پنجشنبه , آذر ۲ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » کشکول » از کجا بدانم خدا من را دوست دارد

از کجا بدانم خدا من را دوست دارد

از کجا بدانم خدا من را دوست داردReviewed by کارشناس دینی on Dec 8Rating: ۴.۰
پرسش : در ماه رمضان احساس محبت بیشترى به خدا و امام دارم. از کجا بفهمم که خدا هم من را دوست دارد؟ آیا راهى هست که مطمئن شوم خدا هم مرا دوست دارد؟
پاسخ : اظهار محبت و دوستى در میان انسان‏ها، راه‏هاى مختلفى دارد؛ گاه کلمات آتشین و سخنان محبت‏آمیز در قالب شعر و نثر پیام محبت را مى‏رساند و گاهى ریزش بى‏امان اشک سوزان و شراره‏هاى قلب فروزان، پیک خوش خبر صفا و محبت است. هدیه دادن، احترام نمودن و پذیرایى کردن از دیگر نشانه‏هاى محبت‏ورزى است. اظهار محبت خداوند به بندگانش، از نوع انفعالات و تأثراتى نیست که در میان انسان‏ها شایع است؛ چون او منزّه و مبرّا از این گونه حالات است. محبت خداوند به مخلوقاتش، به این جهت است که هر علتى به معلول و هر صانعى به مصنوع خود علاقه‏مند است؛ هر معلولى، ظهور و تراوشى از علت خود است و با آن سنخیت و مشابهت دارد. هر معلولى نیز به علت خود علاقه‏مند و دلبسته است؛ چون هستى و سرمایه وجودش را از او مى‏داند. هر چه علت قوى‏تر و ادراک معلول بیشتر باشد، دوستى و محبت میان آن دو شدیدتر است. پس بالاترین و قوى‏ترین نوع دوستى، محبتى است که خداوند نسبت به بندگان خود دارد: P}سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد{E}ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود{P خداوند در آیات و روایات فراوانى، محبتش را به بندگانش ابراز کرده است:A}«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»{A؛ V}بقره(۲)، آیه ۲۲۲.{V؛ A}«فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ»{A؛ V}آل عمران (۳)، آیه ۷۶.{V؛ A}«وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»{A؛ V}همان، آیه ۱۳۴.{V؛A}«وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ»{A؛ V}همان، آیه ۱۴۶.{V؛ و… . در حدیث قدسى آمده است: «لو علم المدبرون کیف انتظارى لهم لماتوا شوقاً»{H؛V}میزان الحکمه، ج ۴، ح ۲۷۹۷.{V؛ «اگر آنان که از من روى گردانیده‏اند، مى‏دانستند که چه قدر منتظر آنان هستم، از شوق مى‏مردند». محبت خداوند به بندگانش، داراى آثار و نشانه‏هایى است که در احادیث به آنها اشاره شده است. بعضى از این نشانه‏ها و آثار عبارت است از: T}1. اطاعت از خداوند و پیروى از اولیاى او:{T «من سرّه ان یعلم ان الله یحبه فلیعمل بطاعه الله و لیتبعنا»{H؛ V}میزان الحکمه، ج ۲، ص ۲۲۳، ح ۳۱۳۵.{V؛ «کسى که خوشحال مى‏شود از اینکه بفهمد محبوب خدا است، باید مطیع خدا و پیرو ما [ اهل بیت ]باشد». T}2. زیاد به یاد خدا بودن:{T«اذا رأیت عبدى یکثر ذکرى فأنا اذنت له فى ذلک و انا احبه»{H؛V}همان، ح ۳۱۳۶.{V؛ «اگر بنده‏ام را ببینى که زیاد به یاد من است، خودم چنین اجازه‏اى به او داده‏ام و او را دوست مى‏دارم». T}3. آرامش درونى و شکیبایى:{T «اذا احب الله عبداً زیَّنَهُ بالسکینه و الحلم»{H؛ V}همان، ص ۲۲۴، ح ۳۱۴۰.{V؛ «هنگامى که خداوند بنده‏اى را دوست بدارد، او را با زیور آرامش و شکیبایى مى‏آراید». T}4. داشتن قلبى پاک و اخلاقى متعادل:{T «اذا احب الله عبداً رزقه قلباً سلیماً و خلقاً قویما»{H؛V}همان، ح ۳۱۴۵.{V؛ «زمانى که خداوند بنده‏اى را دوست بدارد، قلبى پاک و اخلاقى متعادل (به دور از افراط و تفریط) روزى‏اش مى‏کند». T}5. دوست داشتن مطیعان و دشمنى با عاصیان:{T «اذا اردت ان تعلم ان فیک خیراً فانظر الى قلبک فان کان یحب اهل طاعه الله عز و جل و یبغض اهل معصیه ففیک خیر و الله یحبک»{H؛V}همان، ص ۲۳۳، ح ۳۱۹۰.