یکشنبه , آبان ۲۸ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » کشکول » سیر و سلوک بدون استاد

سیر و سلوک بدون استاد

سیر و سلوک بدون استادReviewed by کارشناس دینی on Dec 8Rating: ۵.۰
پرسش : آیا براى سیر و سلوک معنوى انسان، حتماً استاد خاص لازم است یا نه و اگر دسترسى به استاد نداشتیم، راه چاره چیست؟
پاسخ : شکى نیست در هر علم و رشته‏اى که انسان بخواهد با دقّت و ظرافت و تحقیق از خصوصیات و لطایف آن آگاهى یابد؛ ضرورى است که از استاد متخصص آن فن استفاده کند. این مطلب در خصوص رشته‏هایى که تجربیات استاد، در آن مدخلیت داشته باشد و یا مربوط به عوالم ماوراى طبیعت باشد، ضرورت مضاعف و بیشترى دارد. فردى که مى‏خواهد در صراط حقیقت و به سوى کمال انسانیّت و روحانیّت سلوک کند، باید از برنامه این مسیر آگاه باشد و با تمام دقت، منازل این راه را طى کند و در این خصوص باید همه شرایط و موانع و خصوصیات و جزئیات سلوک را رعایت کند. مى‏توان نیازمندى به استاد را در سلوک معنوى از جهت‏هاى ذیل بررسى نمود: ۱. استاد بهترین فرد از مصادیق رفیق است و براى کسى که سیر و سفر مى‏کند، داشتن رفیق از آداب سفر است H}«الرفیق ثم الطریق»{H. 2. استاد از لحاظ مقامات روحانى، رفیقى مورد اعتماد و اطمینان است و احتمال خیانت و تعدى و نفاق در او نیست. ۳. او رفیقى است که در این مسیر، سوابق طولانى و تجربیات زیادى داشته و وجود او نافع و مورد استفاده خواهد بود. ۴. او خود را موظّف و ملزم به راهنمایى و هدایت افراد نیازمند و مطالبان حق مى‏داند. ۵. او از موانعى که در این سیر وجود دارد و از قطاع طریق و راهزنانى که در نقطه مخصوصى از این راه هستند، آگاه است. ۶. از حوادث و جریان‏هایى که پیش مى‏آید و از واردات غیبى و مکاشفه‏هایى که مى‏شود، بااطلاع است. ۷. از شرایط و خصوصیات و علائم هر منزلى از منازل این سلوک روحانى، آگاه است. ۸. این استاد به لحاظ مقام نورانى و عبودیت حقیقى‏اش، هیچ گونه تشخّص، برترى و امتیازى ندارد و براى خود مرتبتى نمى‏بیند؛ از این لحاظ براى مقام رفاقت بهترین فرد خواهد بود. ۹. این رفیق به لحاظ مقام روحانى و معنوى‏اش، داراى نورانیت نافذ و اراده مؤثر و روح پاک و قلب مهذب بوده و وجودش براى سالک نشان خیر و برکت است؛ حتى مواجهه و ملاقات و مجالست او در نورانیّت طالب سلوک معنوى مؤثر خواهد بود. ۱۰. استاد به استعدادهاى مختلف افراد، صفات ذاتى باطنى آنان، اخلاق و صفات اکتسابى سالکان و اعمال و عادات اشخاص، توجه دارد و به مقتضا و تناسب این امور، دستورهاى لازم و برنامه‏هاى مؤثر براى تخلیه و تهذیب و سیر و پیشرفت آنان معین مى‏کند؛ مانند پزشک متخصصى که به تناسب مزاج و به مقتضاى مرض، دارویى تجویز مى‏نماید.V}نگا: رساله فى السیر و السلوک، ص‏۹۱ – ۹۲ و نیز نگا: روح مجرد، ص ۴۹ – ۶۷.{V عارف واصل مرحوم شعرانى در این خصوص کلامى نغزدارد: «حق آن است که سالک احتیاج به استاد عارف دارد؛ چرا که مبتدى هنگامى که قصد تهذیب نفس از رذایل را داشته باشد، نمى‏داند چطور شروع در سلوک کند و چه چیزى شایسته است تا انجام دهد و از آنچه باید بپرهیزد، چگونه عمل کند و چه بسا براى او صفت رذیله عجب، حاصل شود و خود بدان ملتفت نباشد تا از آن بپرهیزد، و لذا محتاج معلمى است تا به او تنبه دهد و او را به راه تخلص از آن ارشاد کند. پس همان طور که در صنایع و مهارت‏ها به استاد احتیاج است در تحصیل ملکه تهذیب نفس نیز به استاد احتیاج مى‏باشد؛ بلکه احتیاج در این راه شدیدتر است».V}اندیشه و حیات شعرانى، (کیهان اندیشه)، شماره ۴۵.