صفحه اصلی » ویژه بانوان » احکام بانوان » فلسفه احکام » چرا در اسلام دیه زن نصف دیه مرد است؟

چرا در اسلام دیه زن نصف دیه مرد است؟

چرا در اسلام دیه زن نصف دیه مرد است؟Reviewed by کارشناس دینی on Nov 22Rating: ۵.۰

چرا در اسلام دیه زن نصف مرد است

پرسش: اسلام دین عدالت و مساوات است. همان طوری که رسول گرامی اسلام ? می فرمود: (مومنان با هم برادرند و خونشان با هم مساوی است (۱)) حال چرا باید خون بهاء ودیه زن نصف دیه مرد باشد؟

بر فرض اینکه قبول کردیم که دیه زن نصف دیه مرد است، این مساله مربوط به صدر اسلام و زمان قدیم است، ولی امروزکه زنان نقش عظیمی در جامعه دارند و دوش به دوش مردان در صحنه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و… شرکت فعّال دارند، چرا دیه مردان دو برابر زنان باشد. زیرا موضوع که عوض شد، حکم هم باید عوض شود. یعنی امروزکه زنان در تمام جهات رشد چشمگیری پیدا کرده اند باید دیه آنها هم با مردان برابر گردد تا از ظلم به حقوق زن جلوگیری شود.

بعلاوه بعضی از زنان نه تنها نقششان در جامعه کمتر از مردان نیست بلکه بیشتر از مردان می باشد. نقش یک خانمی که تحصیلات عالیه را به اتمام رسانده، په هیچ وجه قابل مقایسه با یک مرد عادی نیست.

جواب

اولاً: بین عدالت و مساوات فرق است. عدالت یعنی هر چیزی در جا و محل خودش قرارگیرد و هر موجود مستحق به حقّ خود برسد وهدف ازبعثت تمام انبیاء ? برقراری قسط و عدالت در جامعه بوده است. ولی مساوات آن است که همه مردم به یک چشم دیده شوند و فرقی بین عالم و جاهل و فعال و غیر فعال گذاشته نشود، در حالی که برقراری مساوات در جامعه گاهی ظلم خواهد بود. اگر جامعه ای فرقی قائل نشد بین انسانی که عمری را به تحصیل علم و آموختن فنی گذرانده و بین فردی که عمرش را به بطالت گذرانده، این نوع مساوات ظلم است. (۲)

در بین زن و مرد هم باید عدالت برقرار نمود و عدالت به آن خواهد بودکه هرکدام طبق آن توان و شایستگی خود الهی. بیست گفتار، گفتار پنجم از فقیه و فیلسوف شهید مطهری مراجعه فرمایید. به حقشان برسند. هرکدام بر اساس آفرینششان وظیفه خود را انجام دهند. و الّا مساوات بین زن و مرد ظلم است، زیرا زن و مرد در نظام تکوین و آفرینش دو موجود متفاوت از جهات مختلف اند و هر کدام ماموریت جداگانه ای دارند در عین اینکه هر دو موجودی کامل هستند و هر دو مکمّل یکدیگر ند. (۳)

ثانیاً: دیه که خون بهای انسان نیست و تعبیر به خون بهاء یک نوع مسامحه در عنوان است. بلکه دیه یک نوع مجازات و جبران و خسارت مالی است. پرداخت دیه برای مجرم یک نوع مجازات مالی است، تا اینکه حواسش راجمع کند تا دیگر آن اعمال را تکرار نکند. و جبران مالی است، برای فرد یا خانواده فردی که مورد ظلم واقع شده است. زیرا فردی که مورد ضرب قرارگرفته مدتی از فعّالیّتهای اجتماعی محروم میگردد باید خسارت آن را مجرم ببردازد. و اگر از بین برود با فقدان او ضرر اقتصادی به خانواده اش وارد می شود و مجرم با پرداخت دیه آن ضرر اقتصادی را تا حدودی جبران میکند. و معلوم است که ضرر مالی که با از بین رفتن یک مرد به خانواده می خورد، بیشتر از فقدان یک زن می باشد بر همین اساس دیه مرد دو برابر دیه زن است. خلاصه مطلب چون مرد معمولاً در مسائل اقتصادی بازدهی بیشتر دارد دیه آن هم بیشتر است و دیه یک مسأله اقتصادی است و این زیادی دیه دلیل نیست که مرد از زن ارزشمندتر می باشد.

