یکشنبه , آبان ۲۸ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » کشکول » شرایط تبادل نظر در زمینه های مذهبی سیاسی

شرایط تبادل نظر در زمینه های مذهبی سیاسی

شرایط تبادل نظر در زمینه های مذهبی سیاسیReviewed by کارشناس دینی on Dec 7Rating: ۴.۰
پرسش : تبادل نظر و مباحثه در زمینه‏های مذهبی و سیاسی چه شرایط و آثاری دارد؟
پاسخ : T}تبادل نظر در زمینه‏های مذهبی و سیاسی {T برای روشن شدن بهتر پاسخ، توجه به سه نکته اساسی بایسته است: یکم. انسان موجودی است متفکر و خوش‏بختی و خسران او در گرو بهره‏مندی از افکار و اندیشه او است. به همین جهت، ولیّ خداوندی ‏ـ که برای هدایت انسان آمده‏ ـ می‏کوشد از راه تفکر، او را به منافع مادی و معنوی خود متوجه سازد تا هر چیزی را که در سعادت او نقش دارد، از راه اندیشیدن به وی بفهماند و از راه دل در او شوق و انگیزه ایجاد کند تا به فکر بفهمد و با دل بدان بگرود. بر همین اساس، بیدار کردن افکار و عقول، در سر لوحه برنامه‏های پیامبران خدا قرار گرفته است. حضرت علی(ع) فرمود:« H} … فبعث فیهم رُسُلَه و واتر إلیهم أنبیائَه … و یثیر والهم دفائن العقول … {H »؛ «خداوند پیامبران خود را در میان مردم برانگیخت و آنان را پی در پی فرستاد [… تا موانع سر راه اندیشه را بردارند] و گنجینه‏های خود را بر ایشان آشکار گردانند». V}نهج البلاغه، خطبه ۱ {V انسان با اندیشیدن و فکر کردن، شخصیت والای خود را رقم می‏زند؛ پس اگر این جایگاه بلند انسانی را از او بازدارند، پیامدهای ناگوار و ناهنجاری متوجّه آدمی و جامعه بشری خواهد شد. دوم. مردم به طور طبیعی در افکار و اندیشه‏ها مختلفند و اساساً تنوع در افکار، از شرایط اصلی و ضرور زندگی بشر است. گونا‏گونی افکار و اندیشه‏های انسان‏ها ـ که از فطرت آنان سرچشمه می‏گیرد ـ این عالَم را از ملال و یکنواختی به درمی‏آورَد و زیستن در آن را لذتّ بخش و موجب خرسندی و خوش‏وقتی می‏گرداند. علاوه بر آنکه قوای عقلانی، اخلاقی و ذوقی را می‏پرورد. V}تکاپو‏گر اندیشه‏ها (زندگی، آثار و اندیشه‏های استاد محمد تقی جعفری)؛ عبدالله نصری، پژوهش‏گاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، چاپ اول، تابستان ۱۳۷۶، ص ۴۰۸ {V P}این تفاوت عقل‏ها را نیک دان {E} در مراتب از زمین تا آسمان{P P}هست عقلی همچو قرص آفتاب {E} هست عقلی کمتر از زُهر و شهاب{P P}هست عقلی چون چراغی سرخوشی {E}هست عقلی چون ستاره آتشی{P V}مثنوی، دفتر پنجم، شماره ۴۵۹-۴۶۱ {V سوم. اکنون که اندیشیدن، مهم تلقّی گشته و گونا‏گونی فکرها نیز فطری دانسته شده است، چگونه می‏توان در عین حفظ تفکّر و تعقّل، به اختلاف اندیشه‏ها احترام گذاشت؟ آنچه ما آن را «تبادل نظر» و «مباحثه» نام می‏نهیم، همه برای ارج‏گذاری بر اندیشه، با حفظ تفاوت آرا است. در واقع، در پرتو تضارب آرا و اندیشه‏ها، علاوه بر حفظ دو نکته پیش‏گفته، فکر و خلاقیّت ذهن نیز رشد می‏یابد و معارف و علوم کامل‏تر می‏گردد. به هر روی، استفاده از آرا و نظریّات دیگران و در هم آمیختن افکار و تضارب آرا و دوری جستن از خودمحوری و استبداد در رأی، آدمی را در عقل دیگران شریک می‏گرداند و از تجارب آنها بهره‏مند می‏سازد. اسلام که به همه ابعاد تکامل و ترّقی بشر نظر دارد، به این موضوع ارزش خاص و ویژه‏ای داده است. حضرت علی(ع) تضارب آرا و تبادل نظر را وظیفه هر عاقل و صاحب فکری دانسته، می‏فرماید: «سزاوار است که انسانِ خَردمند، رأی دیگران را بر رأی خویش بیفزاید و دانش و آگاهی خویش را با به دست آوردن دانش حکیمان افزون سازد». V}بِحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۰۰ {V از منظر امیرِ خرد، جمع‏آوری آرا و نقد و بررسی آنها انسان را به واقعیت و حقیقت رهنمون می‏سازد. نیز فرموده است: «آرا و اندیشه‏های دیگران راـ همانند مایه‏ای که در مَشک می‏زنند تا زبده و شیره آن را بیرون آورند ـ در عالم ذهن در هم بزنید و نقّادی کنید تا ذهن فعال گردد و بر اثر آن، هم به رشد و ابتکار برسد و هم بتواند در میان انبوه آرا نظریات منفی را از مثبت باز شناسد». V}میزان الحکمه، (مکتب الاعلام الاسلامی، قم ۱۳۶۲،ش، چاپ اول)، ج ۴، ص ۳۶ (حدیث۶۸۳۴) {V P} زان که با عقلی چو عقلی جفت شد {E} مانع بد فعلی و بد گفت شد {P P} نفسِ با نفس دگر چون یار شد {E} عقل جزوی عاطل و بی‏کار شد{P P}عقل قوت گیرد از عقل دگر {E} پیشه‏گر کامل شود از پیشه‏گر{P P}آشنایی عقل با عقل از صفا {E} چون شود هر دم فزون باشد ولا{P P}عقل را با عقلِ یاری یارکن {E} امرُ هم شوری » بخوان و کار کن {P V}مثنوی، دفتر دوم، شماره‏های ۲۰ و۲۱ و۲۲۷۷ ودفتر سوم، شماره ۲۶۸۹ ودفتر پنجم، شماره ۱۶۷{V پیامدهای جلوگیری و یا محدود کردن تبادل نظر، رکود استعدادها، طغیان و انفجار جامعه، سطحی‏نگری و آسیب‏پذیری و رشد تسلیم‏پذیری و جمودگرایی است. هر یک از این امور، نتایج بدی را برای جامعه بشری به دنبال خواهد داشت که تحلیل و توضیح آنها مجال دیگری می‏طلبد. حال که اهمیتّ و ماهیتّ تبادل نظر در پرتو خردورزی انسان و تکّثر اندیشه‏ها روشن گشت، به بیان مهم‏ترین ویژگی‏های آن می‏پردازیم: T}یک. رعایت روش گفت‏وگو: {T گفت‏وگو «تبادل نظر» درباره یک موضوع، مستلزم تحلیل پرسش و محور مبحث و در نتیجه، مشخص ساختن و توضیح مفاهیم، و آشکار نمودن اصل یا مقدماتی است که این مفاهیم با توجه به آنها استنباط شده‏ و در راستای آن، دیدگاهی گزینش شده است. T}دو. حق جویی: {T هدف هر تبادل نظری، باید شناخت حقیقت باشد و شرکت کنندگان در مباحث فکری، باید حق‏جویی را سر لوحه کار خود قرار دهند. در گفت‏وگو نباید اصل، بر برخورد اندیشه‏ها باشد و سرنوشت آب و سراب یا حق و باطل، مهم تلقّی نگردد. متأسفانه برخی از معاصران، این گمان را رواج می‏دهند که آنچه در آن به سر می‏بریم، «بازی» است و اساساً دیگر حق و باطلی معلوم و مطرح نیست و آنچه اَصالت دارد، تنها خودِ گفت و شنود است. این پندارِ! خطا، منجرّ به این خواهد شد که از هیچ تعامل فکری، نتیجه‏ای برای رشد و خلاقیتّ ذهن به دست نیاید