شروع به خواندن کرد کم کم دید سرخلیفه دارد تکان می خورد و به جایی رسید که خلیفه چهار دست و پا راه می رفت و می گفت : بیا به مرکوب خودت سوارشو.
«واقعاً موسیقی قدرت فوق العاده ای مخصوصاً ازجهت پاره کردن تقوا و عفّت دارد».(۱۲)

۶ـ از بین رفتن قوّه تفکّر:
موسیقی بوسیله ارتعاشات خود، اعصاب راتحت تأثیر خودقرارداده وکم کم برقوای ادراکی چیره می شود.به عبارت دیگر«موسیقی به حسب انواع هنری که دارد وهریک از آن انواع مختلف یک حالت دراعصاب ادراکی بر می انگیزد، ازشهوت و بی بندوباری ویا شادی ونشاط و اندوه و یا خیالات عرفان گونه و یا دیگرحالات که همۀ آنهاحالاتی است خیالی و اوهام ساز ،دیگر ادراکات را بر کنار کرده و همان خیالات جای آن راگرفته و در مسیر انگیزه های موسیقی به حرکت در می آورد . در این حال پای عقل و ذهن و اندیشه به همان خیالات و اوهام بسته شده و درهمان مسیر خیال بافی های موسیقی درحرکت است و دیگر نمی تواند به خود آید.»(۱۳)

۷- از بین رفتن غیرت:
«إنّ شَیطاناً یُقال له القَفَندَرُ إذا ضَربَ فی مَنزل الرَّجلِ أَربعینَ صباحاً بالبَربَطِ و دَخلَ الرّجالُ وَضع ذلک الشّیطانُکلَّ عضوٍ منه علی مِثله مِن صاحبِ البیَتِ ثمّ نفخَ فیه نفخهً فلا یُغار بعدَها حتّی تؤتی نساؤه فلایُغارُ.» (۱۴)«کسی که چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شیطانی به نام قفندر اعضای خود را به تمام اعضای بدنش مس می نماید ، پس غیرت از آن مرد برداشته می شود تا به حدی که با زنانش اگر فعل قبیحی کنند بدش نمی آید ». با این روایت شاید بتوان به یکی از علل اصلی رواج بد حجابی و فحشا در جامعه پی برد، چراکه براساس این روایت به هر مقدارموسیقی در جامعه رواج پیدا کند غیرت از مردان زایل شده و نسبت به بد حجابی وتعرّض نامحرمان به ناموسشان ،بی تفاوت تر می شوند.

۸ـ جنون و دیوانگی:
فشار شدید موسیقی بر روی اعصاب ، قدرت اندیشه و تفکّر را از انسان می گیرد لذا منجر به انجام کارهایی که با عقل تضاد دارد می شود.نمونه ای ازاین کارهای جنون آمیز را ذکرمی کنیم : «درملیون پنجاه هزار نفر بعد ازگوش کردن به یک کنسرت موسیقی چنان موسیقی آنها را به هیجان آوردکه ناگهان همه به هم ریختند و بدون جهت، هم دیگر را زخمی و مصدوم کردند و قبل از این که پلیس خود را برساند چند نفر به ضرب چاقو از پای درآمدند و به چندین دختر ، تجاوز شد وتعداد زیادی مجروح شدند»(۱۵) یا« درایالت «لتیل راک» جوانی پیانو یاد می گرفت . نغمات موسیقی چنان درروح اوهیجان ایجادکرد که بدوندلیل ازجای برخاست وبا۱۹ضربه چاقو،معلّم خودرا ازپای درآورد».(۱۶)

۹ـ افسردگی:
کسی که درموسیقی غوطه ور شد، حالت خمودی وافسردگی،یکی ازحالاتی است که بر او عارض می شود.این مسئله در کسانی که با مطالعه ودرس وبحث سروکار دارند بیشتر نمود دارد . به گونه ای که بعد از موسیقی رغبت آنها نسبت به مطالعه کمترشده و نیروی فکر آنها ضعیف می شود.روانشناس معروف ، دکتر «الکسیس کارل» درکتاب «راه و رسم زندگی» می نویسد : «برخی دانش آموزان می خواهند با توجه به رادیو درس خود را یاد بگیرند و در راه تحصیل پیشرفت کنند ، باید گفت رادیو نیز مانند سینما و موسیقی کاهلی کاملی می بخشد به کسانی که به آن سرگرمند(۱۷)

۱۰- نزول بلاهای ناگهانی و عدم استجابت دعا :
هم اکنون بسیاری به دنبال پاسخ این پرسش می گردند که چرا زندگی هایمان با وجود رفاه ظاهری با بلاها و مصیبت ها آمیخته شده و یا اینکه چرا هرچه دعا می کنیم مستجاب نمی شود ؟ یکی ازعوامل این گونه مسائل راشاید بتوان در روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده پیدا کرد.که فرموده اند : «بَیت الغناءِ لاتُؤمن فیه الفجیعهُ و لا تُجاب فیه الدَّعوهُ و لا یَدخلُه المَلَکُ.»(۱۸) «خانه ای که در آن غناء خوانده می شود از مصیبت و بلای ناگهانی ایمن نیست و دعا در آن مستجاب نمی شود و فرشته داخل آن نمی گردد .»اینها بخشهایی از مضرّات موسیقی بر روان و معنویّت انسان ها بود و اینک، اثرات جسمانی و مادی آن را بررسی می کنیم.


پى نوشت ها:
۱- جعفری،محمدتقی،موسیقی از دیدگاه فلسفی وروانی، ص۱۱۷و۱۱۸.
۲- لقمان(۳۱)،آیه۶.
۳. قدوسی، حسن، نکته های ناب، ص۱۰۲.
۴. وسائل الشّیعه،ج۱۲،باب۹۹،ص۲۲۶،ح۷.
۵. مجلسی،محمدتقی،بحارالأنوار،ج۷۹،باب۹۹،ص۲۴۷،ح۲۶.
۶. طباطبائی،محمدحسین،ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۱۰۷وکافی،ج۶،،ص۱۶۵۵،ح۱۰.
۷. فیض مشکینی،علی اکبر،نصایح، ترجمه آیت الله احمدجنّتی ،ص ۱۳۴.
۸. بقره، (۲)، آیه ۷۴.
۹. وسائل الشیعه،کتاب تجارت، باب۱۰۰،ج۱۲،ص۲۳۲،ح۲وکافی،ج۶،،ص۱۶۵۵،ح۱۷.
۱۰. بحارالأنوار،ج۷۱،باب۸۱،ص۳۳۱،ح۴،به نقل ازکافی ،ج۲،ص۱۰۶.
۱۱. همان.
۱۲. مطهری،مرتضی،تعلیم وتربیت دراسلام،ص۷۲.
۱۳. نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، ص۲۲۷.
۱۴. وسائل الشیعه،کتاب تجارت،باب ۱۰۰ ،ج ۱۲،ص ۲۳۲،ح۱وکافی،ج۶،ص۱۶۵۵،ح۱۴.
۱۵. محمدی نیا،اسدالله،بهشت جوانان،ص۳۵۹ وموسیقی از نظر دین ودانش،ص۲۰،کیهان شماره ۶۲۶۵.
۱۶. طاهری،مهدی،سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،،ص۸۴.
۱۷. تاثیرموسیقی براعصاب وروان،ص۶۲.
۱۸. کافی،ج۶،ص۱۶۵۵،ح۱۵ووسائل الشیعه،ج۱۲،باب۹۹،ص۲۲۵،ح۱.

منبع:
سایت اسلام سیتی

سایت راسخون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.