اما ضربه روحی و عاطفی که با از بین رفتن مرد یا زنی به خانواده اش از طرف مجرم وارد می شود قابل جبران با هیچ چیزی از امور مالی نخواهد بود. گناه آن تا روز قیامت به گردن مجرم خواهد بود و خداوند بزرگ هر طوری که مصلحت بداند به حسابش رسیدگی خواهد نمود.

و اما این گفته که دیه خونبهای انسان نیست، پس خونبهای انسان چیست؟

قرآن کریم در مورد خونبهای ا نسان می فرماید: اگرکسی فردی را به ناحق بکشد مانند آن است که همه مردم دنیا را کشته است. (۴)

آری، خون یک انسان خداپرست و مومن این قدر ارزش داردکه با امور دنیوی قابل مقایسه نیست و غیر قابل جبران است.

گاهی به علت قوت مرد و یا طلاق زن و… نان آور خانواده زن قرار میگیرد بطوری که با از بین رقتن او ضرر اقتصادی قابل توجهی به آنها وارد می شود. در این مورد اگر دیه زن نصف دیه مرد باشد این یک نوع اجحاف وتعدّی به حق زن می باشد و یا آنکه زن از تحصیلات عالیه برخوردار است که خدمات او نسبت به کشور موقعیت او در جامعه با یک مرد عادی قابل مقایسه نیست؟

جواب

حکمت احکام و دستورات دین غالبی است. یعنی قانونگذار در وقتِ جَعْل قانون اکثر مردم را در نظر میگیرد نه تک تک افراد را، وقتی که بیشتر مردم مشمول حکم قرار گرفتند، آن حکم را واجب و قابل اجراء می داند. اگر چه قانون شامل عده ای نمی شود. و این موضوع درکل قوانین دنیا هست و همه قانونگذارهای عالم قبول دارند مانند قانون راهنمایی و رانندگی و قانون خدمت سربازی. در قانون خدمت سربازی قانونگذار همه جوانان ۱۹ ساله را در نظر میگیرد و ملاحظه تمام جوانب از جمله مصالح مملکت و تقویت بنیه دفاعی و نظامی کشور و… را می نماید. بعد میگوید: همه جوانان باید به سربازی بروند. قانون کلّی و عمومی است. اگر چه بعضی از افراد از قانون مستثنی هستند. حال در قانون الهی و شرع مقدس اسلام، که قانون دیه زن نصف دیه مرد است، این قانون کلّی است. چون در جامعه نان آور خانه مرد می باشد و اصلاً شرع مقدس این وظیقه را به کردن و عهده مرد قرار داده است. اگر چه این قانون استثناء بردار هم هست، مثل سایر قوانین شرع مقدس و بقیّه قوانین دنیا. حال اگر در بین جامعه تعدادی از زنان بودند که پایه اقتصادی خانواده بر عهده آنان بود و تنها آنها نان آور خانه بودند و یا آسیب دیدن این گونه زنان در حادثه ای یا با از بین رفتنشان ضربه مالی به خانواده شان وارد می شود. در این موارد استثنایی این قاضی دادگاه است که با اختیاراتی که دارد و قانون هم پیش بینی کرده باید از طریق مجرم یا بیت المال این کمبود اقتصادی و ضربه مالی را جبران نماید.
و امّا اینکه بعضی از زنان به خاطر مقام معنوی و تحصیلات عالیه از یک موقعیّت بالایی در جامعه و نزد حضرت حق تعالی برخوردارند. این مطلبی است که مورد قبول می باشد. ولی همانگونه که قبلاً هم گفته شد دیه یک نوع مجازات مالی برای مجرم و جبران خسارت مالی برای شخص آسیب دیده است و ارزش معنوی و اجتماعی زن با پرداخت دیه قابل جبران نیست، همانطوری که در مردان اگر دیه آنها دو برابر است برای جبران ارزش معنوی و اجتماعی آنها نیست.

