صفحه اصلی » قرآن » تفسیر » افزودن ثروت و دنیاپرستی عامل غضب الهی

افزودن ثروت و دنیاپرستی عامل غضب الهی

افزودن ثروت و دنیاپرستی عامل غضب الهیReviewed by کارشناس دینی on Dec 2Rating: ۴.۰

دنیاپرستی عامل غضب الهی

آیه
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیأْکلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ یصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ یکنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ وَ لا ینْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ [۱]

ترجمه
ای کسانی که ایمان آورده اید! بسیاری از دانشمندان و راهبان، (با سوء استفاده از موقعیت خود، ) اموال مردم را به ناحق می خورند و آنان را از راه خدا باز می دارند و کسانی که طلا و نقره می اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند، پس آنان را به عذابی دردناک، بشارت بده!

نکته ها:
علمای یهود به خاطر منافع مادّی خود، حقّ را کتمان کردند وبه حقانیت دین اسلام اعتراف نکردند، یا رشوه گرفتند و گناه بخشودند، یا تفتیش عقاید کرده و به دیگران تهمت زدند.

سوء استفاده از موقعیت ها، حرام است وبزرگ ترین خطر برای علمای دین، فساد مالی است. «لَیأْکلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ» (کسانی که متولّی موقوفات اند و آنها را در مسیر اهداف وقف شده مصرف نمی کنند، از مصادیق این آیه می باشند)

زکات در روایات

از امام صادق علیه السلام پرسیدند: در چه مقدار مال، زکات واجب می شود؟ حضرت فرمود: زکات ظاهر یا باطن؟ گفتند: هر دو. حضرت ابتدا نصابی را برای زکات ظاهر بیان نموده و آنگاه در بیان زکات باطن فرمودند: «فلا تستأثر علی اخیک بما هو احوج الیه منک»[۲] آنچه را برادر دینی ات به آن نیازمندتر از توست، او را انتخاب و ترجیح دهی.

* در روایتی دیگر، آن حضرت می فرماید: «انّما اعطاکم اللَّه هذه الفضول من الأموال لتوجّهوها حیث وجّهها اللَّه تعالی و لم تُعطِّلوها لتکنِزوها»[۳] خداوند این مال های اضافی را به شما عطا کرد تا در مسیر رضای او خرج کنید، نه آنکه احتکار و گنج کنید.

* طبق روایات، امام زمان علیه السلام چون ظهور کند، گنج ها را حرام می کند و همه را به مبارزات خود به مصرف می رساند.

* پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: انّ اللَّه فرض علی اغنیاء المسلمین فی اموالهم القدرَ الّذی یسَعُ فقرائهم. . . الا انّ اللَّه یحاسبهم حساباً شدیداً و یعذّبهم عذابا الیما[۴] خداوند، در مال مسلمانانِ ثروتمند، به مقداری زکات واجب کرده که کفاف فقرا را بدهد، آگاه باش! اگر به وظیفۀخود عمل نکنند، همانا خداوند از آنان حسابرسی شدید می کند.

* رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر مالی که زکات آن پرداخت نشود کنز است، گرچه پنهان نباشد، یا غیرطلا و نقره باشد. [۵]

ابوذر و آیۀکنز
ابوذر غفاری، صحابی بزرگوار پیامبر، در اعتراض به زراندوزی های معاویه و عثمان و عمّال حکومت و حیف و میل اموال عمومی، صبح و شام این آیه را با صدای بلند در برابر معاویه و سپس در مقابل عثمان می خواند و می گفت: این آیه مخصوص مانعان زکات نیست و هر نوع زراندوزی را شامل می شود.

در تفسیر شریف المیزان آمده است که از برخوردهای ابوذر با عثمان و معاویه و کعب الأحبار، بر می آید که ثروت اندوزی در جامعۀفقیر حرام است، گرچه از راه حلال باشد و زکاتش پرداخت شده باشد.

البتّه برخی آن را به اجتهاد شخصی ابوذر نسبت می دادند، ولی خودش می گفت: «ما قلتُ لهم الّا ما سَمعتُ من نبیهم» آنچه گفته ام از پیامبر شنیده ام. از طرفی صراحت و صداقت ابوذر هم مورد تأیید پیامبر است.