و این بسیار خطرناک است. مقصود از حق‏جویی آن است که از ادعایی که متّکی به دلیلی قوی است، با هیچ تهدید و تطمیع و فشاری ـ چه از ناحیه افکار عمومی و چه از ناحیه دیگر ـ دست برنداشت. البته این دست برنداشتن، باید تا زمانی باشد که این مدّعا همچنان متّکی به آن دلیل مُتقن باشد؛ ولی بعد از نقض و یا ردّ دلیل، نباید در طرد آن، مسامحه کرد. T}سه. عقل‏مداری: {T حق‏جویی در سایه «عقل‏مداری» امکان تحقّق دارد. مراد از عقل‏مداری آن است که شرکت کنندگان در مباحث نظری، برای تحققّ حق‏جویی و ترویج آن، تنها تابع استدلال باشند و روح «چرا و به چه دلیل» را در فضای گفتمان‏های خود حاکم سازند و سنجش‏گری خود را محدود نسازند. برای حاکمیّت عقل‏مداری، پرسش‏ها و نقد و بررسی‏ها، باید منطقی و صحیح و واقع‏بینانه باشد؛ حال فرقی نمی‏کند که موضوع گفت‏وگو علمی باشد یا فکری و یا اجتماعی. P}عقل باشد ایمنی و عدل‏جو {E} بر زن و بر مرد اما عقل کو؟ {P V} مثنوی، دفتر ششم، شماره ۳۸۶۱ {V در اینجا یادآوری دو نکته بایسته است: یکی اینکه مقصود از عقل‏مداری، عقل‏گرایی معتدل است؛ یعنی، عقلی که در کشف حق و اثبات حقّانیت مطلب، در چهارچوب ویژه و محدوده مشخّصی عمل می‏کند. چنین عقلی از دیدگاه فرهنگ دینی، ابزاری است که با آن، می‏توان مجهولات را از معلوماتی که در فطرت سالم انسانی وجود دارد (بدیهیّات)، کشف و استنباط کرد. از این رو مراد ما از عقل‏گرایی، عقلانیتّ نیست که در قواعد استنتاج تردید می‏کند و اثبات یک مطلب و حقانیت آن را، چیزی جز حصول اجماع و توافق عقلای یک جامعه در باب آن اعتقاد نمی‏داند. همچنین منظور ما از عقل‏گرایی، عقلانیتّ حداکثری یا عقل‏گرایی حداکثری(Strong Rationalism) نیست که بیش از حد بر عقل تکیه کرده و آن را عالی‏ترین ابزار کسب دانش تلقّی می‏کند. عقل‏گرایی انتقادی(Rationalism Critical )نیز مورد نظر ما نیست؛ چرا که در چهارچوب عقل‏گرایی انتقادی، یک روش همیشه به نتایج واحد نمی‏انجامد. مجموعه پیش‏فرض‏ها و مبادی به کاربرنده روش، لزوماً یکسان نیست. عقل‏گرایان انتقادی بر این باورند که تنوّع در مبادی ـ به فرض که روش و قواعد استنتاج واحد باشند ـ در نتیجه حاصل از آن روش، تأثیر مستقیم دارد و چون مبادی و پیش‏فرض‏های مقبول اشخاص و جوامع متنوع است، نتیجه حاصل نیز متنوع و گوناگون خواهد بود. V}نقد این سه رویکرد ـ که در برابر «عقل‏مداری در فرهنگ دینی» مطرح می‏شود ـ مجال دیگری می‏طلبد {V نکته دومی که باید گفت این است که ما معتقدیم مطالب و مسائلی فراتر از خرد ـ نه خردستیز antiraional« ـ داریم که برای داوری، در حق بودن یا نبودن اعتقادات ما، توانمند است. در تفکّر و اندیشه اسلامی، تنها ذهن عاقل نیست که به گونه‏ای انحصاری، عینیّات جهان خارج را درک و تعقلّ می‏کند؛ بلکه وحی به عنوان حقیقتی فراتر از ذهن ـ نه مخالف و ضد آن ـ نقشی اساسی در درک و کشف حقایق و اثبات آن بر عهده دارد. T}چهار. آزاد منشی: {T بی‏شک، یکی از نخستین و اساسی‏ترین شرایط