به طورکلّی آسیب رساندن و یا از بین بردن انسان از گناهان کبیره است، و همانطوری که قرآن کریم فرمود: “اگر کسی فردی را ( اعم از زن و مرد) بکشد مثل این که همه مردم عالم را کشته است ” (۵)

بنابراین از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست، و حساب وکتاب و رسیدگی به گناهان بزرگ این شخص مجرم با خداوند قادر اسث که حضرت حق تعالی یا در دنیا و یا در وقت مردن و یا روز قیامت رسیدگی خواهد نمود و انتقام شخص مظلوم را از ظالم در محضر عدل الهی خواهد گرفت. بنابراین زن و مرد در انسانیت با هم هیچ فرقی ندارند، بلکه گاهی بعضی از زنان نزد خداوند از بسیاری ازمردان بالاترند، آن هم به خاطر تقوا و پاکدامنی که د ا رند! (۶)

خداوند بزرگ می فرماید:

“آسیه زن فرعون در شجاعت و از خودگذشتگی در راه خدا و پاکدامنی نه تنها الگوی همه زنان است، بلکه الگو و نمونه برای همه مردان با ایمان هم می باشد.؟ (۷)

ثالثاً: و امّا اینکه گفته شد این قانون دیه مربوط به صدر اسلام است، در جواب می گوییم: حضرت محمد ? خاتم و آخرین پیامبراز انبیاء الهی بود و تا قیامت پیامبری نخواهد آمد، کتاب قانونش که قرآن کریم و نیز دستورات آن حضرت که از وحی گرفته و به وسیله آن وجود مبارک و ائمه معصومین ? ابلاغ شده تا قیامت بدون تغییر باقی و ثابت خواهد ماند.

لذا امام صادق? فرمود:

“چیزی را که حضرت محمد ? حلال نموده تا روز قیامت حلال است و آنچه را که حرام نموده تا روز قیامت حرام خواهد بود.) (۸) … و اگر بعضی از احکام دینی به عنوان ثانوی تغییر پیدا کند، تغییرآن به دلیل تغییر موضوع است والا حکم تغییر نمیکند و اگر در برخی مواقع تغییر میکند به عنوان موقت خواهد بود و یا طبق مصالحی که قانون شناسان که فقهاء و مراجع عظیم الشأن هستند تغییر میکند و قانون دیه زن ازآن قوانین ثابت و بدون تغییر است. (۹)

رابعاً: و امّا اینکه گفته شد: زنان امروز نسبت به صدر اسلام نقش بیشتر دارند، در جواب میگوییم: همانطوری که امروز زنان در جامعه فعالیّت دارند، در صدر اسلام هم نقش عظیمی داشتند. حتّی فعّالیت و اثرکار بعضی از زنان در صدر اسلام و در طول تاریخ چنان برجسته و نورانی است که بااحدی از زنان امروز قابل مقایسه نیست. مانند: نقش حضرت آسیه، مریم، خدیجه و حضرت فاطمه زهرا و زینب کبری ? (۱۰) و شجاعت و از خودگذشتگی که بعضی از زنان مانند مادر وَهَب ابْنِ عبد اللّه در واقعه کربلا انجام داد در تاریخ بی نظیر است، (۱۱) وکاری که حضرت زینب سلام اللّه علیها در نهضت عاشوراکرد بسیاری از مردان از آن عاجز هستند تا چه رسد به زنان، دفاعی که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراء ? در دفاع از حریم ولایت و امامت نمود و مقام و منزلتی که نزد خداوند بزرگ دارد، بسیاری از انبیاء سلامالله علیهم به آن مقام و منزلت غبطه می خورند تا چه رسد به مردان و زنان درکل عالم هستی.

خامساً: انسان اعم از زن و مرد دارای جهاث مختلفی می باشند، از جمله:

جهت انسانی

جهت علمی

جهت اقتصادی

امااز نظر انسانی در اسلام بین زن و مرد از نظر انسانیت و معنویت هیچ تفاوتی وجود ندارد و هر دو این حق را دارندکه مسیرکمال و قُرْب به سوی حق تعالی را طی نمایند. زیرا هر دو انسان کامل می باشند. (۱۲)

و اما از نظر اقتصادی بین زن و مرد فرق است، زیرا کسب درآمد اقتصادی مردان بیشتر است حتّی در جوامع غربی و بی دین بازدهی اقتصادی مرد بیشتر از زن است. برای اینکه کارهای عظیم صنعت و تولید روی دوش توانمند مردان می چرخد. زیرا طبیعت زن از نظر عاطفی و اخلاقی و بدنی برای انجام کارهای سنگین و خشن آفریده نشده است. مأموریت زن در نظام آفرینش برای کارهای مناسب شأن و فطرت خودش از جمله تربیت و پرورش انسانهای بزرگ می باشد و همین وظیفه پرورش و تربیت نوزادان چقدر از وقت زن را میگیرد. زیرا زن از یک طرف در هر ماه چند روز عذری پیدا میکندکه با بی حالی و ضعف و سستی او همراه می باشد، تا جایی که خداوند منان نماز را که آنقدر مورد سفارش قرار دارد از زن در این ایام نخواسته است. و از طرفی دوران حاملگی و زایمان و استراحت چند ماه این دوران و شیردادن و…