از فرازهای برجستۀزندگی ابوذر، همین امر به معروف و نهی از منکر او نسبت به حکام، در زمینۀریخت وپاش های اقتصادی است و نزاعش با عثمان بر سر مال و مقام نبود، بلکه اعتراض به یک منکر اجتماعی بود.

سرانجام عثمان، این صحابی پارسا و انقلابی را به شام تبعید کرد، از شام هم به بدترین وضعی به مدینه آوردند، سپس به «ربذه» تبعید شد و در تبعیدگاه، مظلومانه جان سپرد. و این نیز از فرازهای ناپسند وننگین حکومت عثمان بود.

دیگران برای تبرئۀعثمان، کوشیده اند تا به ابوذر تهمت سوسیالیست بودن و فکر اشتراکی داشتن و مخالفت با مالکیت خصوصی بزنند، امّا علامه امینی قدس سره در الغدیر، بحث مبسوطی در ردّ این اتهام دارد. [۶]

تبعیدهای مکرّر ابوذر به خاطر مناقشات او با حکومت و فریادهای اعتراض آمیزش بر ضدّ روش مالی عثمان و زراندوزی معاویه و توجیه گری های کعب الأحبار، در کتب تاریخی شیعه و اهل سنّت آمده است، [۷] هر چند برخی خواسته اند به نوعی توجیه کنند و این مناقشات را به حساب آزادی بیان و عقیده در دورۀعثمان بگذارند، یا آنکه تبعید آن صحابی بزرگوار را به عنوان اینکه «دفع شرّ مهم تر از کسب منفعت است» بدانند و حضورش را در مدینه و شام، شرّ تلقّی کنند و تبعیدش را رعایتِ مصلحت به شمار آورند، [۸] ولی این رفتار ننگ آلود با یار صدیق و پرهیزکار پیامبر که زبان صریح و اعتراض دلسوزانه اش تنها با انگیزۀعمل به وظیفه در برابر انحرافات بود، هیچ توجیه و تأویلی نمی پذیرد.

پیام ها:
۱- بعضی از علمای اهل کتاب، بد نیستند. «کثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ»

۲- بهره گیری علما از مال مردم و بهره نرساندن به آنان که موجب بی رغبتی مردم به دین می شود شاید مصداقِ «صدّ عن سبیل اللَّه» باشد. لَیأْکلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ . . . وَ یصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ

۳- بازداشتن علمای یهود و نصاری مردم را از راه حقّ، به خاطر دست یابی به دنیاست. یکنِزُونَ . . . یصُدُّونَ

۴- در اسلام، محدودیتی برای سرمایه نیست، امّا راه تحصیل آن شروطی دارد و زراندوزی و بدمصرف کردن ثروت حرام است. الَّذِینَ یکنِزُونَ . . . وَ لا ینْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ (وقتی زراندوزی حرام باشد، احتکارِ ضروریات قطعاً حرام است)

۵- مال اندوزی و حرص، احتکار و پنهان کردن است. چون مشکلات بسیاری را برای جامعه فراهم می کند. الَّذِینَ یکنِزُونَ . . . وَ لا ینْفِقُونَها

۶- دنیاپرستی علما و زراندوزی ثروتمندان، سبب قهر الهی است. فَبَشِّرْهُمْ . . .

۷- جمع آوری طلا و نقره و پول، و انفاق نکردن و احتکار آن، گناه کبیره است.

چون وعدۀعذاب به آن داده شده است. الَّذِینَ یکنِزُونَ . . . بِعَذابٍ أَلِیم [۹] [irp]


پی نوشت ها

[۱] سوره توبه، آیه ۳۴

[۲] تفسیر صافى.

[۳] تفسیر صافى.

[۴] تفسیر صافى.

[۵]  تفسیر کنزالدقائق.

[۶] الغدیر، ج ۸، ص ۳۳۵.

[۷]  تفسیر نمونه.

[۸] از جمله: تفسیر المنار، ج ۱۰، ص ۴۰۶- ۴۰۷.

[۹] محسن قرائتى، تفسیر نور، ۱۰جلد، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن – تهران، چاپ: ۴، ۱۳۸۹.

منبع: حوزه نت

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.