پدید آمدن روح تحقیق و علمی که در سایه تبادل نظر ظهور می‏کند، پرورش فکر آزاد و رهیده از هر گونه تعصّب و عقاید تقلیدی است. افرادی که در مباحث نظری پا به عرصه گفت و گو می‏گذارند، باید برای نهادینه کردن حق‏جویی و ترویج عقل‏مداری در پذیرش یا رد هر مدعا و دلیلی، هیچ‏گاه پیش‏فرض‏های ذهنی و دلبستگی‏های شخصی یا گروهی را دخیل نکنند؛ بلکه با کاوشی آزادانه، هدف هر «گفت و شنودی» را تنها شناخت حقیقت بدانند. درست است که هیچ فردی بدون ارتباط با اندیشمندان دیگر و برخورداری از دانش آنان در صحنه‏های گوناگون زندگی، به پیروزی نمی‏رسد؛ ولی اگر این عشق و علاقه به انسان‏های والا ـ که در جای خود بسیار ارزشمند و مقدس است ـ فکر را در چارچوبی خشک و بی‏روح به نام «پیروی از بزرگان» به بند کشد، خود مانع بزرگی برای اندیشه و رشد آن خواهد بود. P}علمِ تقلیدی بُوَد بهر فروخت{E} چون بیاید مشتری، خوش برفروخت {P P}مشتری علم تحقیقی حقْ است {E} دائما بازار او با رونق است{P V}مثنوی، دفتر دوم، شماره ۳۲۶۵ و ۳۲۶۶ {V T}پنجم. توافق ارزشی: {T شرط اساسی تبادل نظر، توافق ارزشی است. اینکه در «گفت و شنود»، وحدت ارزشی از میان برود؛ یعنی، توافق بر سر ارزش‏های اصولی وجود نداشته باشد و هر کس علاقه‏ها و منافع فردی یا گروهی خود را بر منافع جمع و مصالح عمومی و ارزش‏های اصولی پذیرفته شده از سوی اجتماع، ترجیح دهد و تعامل فکری را تنها برای نفوذ بر دیگران به کارگیرد؛ در چنین حالتی، دیگر مباحثه‏های نظری، به معنای قانون جنگل خواهد بود و آنچه از بحث فکری انتظار می‏رود، به وقوع نخواهد پیوست و تنها در حد شکل صوری و راهی برای طرح دیدگاه‏های شخصی یا گروهی و تبلیغ و نفوذ بر افکار دیگران خواهد بود؛ نه بیش از آن. T}ششم. خوش خویی: {T برای آنکه تبادل نظر به میدان ستیز تبدیل نشود، باید اصول اخلاقی و انسانی بر آن حاکم باشد و یکی از بارزترین این اصول، حسن رفتار و گفتار در طول بحث است. کسانی که درباره موضوع یا مسئله‏ای خاص، به گفت‏وگو می‏پردازند، باید از به کار بردن کلمات پوچ و آزاردهنده بپرهیزند و با رویی خوش و رفتاری پسندیده و انسانی، منظور و مقصود را به درستی برای یکدیگر بازگو کنند؛ به صورتی که گفته‏ها و کردارشان رنگ احساسات منفی به خود نگیرد. در تعامل فکری، باید کوشش شود با انتخاب انگیزه‏ای مناسب ـ که برای شخص مقابل ارزشمند است ـ ضعف دلایل و گفته‏های او روشن گردد. چه خوب است که این گفته امام محمد باقر(ع) در تفسیر آیه «A} قولوا للناسّ حُسنا{A »؛ فرمود: «نیکوتر از آنچه دوست دارید با شما سخن گفته شود، با دیگران سخن بگویید». V}وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۵۶۳ {V P}من ندیدم در جهان جست و جو {E} هیچ اهلیت به از خوی نکو {P T}هفتم. تحملّ اندیشه‏ها: {T با بردباری در برابر افکار و اندیشه‏ها، می‏توان تبادل نظر و آرا را بهبود بخشید و به راه اصلی و هویت خویش بازگردانید. اگر به نتایج مثبت تحمّل اندیشه‏ها و به آثار منفی ناشکیبایی