بر ناتوانی و از دست دادن نیروی بدنی زن می‌افزاید. (۱۳) و این امور و بسیاری از مسائل دیگر باعث گرفتن وقت زن خواهد شد. و سبب می شودکه او نتواند مانند مرد در صحنه کار و صنعت حضور یا بد.

و این مطلب واقعیّت دارد و حقایق را نمی توان باشعار که نتیجه تبلیغات غربیها است تغییر داد. حتی در جوامع غربی و بی دین که پرچم دار دروغین دفاع از حقوق زن و تساوی بین او با مرد می باشند، بسیاری ازکارهای سنگین و مسوولیتهای بزرگ و پررنج به عهده مردان است. در همین زمان که حدود دویست کشور در دنیا هست حدود ۵ کشور هست که پست رئیس جمهوری و نخست وزیری را به زنان داده اند و در ۱۹۵ کشور پست کلیدی و پر دردسر را مردها به عهده دارند و اگر غربیها در حرفهایشان صادق هستند، بیایند اکثر وزیرانشان را از زنان قرار دهند. در حالی که در اکثرکشورهای غربی در بین حدود سی وزیر بیش از یک یا دو وزیر زن پیدا نمی شود. بنابراین خود غربیها و جوامع بی دین با این همه شعارهای کاذب وقتی به مرحله عمل می رسند، می بینیم که کارهای حساس و خطیر جامعه را به زنان واگذار نمیکنند، زیرا کارهای پرمشقت با روحیه لطیف زن سازگار نیست و خود زنان هم به این موضوع اعتراف کرده اند. بنایراین ما نباید گول تبلیغات مسموم بیگانگان را بخوریم و با سه چهار شعار، پایه و نظام جامعه را ویران نماییم. زیرا هر جامعه ای از جامعه کوچکتری به نام خانواده تشکیل شده و محور و فلب خانواده زن می‌با شد.

وانگهی کارهای اجرائی پردردسرکه مقام نیست تاکسر شأن برای زن باشد بلکه وظیفه است. بله ورود بانوان در بعضی از مشاغل نه تنها جایز است بلکه گاهی بسیار ضروری است مانند امور پزشکی بانوان، در این گونه مسائل برای عدم ارتباط بین زن و مرد نامحرم و منجر نشدن به مفاسد دیگر زنان باید وارد شوند و برخی از مشاغل وتخصصها را بدست بگیرند. جهت اطلاع به بحث (طرح انطباق پزشکی) و فتاوای مراجع عظیم الشأن در این کتاب مراجع فرمایید.

سادساً: مگر مسوولیت تربیت و پرورش نوزادان در آغوش پرمهر مادران مسوولیّت کوچکی است؟ در حالی که اگر دقیق بنگریم این وظیفه ای است که خداوند حکیم بر عهده زنان قرار داده و از مردان چنین کار خطیری ساخته نیست. زیرا زن از جهات بدنی و اخلاقی و عاطفی مناسب این کار آفریده شده است و وظیفه اصلی زن در نظام تکوین و آفرینش تربیت فرزندان است. اگر چه کار زن در خارج از منزل در صورتی که به وظیفه اصلی اش ضرر نزند و عفاف و حدود الهی را رعایت نماید اشکال ندارد. بر همین اساس که وظیفه اساسی زن تربیت فرزندان می باشد، رسول خدا(ص)فرمود:”بهشت زیر پای مادران است. ” (۱۴)

و نیزفرمود:”هنگامی که (دوران شیر دادن تمام شد) و مادر فرزندش را از شیر گرفت، تمام گناهانش بخشیده خواهد شد. ” (۱۵)

و حضرت علی(ع) فرمود: جهاد زن خوب شوهر داری کردن است. ” (۱۶)

و  امام خمینی فرمود:”شغل تربیت فرزند از همه شغلها بالاتر و مهمتر است. ”

“این شغل (شغل مادری) شغل انبیاء است. ” (۱۷)

