جمعه , آذر ۳ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » کشکول » جنبش نرم افزاری چیست

جنبش نرم افزاری چیست

جنبش نرم افزاری چیستReviewed by کارشناس دینی on Dec 7Rating: ۴.۰
پرسش : در مورد جنبش نرم افزاری توضیح دهید؟
پاسخ : T} الف. چیستی جنبش نرم افزاری: {T این اصطلاح از دو کلید واژه مهم «جنبش» و «نرم افزاری» تشکیل شده است. اصطلاح جنبش و نهضت ـ به معنای یک نوع حرکت فزاینده ـ در جایی گفته می‏شود که آن جامعه گرفتار رکود، سکون و ثبات باشد. مقام معظم رهبری در تبیین این معنا، یک‏سری واژه‏های تبیینی دیگر ـ مانند پاسخ به سؤالات، تولید اندیشه، نظریه پردازی و مانند اینها ـ ذکر کرده است. اصطلاح نرم افزاری، به محتوای علوم و آن چیزی که به تولید اندیشه و نظریه پردازی مربوط می‏شود، اشاره دارد. این جنبش نرم افزاری صرفاً به معنای آموزشی، تدریس و تعلیم و تعلم نیست. زیرا این فرایند قرن‏ها در جوامع و کشور خودمان هم وجود داشته است. جنبش نرم افزاری یک حرکت علمی اجتماعی است که دو رکن «روحیه علمی» و «نظام سیستماتیک» را به فرآیند تعلیم و تعلّم ما تزریق می‏کند. روحیه علمی، آن روحیه‏ای است که همراه با اراده فهمیدن، گشودن باب نقد عالمانه، منطقی و نوآوری است. نوآوری بدین معنا نیست که حتماً یک پایه و نظام معرفتی جدید ارائه شود و به تمام میراث گذشته، پشت پا بزنند. یک مرتبه نوآوری، پاسخ به سؤالات و شبهات جدیدی است که در جامعه وجود دارد برای مثال کار فقهای ما در حوزه‏ها، نوآوری است؛ چون در برابر پرسش‏ها، به پاسخ‏های جدیدی می‏پردازند. اما نظام سیستماتیک دارای عناصر ذیل است: ۱. تبیین و کشف مباحث زیرساختی و بنیادین علوم: هر ادعایی که مطرح می‏شود، یک سری پیش فرض‏های معرفت شناختی، هستی شناختی و جهان شناختی دارد که به عنوان مباحث زیرساختی و بنیادین همه علوم به شمار می‏آید. ۲. نیاز شناسی فکری و نظری: با توجه به اینکه ما انسانیم و در جهانی متغیر زندگی می‏کنیم، «تغییر» جزء لاینفک حیات فردی و اجتماعی ما است. از طرف دیگر دین نیز یک سری متغیراتی دارد. بر این اساس باید نیازهای متغیری که روز به روز به وجود می‏آید شناخته و آنها را کشف کنیم. ۳. بازپژوهی و بازپیرایی ذخایر علمی: وقتی به نیاز جدیدی برخورد می‏کنیم، نباید خودمان را از هویت علمی و فرهنگی گذشته مان جدا کنیم و به پاسخ بپردازیم، بلکه باید میراث گذشته را هم شناسایی کنیم. ۴. مطالعه تطبیقی بین اندیشه برگزیده و سایر اندیشه‏ها‏ باید به مکاتب و نظریاتی که در کنارمان وجود دارد، توجه و اشتراکات و تمایزات را بررسی کنیم. مطالعه تطبیقی باعث رشد و بالندگی در اندیشه ما می‏شود. بعد از اینکه این فرایند را طی کردیم، به تمدن سازی و فرهنگ سازی می‏رسیم؛ یعنی، اگر بتوانیم جنبش نرم افزاری را بارور کرده و روحیه علمی را فزونی بخشیم، فرهنگ‏سازی کرده‏ایم. بعد از این مرحله، تمدن سازی تحقق پیدا می‏کند و در موضوعاتی نظیر تکنولوژی و صنعت، معماری و هنر و… ظهور می‏یابد. T} چرایی جنبش نرم افزاری: {T یکی از ویژگی‏های مهم جنبش، «همگانی» بودن آن است مفهوم جنبش، حرکت فزاینده همگانی است. پس اولاً حرکت است نه رکود و سکون و یک حرکت رو به رشد و تزاید است، نه یک حرکت آرام. از طرفی همگانی است؛ یعنی، جنبه عمومی دارد و شخصی و فردی نیست. با تحولات عمیقی در رشته‏های کلام، فلسفه، تاریخ، تفسیر، اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی و… و صاحب نظران و فرهیختگان رخ داده و پیشرفت‏های خیلی خوبی حاصل شده است و همه اینها بعد از انقلاب اسلامی بوده است. مسلماً همه اینها نوآوری و نظریه پردازی است؛ اما جنبش نبوده است؛ بلکه حرکت‏های آرام و یا حرکت‏هایی شخصی و فردی است. و در مجموع جامعه، مجامع دانشگاهی و حوزوی ما دچار رکود است. V}ر.