{V P}هر هنر که استاد بدان معروف شد{E}جان شاگردان بدان موصوف شد{P P}پیش استادى که او نحوى بود{E}جان شاگردش ازو نحوى شود{P P}باز استادى که او محو ره است‏{E}جان شاگردش ازو محو شه است‏{P V} مثنوى‏معنوى،دفتر ۱، ابیات ۲۸۲۹ و ۲۸۳۲ – ۲۸۳۳.{V البته آنچه در این مورد مهم است، یافتن چنین فرد کاملى است که داراى ویژگى‏هاى ده‏گانه بوده و به حقیقت چنین مقام روحانى را حائز باشد؛ نه آنکه مدعى بوده و از حقیقت خالى باشد که در این صورت، خود گمراه بوده و گمراه کننده دیگران نیز خواهد بود. از این رو براى به دست آوردن چنین استادى باید کوشش نمود و دقت خاص به عمل آورد. اگر چنین استادى یافت نشد – هر چند که جوینده یابنده بود – نباید ناامید بود و سلوک را به کنارى گذاشت؛ به خصوص در عصر حاضر که کشف اطلاعات و جمع‏آورى آنها، کار چندان دشوارى نیست. در این صورت سالک معنوى چند وظیفه و راهکار در پیش رو دارد: T}یکم. {Tهمه آنچه را که از جانب خداى متعال ابلاغ گردیده و به همان نحو که بیان شده است، یاد بگیرد و به آن علم و اطلاع کامل داشته باشد. بدون هیچ سهل‏انگارى و سستى، مجاهدت علمى را پیشه خویش سازد تا طریق الى الله را به خوبى و به‏شکل صحیح و جامع و به همان صورت که از جانب خداى متعال ارائه شده است، بشناسد؛ چنان که امام‏صادق«علیه السلام» مى‏فرماید: H}«العامل على غیر بصیره کالسائر على غیر الطریق لا یزیده سرعه السیر الا بعداً»{H؛V}اصول کافى، ج‏۱، باب «من عمل بغیر علم»، ج‏۱.{V «کسى که بدون بصیرت عمل مى‏کند، مانند کسى است که در غیر طریق افتاده و بیراهه مى‏رود و سرعت حرکت وى تنها دور شدن از هدف و مقصد رابیشتر مى‏کند». T}دوم.{T به آنچه که آموخته به دقت عمل کند و در این خصوص نیز هیچ تسامح و سستى نداشته باشد. بدون شک شرایط و مقدمات و کم و کیف هر عمل مطرح شده در آیات و روایات، در اثر گذارى آن بر نفس انسانى و کمک به ارتقاى او به مراتب بالاتر مؤثر است. از این رو ظرافت در عمل به آموخته‏ها و آموزه‏هاى وارد شده، امرى ضرورى و بایسته است. T}سوم.{T در مقام تحصیل علم بایسته سلوک معنوى و نیز در مقام عمل به آنها، با قدم حق و صدق پیش بیاید و هیچ تعصّب و تقلید نا به جا و سلیقه شخصى را در آنها دخالت ندهد. شکّى نیست سالک معنوى با سه شرط یاد شده، مشمول عنایات خاص الهى مى‏گردد و از انحراف و لغزش‏ها محفوظ مى‏ماند و در سلوک به سوى خدا از ارشاد و راهنمایى‏هاى ولایت و از انوار و توجهات باطنى آنان برخوردار مى‏شود. چنین سالکى در مکتب اهل بیت«علیهم السلام» بوده و از آنان جدا نخواهد بود و در طریقى که ایشان قدم برداشته‏اند، قرار خواهد گرفت، این طریق همان «صراط مستقیم» است و انحراف از آن، نتیجه‏اى جز خسران نخواهد داشت.V}نگا: مقالات، ج‏۱، ص‏۸۳ – ۸۷.{V P}همچو آهن زآهنى بى‏رنگ شو{E}در ریاضت آینه بى رنگ شو{P P}خویش را صافى کن از اوصاف خود{E}تا ببینى ذات پاک صاف خود{P P}بینى اندر دل علوم انبیا{E}بى کتاب و بى معید و اوستا{P V} مثنوى معنوى، دفتر۱.{

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.