باز فرمود:”از دامن زن مرد به معراج می‌رود. ” (۱۸)

یعنی اگر مردان بزرگ به مقامات بالای معنوی و انسانی رسیدند و منشأ خدمات بزرگی در جهان شدند مدیون دامن طاهر و شیر پاک و تقوای مادرانشان بوده است. یکی از علل شیوع جنایات هولناک و وجود افراد فاسد ا لاخلاق در غرب وکشورهای بی دین جدا کردن فرزندان از آغوش پرمحبت مادرانشان می باشد. و ما نباید راهی راکه کفار رفته اند و آن همه ضررهای جبران ناپذیر دیده اند ادامه دهیم. زیرا به نام آزادی و دفاع از حقوق زن او را از وظیفه

فطری خود بازداشتن، بالاترین ظلم و جنایت به زن است. بر همین اساس حضرت امام خمینی فرمود: “مبدأ یک عقده بزرگ جدا کردن فرزند از مادر است. ” (۱۹)

سابعاً: ما قدرت درک و فهییدن فلسفه کلیّه احکام را نداریم، زیرا گاهی قرآن کریم و روایات (به صورت جز العله نه عفت تامه) علّت احکام را ذکر نموده است. (۲۰) بعضی از اوقات عقل انسان علت حکم را تا حدودی متوجه می شود وگاهی با پیشرفت علوم کمی روشن میگردد. بطوری که بعد از چهارده قرن دانشمندان علوم تجربی به بعضی از عفت احکام دین بی برده اند. (۲۱)

ولی گاهی عقل بشر توانایی درک فهم دستورات الهی راندارد برای اینکه ما عقیده داریم که دستورات اسلام متکی به علم خداوند است و علم حضرت حق تعالی هم نامحدود می باشد، ولی علم ما محدود است (۲۲) و نیز می دانیم که احکام اسلام طبق مصالح و مفاسد وضع شده، یعنی واجباتش مصلحت و فایده برای بشر دارد و محرماتش مفسده و ضرر دارد. بنابراین وقتی ما خداوند بزرگ را حکیم دانستیم اولاً، و عقیده داریم که احکام براساس مصالح و مفاسد وضع شده ثانیاً، و باز می دانیم که عقل بشر قدرت فهم فلسفه جزئیات احکام را ندارد. ثالثاً، باید به طورتعبداً بپذیریم و عمل نمائیم.

و ثامناً: وقتی شما به پزشک مراجعه می نمایید یکسری داروهایی را برای درمان تجویز میکند. با اینکه ما از فایده و ضرر داروها به طورکامل آگاهی نداریم چون اطمینان به پزشک داریم واحتمال بهبودی را می دهیم داروها را بدون سوال از طبیب مصرف میکنیم. دیگر به پزشک نمی گوییم تا فایده و اثر هر یک از این داروها را نگویی مصرف نمیکنم. با اینکه علم پزشک محدود است و یقین هم به داروهایی که در نسخه نوشته شده نداریم که با خوردن آنها صد در صد خوب خواهیم شد.

حتی اگر پزشکدوست نزدیکمان هم باشد به او چرا نمی گوییم، بلکه از او تشکر هم می کنیم. در حالی که در اثر عدم آگاهی متاسفانه در برابر دستورات حضرت حق تعالی و پیامبران دائماًچرا میگوییم. ولی باید بدانیم همانطوری که اطباء امراض بدن را معالجه می کنند، انبیاء و ائمه اظهار بوسیله دستوراتشان که نسخه های شفا بخش صد در صد می باشد می خواهند امراض جسمی ما را و بالاتر از آن امراض روحیمان را معالجه نمایند. (۲۳)

به علاوه علمشان متصل به علم لایزال حضرت باری تعالی است بطوری که هیچ انسانی جز تعداد محدودی از اولیاء الهی توان درک مقام علمی آنها را ندارد. و اگرگاهی فلسفه احکام را نگفته اند و یا اشاره ای به علل احکام کرده ا ند برای آن است که از محدوده فکر انسان عادی فراتر است. بر همین اساس حضرت امام علی سلام اللّه علیه فرمود:

“اِنَّ اَمْرَنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَب لایَحْمِلُهُ اِلا عَبْد مَومِن اِمْتَحَنَاللهُ قَلْبَه لِلْإیمانِ ” (۲۴)

معرفت و شناسایی امر و دستورات ما بسیار دشوار است که جز بنده مومنی که خداوند قلبش را با ایمان آزموده تحمّل آن را ندارد.