ک: تحلیل زیر ساخت‏های نظری جنبش نرم افزاری، گفت‏وگو با حجت الاسلام و المسلمین، دکتر عبدالحسین خسروپناه، روزنامه سیاست روز، ۱۳/۵/۱۳۸۲، ص ۶ و ۷ {V افزون بر این آنچه که در شکل گیری و اهمیت جنبش نرم افزاری بسیار مؤثر است، مواجهه ما با دنیای جدید، پیچیده شدن مناسبات اجتماعی و نوع تحولاتی است که در داخل جهان اسلام رخ داده و که نیازمندی‏ها و بایسته‏های جدیدی را مطرح کرده است. به طور کلی دو ویژگی مشخص، دوران جدید را از گذشته متمایز کرده است: ویژگی اول این است که در این دوران تاریخی، اسلام با رقیبان جدی ای در حوزه اندیشه و نظر مواجه بوده است و اندیشه‏ها و دیدگاه‏های گوناگونی مطرح شده که در گذشته وجود نداشته است. حضور این رقیبان جدید، برای حوزه‏های علمیه و اندیشمندان دینی، نیازهایی را مطرح کرده که باید پاسخ داده شود. ویژگی دوم، نیاز به حضور دین در صحنه عمل اجتماعی است. در گذشته به دلایل و بهانه‏های مختلف، نفوذ و حاکمیت دین را بر نهادهای اجتماعی و حکومت‏ها کاسته یا به طور کلی قطع نموده و قلمرو دین را تنها در سطح اخلاق و اعتقادات فردی منحصر کردند. اما با ظهور انقلاب اسلامی در ایران و به دلایل مختلف ـ چون وضعیت خاص جهان اسلام و احساس ضرورت همبستگی ملت‏های مسلمان و پیچیده شدن مناسبات اجتماعی ـ گستره نفوذ حکومت از حوزه اقتدار سیاسی فراتر رفت و به همه جنبه‏های حیات انسان نفوذ پیدا کرد. آنچه امروز به عنوان تولید اندیشه دینی یا تولید علم دینی مطرح است، در واقع به دو نیاز بر می‏گردد: ۱. بازاندیشی در میراث اسلامی و تنقیح افکار و معارف دینی از امور زاید و… ۲. طراحی و مهندسی نظامهای اجتماعی بر اساس فرهنگ و آرمان‏های دینی. V}ساختار تولید علم و توسعه علوم دینی، گفت و گو با امینی و سبحانی، نشریه پژوهش و حوزه ش ۱۲{V به عبارت دیگر، اسلام مدعی جامعیت و کمال است و حضور اجتماعی دارد؛ پس باید برای مناسبات اجتماعی، ارتباطات فرهنگی و پرسش‏ها و مکاتب نوین پاسخی داشته باشد. اگر بخواهیم اسلام را در دنیای امروز نشان بدهیم، چاره ای نداریم جز اینکه تولید اندیشه و نوآوری داشته باشیم و این با نقد، مناظره، گفت و گو و جنبش نرم افزاری فراهم می‏شود. T} سه راه‏های تحقق جنبش نرم افزاری {T برای رسیدن به تولید فکر و اندیشه دینی، به دو دسته نیازها باید توجه جدی کرد: ۱. ظرفیت‏ها و امکانات درونی (درون حوزه پژوهش و آموزش و درون حوزه و دانشگاه، ۲. شرایط بیرونی. در بخش اول، مسئولیت اصلی به عهده مدیران عالی مجموعه‏های علمی و دینی است. اینها باید حمایت کنند تا مدیریت‏های سالم و کارآمد، هدف دار در حوزه آموزش و پژوهش شکل بگیرد. بر اساس بخش دوم اگر همه ظرفیت‏ها ایجاد شود، باز هم برای تولید فکر کافی نیست. ممکن است رشته‏های تخصصی ایجاد و استعدادهای برتر جذب شود و… اما فضای لازم و نظام ارزشی مناسب برای نخبگان و تولید گران فکر و دانش موجود نباشد و یک نخبه احساس کند که طرح بحثی جدید در فقه، تفسیر، کلام و… همیشه با انگشت اتهام و تردید مواجه می‏شود. طبیعی است در این صورت، ظرفیت بسیاری از نخبگان متوجه تولید فکر نخواهد شد. صاحبان قدرت در حوزه علم و تفکر، چیزی را می‏پسندند که به قدرت آنها بیفزاید (یا حداقل قدرت آنها را تهدید نکند). حال آنکه یک نخبه فکری اولین دغدغه اش این است که معضل موجود را حل کند و به اصلاح و بهبود شرایط بپردازد. صاحبان ثروت هم در این زمینه نقش ایفا می‏کنند. وقتی امکانات و بودجه‏های پژوهشی گاهی در اختیار افرادی است که شرایط علم و دانش را ندارند و حداقل صاحبان علم و اندیشه نیستند، طبیعی است که توزیع ثروت در نهادهای فرهنگی و در بین عناصر فرهنگی، به گونه ای خواهد بود که انگیزه‏های نخبگان را دچار اختلال می‏کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.