صفحه اصلی » کشکول » راه رسیدن به مقامات اولیای خدا

راه رسیدن به مقامات اولیای خدا

راه رسیدن به مقامات اولیای خداReviewed by کارشناس دینی on Dec 8Rating: ۵.۰
پرسش : آیا براى قدرت معنوى انسان حتماً باید تفضل الهى باشد و یا انسان با تلاش خود مى‏تواند به مقامات اولیاى خدا برسد؟
پاسخ : قدرت معنوى انسان، بر اثر بازگشت روح به اصل خویش حاصل مى‏شود که بر اثر سیر و سلوک به دست مى‏آید. خروج از قوه و اقتضا و رسیدن به فعلیت و «شدن»، سِیر نامیده مى‏شود. در طبیعت، هسته و دانه خرما، اقتضاى نخل شدن دارد؛ به این معنا که اگر این هسته، تحت شرایط خاص، زیر زمین قرار گیرد و با گرما و تغذیه مناسب همراه باشد، به تدریج جوانه مى‏زند و سر از خاک بیرون مى‏آورد. حرکت هسته خرما و نخل شدن را «سیر» مى‏نامند. در حوزه «تکامل روحى» نیز مسأله به همین شکل است. سلوک معرفتى، سیر معنوى انسان از قوه به فعلیت معنوى است که تأمین کننده غایت خلقت انسان است. سلوک الى‏الله – که در واقع شروع بازگشت آدمى به موطن اصلى خویش است – تا مرحله وصول به خدا و جایگاه اولى روح «سلوک معنوى» نامیده مى‏شود. این سیر و سلوک – که قدرت معنوى خاصى براى انسان به ارمغان مى‏آورد – هم محصول سعى و تلاش آدمى است و هم نتیجه عنایت و تفضّل الهى. قرآن مى‏فرماید: A}«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ»{A؛ V}نمل (۲۷)، آیه ۹۷.{V ؛ «کسى که عمل صالح انجام دهد، در حالى که مؤمن است – چه مرد باشد و چه زن – ما به او حیات بخشیده و او را از حیات طیّبه برخوردار مى‏کنیم و به بهترین صورتى جزا و نتیجه راه و روش چنین کسانى را به آنان مى‏دهیم». و A}«وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا»{A؛ V}عنکبوت (۲۹)، آیه ۶۹.{V؛ «هر کس در راه ما مجاهدت کند، او را به راهمان هدایت مى‏کنیم». این آیات نشانگر این حقیقت است که «وصول» در پرتو تلاش آدمى و تفضل و عنایت الهى، حاصل مى‏شود و بر اثر آن آدمى در حوزه معنویات قدرتمند مى‏گردد. به هر حال نباید مسأله «عنایت الهى» را در این مهمّ نادیده انگاشت. عنایت حق در سلوک و وصول، امرى است برهانى که به طور مختصر به یک مورد آن اشاره مى‏شود: «معلول» پرتوى از علت است و آنچه راهبر به سوى علت است، خود علت مى‏باشد. به عنوان مثال گرما معلول آتش است؛ یعنى پرتو آتش که گرما است، ما را به آتش راهنمایى مى‏کند. قوّه تشخیص، به عنایت حقّ به انسان اعطا شده و پرتو حق پرتو او است و راهنمایى به سوى او و چیزهاى دیگر، به عنایت حق است. H}«انت الذى اشرقت الانوار فى قلوب اولیائک حتى عرفوک و وحدوک»{H؛ V}مفاتیح الجنان، دعاى عرفه.{V؛ «تو هستى که تجلیات را به قلوب دوستانت اشراق مى‏کنى تا آنان به وحدانیت تو شهود پیدا کنند.» معلول، پرتو علت و مرتبه نازل آن است؛ چگونه مى‏توان از معلول به علت راه یافت، اگر از ناحیه علت عنایتى به معلول نباشد؟V}در این خصوص نگا: درآمدى بر سیر و سلوک، صص‏۸۳ – ۸۸.{V P}جز تو پیش کى برآرد بنده دست‏{E}هم دعا و هم اجابت از تو است‏{P P}هم ز اوّل تو دهى میل دعا{E}تو دهى آخر دعاها را جزا{P P}اول و آخر تویى ما در میان‏{E}هیچ هیچى که ناید در بیان‏{P V} مثنوى معنوى، دفتر ۴، ابیات ۳۴۹۹ – ۳۵۰۱.

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.