این مطلب، به این معنا نیست که ما اصلاً در مسائل و معارف دینی سوال نکنیم و پرسش اعتقادی خودمان را از علماء بزرگ نپرسیم برای اینکه شبهه و سوال بطور غیر اختیار در ذهن می آید و باید پاسخ آن را از متخصص دین دریافت نمود. زیرا وقتی انسان فلسفه و علل احکام را در حد خودش بداند باعث می شودکه ایمانش نسبت به دین بیشتر شود. و نیز انجام واجبات و ترک محرمات و اطاعت و بندگی خداوند بزرگ برایش آسانتر می شود و با شوق و ذوق بهتری آنها را انجام می دهد همانطوری که پزشک وقتی فواید و آثار داروئی را برای بیمار بیان میکند او بهتر و به موقع دارو را مصرف می نماید و بهبودی حاصل میگردد.

سوم آنکه متوجّه می شود که انجام واجبات و ترک محرمات فایده و نتیجه اش فقط به خود انسان برمی گردد، و می داند که خدای بزرگ به عمل او نیازی ندارد و حضرت حق تعالی برای سعادت دنیاو آخرت انسانها این احکام را صادر نموده است. (۲۵) و خداوند منّان است که با این دستورات حیاتبخش بر ما منت نهاده و ما منّتی بر اونداریم. (۲۶)

و جهارم اینکه شبهه و پرسش دینی بسیاری از اوقات اگر جوابش داده نشود، همانطوری که (ویروس بدن را لاغر میکند و مانع رشدش خواهد شد) همچنین شبهه جلو رشد و پیشرفت معنوی انسان را خواهد گرفت و اعتقاد او را به خداوند بزرگ و روز قیامت سست خواهد نمود، لذا حضرت علی (ع) فرمود: “الشکُ یُفْسِدُ الدّینَ ”
شک و شبهه (در صورتی که پاسخ آن داده نشود) دین را فاسد و تباه می سازد. (۲۷)

و نیز فرمود:”الشک یُطْفِیءُ نُورَ الْقَلْبِ ” (۲۸)
شبهه و شک (در صورتی که پاسخش داده نشود) نور ایمان را در دل خاموش می گرداند.

علاوه بر این مطالب خود قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) که بر اساس استدلال و منطق می باشد در بسیاری از موارد که لازم بوده علت و حکمت موضوعات مختلف را با بیانی شیوا و مستدل بیان نموده است. (۲۹)

ولی آنچه موضوع بحث ما می باشد آن است که انسانی که علم و آکاهیش محدود وکم است (۳۰) نباید هر جا که علت حکمی از احکام الهی را متوجه نشد بگوید چرا این عمل حرام و آن عمل واجب شده است.

دینی که برای سعادت بشر دستوراتش از قبل از ولادت انسان شروع شده و تا هنگام مرگ و بعد از آن ادامه دارد و برای تمام جزئیات زندگی انسان برنامه دارد، چنین مکتبی را فقط اشخاصی که متخصص آن هستند حق اظهار نظر و اشکال دارند که بیش از پنجاه سال شبانه روز تلاش و کوشمش نموده اند و آنها مراجع عظیم الشأن اسلام می باشند: مانند فردی که در سطح ابتدائی سواد دارد بخواهد مسائل مهندسی و پزشکی راکه سالها درس خواندن لازم دارد متوجه بشود و ازکسانی که بیش از سی سال در این رشته ها تلاش نموده اند اشکال بگیرد. این روش به هیچ وجه عاقلانه نیست.ولی در عین حال هرکسی در حد ظرفیّت و معلوماتش می تواند سوال نماید و جواب مناسب در حد خودش را از علماء و بزرگان دین دریافت کند. و اگر حکمت حکمی از احکام الهی را درک نکرد به نقص و محدود بودن خود، و نامحدود بودن علم و قدرت حضرت حق تعالی پی ببرد و بداند که ائمه اطهار سلام الله علیهم هم به این علم نامحدود متصل می باشند.

