صفحه اصلی » کشکول » تسلیم شدن در برابر خدا

تسلیم شدن در برابر خدا

تسلیم شدن در برابر خداReviewed by کارشناس دینی on Dec 8Rating: ۵.۰
پرسش : منظور از تسلیم شدن در برابر خدا چیست؟
پاسخ : «تسلیم» یکى از حالات سالک است که پس از «وصول»، به او دست مى‏دهد و این حالت عبارت است از استقبال قضا و تسلیم به مقدرات الهى و بنابه گفته خواجه عبدالله‏انصارى: H}«تسلیم، خویشتن به حق سپردن است»{H؛V}رساله صد میدان، ص‏۶۲؛ منازل السائرین، ص‏۳۶ – ۳۷.{V در واقع در این مرتبه سالک، همه هستى خود را – با تمامى ابعاد اعتقادى و عملى‏اش – به خدا سپرده و تسلیم محض اوامر و افعال او است. خواجه عبدالله تسلیم را سه قسم مى‏داند: «یکى تسلیم توحید است و دیگر تسلیم اقسام است و سیم تسلیم تعظیم است. تسلیم توحید سه چیز است: خداى را نادیده بشناختن و نادریافته را پذیرفتن و بى معاوضه چیزى پرستیدن. تسلیم اقسام سه چیز است: بر وکیل وى اعتماد کردن و به ظن نیکو حکم پذیرفتن و کوشش در حفظ نفس بگذاشتن. تسلیم تعظیم سه چیز است: سعى خویش را در هدایت وى کم دیدن و جهدِ خود در معنویتِ وى کم دیدن و نشان خود در فضل وى کم دیدن‏V}همان.{V. امام چهارم«علیه السلام» مى‏فرماید: «به بیمارى سختى دچار شدم. پدرم حسین بن على«علیه السلام» به من فرمود: چه میل دارى؟ عرض کردم: میل دارم نسبت به خود براى حضرت حق تعیین تکلیف نکنم؛ او آنچه به نفع من است از باب لطف و مهرش تدبیر مى‏کند. من علاقه دارم در پیشگاه حضرتش تسلیم محض باشم. پدرم فرمود: آفرین! با ابراهیم خلیل هماهنگ شدى؛ به هنگامى که مى‏خواستند او را در آتش بیندازند، جبرئیل به او گفت: چه حاجتى دارى؟ پاسخ داد: براى حق تعیین تکلیف نمى‏کنم؛ او مرا کفایت مى‏فرماید که بهترین وکیل من در تمام شئون حیات است».V}دیار عاشقان، ج‏۱، ص‏۵۰.{V P}عار نبود شیر را از سلسله‏{E}نیست ما را از قضاى حق گله‏{P P}شیر را برگردن ار زنجیر بود{E}بر همه زنجیر سازان میر بود{P V}مثنوى معنوى، دفتر۱، ابیات ۳۱۶۰ – ۳۱۶۱.{V گفتنى است «تسلیم»، هم با «توکل» فرق دارد و هم با «رضا»، در مقام «توکل» سالک کارى را مى‏طلبد؛ ولى چون خودش قادر نیست آن کار را به خوبى انجام دهد، وکیل مى‏گیرد تا به سود او کارهاى وى را انجام دهد و چون هیچ کس بهتر از خدا کار را نمى‏داند و نمى‏تواند انجام دهد، بهتر از همه آن است که خداوند را وکیل قرار دهد و بر او توکل کند. مقام «رضا» از مقام «توکل» بالاتر است؛ زیرا در مقام توکل انسان خواسته خویش را اصل قرار مى‏دهد؛ ولى از خدا مى‏خواهد بر اساس خواسته او کار کند؛ اما در مقام «رضا» خواسته خدا اصل و خواسته سالک، فرع است. در مقام «تسلیم» سالک اصلاً از خود خواسته‏اى ندارد و به خدا عرض مى‏کند: «حکم آنچه تو اندیشى، لطف آنچه تو فرمایى»؛ نه اینکه بگوید «پسندم آنچه را جانان پسندد». اصلاً در اینجا خواستن و خوشایند و بدآمدنى در خصوص سالک مطرح نیست؛ بلکه هرچه هست، خواسته او و خوشایند و بدآمدن او است‏V}مراحل اخلاق در قرآن (تفسیر موضوعى، ج‏۱۱)، ص‏۳۸۳، ۳۸۴.{V. P}نیست کس را از توکل خوب‏تر{E}چیست از تسلیم خود محبوب‏تر؟{P V}مثنوى معنوى، دفتر۱، بیت ۹۱۶.
کانال تلگرام سایت اسلام سیتی

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.