در برابر تفکر دیگران بیندیشیم، خواهیم پذیرفت که تحمّل افکار، یکی از شرایط اساسی افرادی است که در تعاملات فکری مشارکت می‏کنند. با صبوری در برابر افکار، قدرت تعقلّ و نقّادی در جامعه رشد می‏کند؛ روابط کلامی و ارتباطی تغییر می‏یابد؛ روح تعاون و کار جمعی، وحدت ملی، مسئولیتّ اجتماعی، مفاهمه سیاسی و تبادل فرهنگ‏ها و اندیشه‏ها بالنده می‏شود. اما اگر ظرفیت شنیدن آرا و نظریات گوناگون را نداشته باشیم، نمی‏توانیم با دیگران مفاهمه برقرار کنیم و به ناچار، علاوه بر آنکه روح همکاری از میان می‏رود، روح تعصّب و بدتر از آن، خشونت بر مباحث نظری حاکم خواهد گشت و این برابر است با «مرگ اندیشه». حال باید پرسید: مشکل کجااست؟! اصحاب فکر و اندیشه، به امور پیش‏گفته و وقوف کامل دارند و خود از همه بهتر می‏دانند که شرایط ورود به عرصه تبادل نظر چیست. پس چرا با اطلاع کافی و وافی به این ویژگی‏ها، باز هم از «بحث» و «گفت و شنود» ناخشنودیم؟ به نظر می‏رسد که تعامل فکری در دوران معاصر، دچار آفت‏های جدی شده و این خود، مانع بزرگی بر سر راه تبادل اندیشه‏ها است. خودمحوری به جای حق‏محوری، نقد اشخاص به جای نقد افکار، پرخاشگری به جای منطق‏ورزی و مطلق‏اندیشی به جای آزادمنشی، از مهم‏ترین آفات مباحثه‏های فکری است. نبودن آموزش رفتار مشارکت‏جویانه در خانه، مدرسه، دانشگاه و جامعه باعث شده است که تحلیل و بررسی و نقد آرا و اندیشه‏ها، جنبه بسیار مضرّ و تخریب کننده به خود بگیرد، و این خود، دلیل مناسبی برای جلوگیری از استفاده درست و صحیح از «تبادل نظر» می‏شود. نحوه برخورد آرا و تقابل اندیشه‏ها ـ حتی در موضوعات مهمی همچون «تبادل نظر و بحث» ـ به صورتی است که خود منجر به نفی آنها می‏گردد. متأسفانه برخی از اندیشمندان در فکر آزاداندیشی‏ا‏‏ند؛ ولی در عمل آزادمنش نیستند. نباید غفلت کرد که جمود در فکر، چیزی است و جمود در برخورد، چیزی دیگر. تمایز میان این دو، یکی از گره‏های کورتحلیل جریان‏های فکری در کشور است. چو پرده دار به شمشیر می‏زند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند V}حافظ {V به هر حال، در چنین فضایی تبادل آرا و نقد و بررسی آنها معمولاً همراه با احساس است و طی آن از الفاظی استفاده می‏شود که بار ضد ارزشی دارد و گاه توهین‏آمیز و پرخاشگرانه ‏است! در نتیجه، نیاز به احترام در شخص مقابل تحریک می‏شود و در پی آن، آمادگی او برای پذیرش آرای دیگران، کاهش می‏یابد و بدتر موجب تثبیت رفتار و مقابله با اندیشه مقابل می‏گردد. در چنین حالتی، هدف بیشتر مشارکت جویان در تعامل فکری، بزرگ نشان دادن خود و تحقیر دیگری است. پس در فرآیند «گفت‏وشنود» علاوه بر آنکه از روش‏های مضبوط و منطقی استفاده نمی‏شود، جبهه‏های مثبت نیز نادیده انگاشته می‏شود و آرا و اندیشه‏های دیگران، در کلیه زمینه‏ها نفی می‏گردد. ای زِ خود پوشیده! خود را بازیاب در مسلمانی حرام است این حجاب V}اقبال لاهوری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.