{V؛ «اگر مى‏خواهى بدانى که در تو خیر و نیکى وجود دارد یا نه، به قلبت بنگر؛ اگر در آن دوستى و محبت نسبت به بندگان مطیع خداوند و بغض و کینه نسبت به گناه‏کاران یافتى، پس در تو خیر و نیکى است و خداوند تو را دوست دارد». نعمت وجود و حیات و استمرار آن و مجهز بودن به اسباب و لوازمى که براى ادامه زندگى و تکامل مادى و معنوى انسان بایسته است، از دیگر جلوه‏هاى محبت خداوند به بندگانش است. شور و شوق و کشش و جذبه‏اى که گاه انسان در کانون وجود و نهان خانه ضمیرش احساس مى‏کند و او را به سوى کمال مطلق و هستى بى کران مى‏کشاند، از نشانه‏هاى دیگر لطف و محبت الهى است. اگر محبت و عنایت حق به بندگانش نبود و شبستان قلب ما با نور محبت او روشن نگشته بود، هرگز آتش اشتیاق در درونمان زبانه نمى‏کشید و نهر کوچک وجودمان، میلى به دریا شدن و بى‏کرانه گشتن پیدا نمى‏کرد: P}رشته‏اى بر گردنم افکنده دوست‏{E}مى‏کشد آنجا که خاطر خواه اوست‏{P احساس نیاز به دعا و تضرّع و خاکسارى در پیشگاه معبود متعال و عرض نیاز و حاجت با او، از آثار توجّه و عنایت و محبت خداوند به بندگانش است. محبت بندگان و اولیاى خدا به جایى مى‏رسد که اعلام مى‏کنند: خدایا! اگر ما را در جهنم هم ببرى، باز هم اعلام مى‏کنیم دوستت داریم. در مناجات شعبانیه چنین مى‏خوانیم: «و ان ادخلتنى النار اعلمت اهلها انى احبک»{H؛V}مفاتیح‏الجنان، اعمال ماه شعبان، مناجات شعبانیه.{V؛ «خدایا! اگر مرا وارد آتش کنى، به دوزخیان اعلام مى‏کنم که دوستدار توام» و نیز در مناجات ابو حمزه ثمالى آمده است: «الهى! لو قرنتنى بالاصفاد و منعتنى سیبک من‏بین الاشهاد و دللت على فضائحى عیون العباد و امرت بى الى النار و حلت بینى و بین الابرار ماقطعت رجائى منک و ما صرفت تأمیلى للعفو عنک و لاخرج حبک من قلبى»{H؛ V}همان، اعمال ماه مبارک رمضان، دعاى ابو حمزه ثمالى.{V؛ «خدایا! اگر با غل و زنجیر به بندم کشى و لطف عام و شاملت را از من دریغ کنى و دیگران را از رسوایى‏هایم آگاه سازى و دستور دهى به آتشم ببرند و میان من و بندگان خوبت جدایى بیندازى؛ با این همه، امیدم از تو بریده نمى‏شود و از آرزوى عفو و گذشتت صرف نظر نخواهم کرد و محبت تو از قلبم بیرون نخواهد رفت». دعاهاى اولیاى برگزیده و بندگان معصوم خداوند، سخنانى شاعرانه ومبالغه‏آمیز نیست که در گرما گرم غلبه احساسات بر زبان جارى شده باشد؛ بلکه بیان حال و مشاهدات آن خوبان پاک سرشت است. آنان عاشقان دلباخته و شیدایى‏اند که یکسره غرق تماشاى محبوب خویش بوده و جلوه‏هاى جمال و کمال دوست را در هر مظهر و موجودى، به روشنى مى‏بینند: «انت الذى لا اله غیرک تعرفت لکل شى‏ء فما جهلک شى‏ء و انت الذى تعرفت الىّ فى کل شى‏ء فرأیتک ظاهراً فى کل شى‏ء و انت المظاهر لکل شى‏ء»{H؛ V}مفاتیح الجنان، اعمال ماه ذى الحجه، اعمال روز عرفه، دعاى عرفه امام حسین‏علیه السلام.{V ؛ «تو آن خدایى که معبودى جز تو نیست. خود را به هر چیز شناسانده‏اى، به طورى که در نزد هیچ چیز ناشناس نیستى. تو آن خداوندى که در هر چیز، خود را به من نمودى، آن سان که تو را در هر چیزى آشکار دیدم و تو براى هر چیز ظاهر و هویدایى». P}کى رفته‏اى ز دل که تمنا کنم تو را{E}کى گشته‏اى نهفته که پیدا کنم تو را{P P}با صد هزار جلوه برون آمدى که من {E}با صد هزار دیده تماشا کنم تو را{P آن محرمان راز هستى، خانه دلشان را از غیر حق پرداخته و حرم قلبشان را منزلگاه جانان ساخته‏اند «القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله»{H؛V}بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۵، (چاپ مؤسسه الوفاء لبنان).{V ؛ «دل حرم خدا است، پس غیر را در آن منشان». آنان پروانگان شمع ذات احدى و جمال ازلى هستند. هر چه از محبوب مى‏بینند، زیبایى و کمال است. اگر چه خداى حکیم و رحیم، بندگان پاک و برگزیده خود را با آتش عذاب نمى‏کند و در جهنم جاى نمى‏دهد؛ ولى اگر به فرض چنین هم باشد، در میان شعله‏هاى آتش، باز نظاره‏گر جمال محبوب‏اند و جز لطف، خوبى، کمال و جمال دوست چیزى نمى‏بیند. P}در آتش ار خیال رخش دست مى‏دهد{E}ساقى بیا که نیست ز دوزخ شکایتى‏{

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.