امام جعفر صادق (ع) فرمود: “واللهِ إنّی لَاَعْلَمُ ما فی السَمواتِ وَما فِی الْأَرْضِ وَما فِی الْجَنهِ وَما فِی النّارِ وَما کانَ وَما یَکُونُ إِلی أَنْ تَقُومَ الساعَهُ”

به خدا سوگند من می دانم آنچه در آسمانها و زمین و بهشت و جهنم و آنچه از اول خلقت بوده و تا روز قیامت خوا هد بود. (۳۱)


پی نوشت ها:
۱- تفسیرنورالتقلین، ج ۱، ص ۶۵۶.
۲- جهت اطلاع بیشتر به نهج البلاغه، قصار ۴۲۹، نامه ۵۳ ، وکتاب عدل
۳- به بحث تفاوت های زن و مرد درکتاب “بهشت جوانان ” مراجعه فرما ید.
۴- مائده/ ۳۲. سؤال
۵- مائده/ ۳۲.
۶- سوره حجرات: آیه ۱۳.
۷- تحریم/۱۱.
۸- بحارا لانو ار، ج ۸۹، ص ۱۴۸. بصا ئرالدرجات، ص ۱۴۸ ا صول کا فی، باب البِدَعِ والرراْیِ وَالْمَقائیس و الری، ج۱: ص ۵۸ کا فی مترجم، ج ۱، ص ۷۵
۹- جهت اطلاع بیشتر به کتاب اسلام و مقتضیّات زمان از فقیه و فیلسوف عالیقدر شهید مطهری مراجعه فر مایید.
۱۰- جهت اطلاع بیشتر به بحث (مقام زن در اسلام) درکتاب “بهشت جوانان ” مراجعه فرمایید.
۱۱- نَفَس المَهْمُوم، ص ۲۸۵، چاپ بصیرتی.
۱۲- به آ یات ۳۵ آ حزاب، ۱۳ حجرات، ۹۷ نَحْل، ۲۱ روم، ۱۱ تحریم، ۴۵ آل عمران، ۷ قَصَص، و… و به بحث زن از دیدگاه ائمه معصومین ? درکتاب”بهشت جوانان ” مراجعه فرمایید.
۱۳- بقره/ ۲۲۲ و لقمان/ ۱۴.
۱۴- مستدرک الوسائل، ج ۲، ص۶۲۸، چاپ قدیم
۱۵- به حدیث حولاء درکتاب”بهشت جوانان ” مراجعه شود
۱۶- نهج البلاغه، قصار ۱۳۱، وکافی، ج۵، ص ۵۰۷.
۱۷- صحیفه نور، ج ۷، ص ۷۷-۷۶.
۱۸- زن از دیدگاه امام خمینی رحمه الله، ص ۷۹ و ۸۰.
۱۹- زن از دیدگاه امام خمینی ص ۷۹ و۸۰. صحیفه نور، ج ۷، ص۷۷-۷۶. جهت اطلاع بیشتر به بخش سوم بحث (ثواب تربیت کودکان) درکتاب “بهشت جوانان ” مراجعه فرمایید
۲۰- جهت اطلاع بیشتر به کتاب عِلل الشّرایع و بحار الانوار، ج۶، ص ۹۳ ۵۸ مراجعه فرمایید.
۲۱-به کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر و ضررهای موسیقی درکتاب “بهشت جوانان ” مراجعه نمایید.
۲۲-اِسراء ۸۵.
۲۳- نهج البلاغه مرحوم فیض، خطبه ۱۰۷ فراز۵.
۲۴- نهج البلاغه صبحی، خطبهء۱۸۹.
۲۵- نهج البلاغه، خطبه ۱۸۴، فراز ۲.
۲۶- آل عمران/ ۱۶۴.حجرات۱۷.
۲۷- غرر الحکم، فصل اول، شماره ۷۴۸.
۲۸- غرر الحکم، فصل اول، شماره ۲۸۹ ۱. و مانند آن شماره ۷۷۳ و ۷۷۵.
۲۹- جهت اطلاع بیشتر به کتاب علل شرایع، ج ۱ و ۲، بحارالانوار، ج۶، ص ۹۳ ۵۸. عیون أخبا ر الرضا (ع)، ج ۱، ص ۱۲۷ ۸۸. نهج البلاغه مرحوم فیض، خطبه ۷۰ ، ۲۳۴، فراز ۳۴، و خطبه حضرت فاطمه (س) مراجعه فرمایید.
۳۰- سوره اِسراء آیه ۸۵.
۳۱-بَصائر الدرجات، ص ۱۲۷.

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.