یکشنبه , آبان ۲۸ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » کشکول » تمام جن و انس جمع شوند نمی توانند یک لا اله الا الله امام علی را بگویند

تمام جن و انس جمع شوند نمی توانند یک لا اله الا الله امام علی را بگویند

تمام جن و انس جمع شوند نمی توانند یک لا اله الا الله امام علی را بگویندReviewed by کارشناس دینی on Dec 9Rating: ۴.۰
پرسش : من شنیده ام اگر تمام جن و انس جمع شوند تا یک لا اله الا الله حضرت علی(ع) را بگویند نمی توانند. مگر ان امام در هنگام گفتن این ذکر چه حالی پیدا می کردند وچه فکری میکردند؟ یا چرا در هنگام نماز دست و پایشان می لرزید و……؟ وچگونه می توان به این حال نزدیک شد؟
پاسخ : در این زمنیه و در پاسخ گویى به این سوال به چند مطلب اشاره مى‏نماییم. مطلب اول: عوامل مؤثر در ارزش اخلاقى عمل انسان به ترتیب عبارتند از: ۱. معرفت و شناخت: عمل انسان هنگامى داراى ارزش و تأثیر مثبت اخلاقى بر شخصیت آدمى است که از روى شناخت، آگاهى و عرفان باشد، قرآن کریم مى‏فرماید: آیا کسانى که مى‏دانند با کسانى که نمى‏دانند برابرند؟ A}«قل هل یستوى الذین یعلمون و الذین لا یعلمون»{A ؛ V}(زمر – ۹){V پر واضح است عمل کسى که خداى تعالى را به حقیقت و توحید مى‏شناسد، با عمل فردى که چنین معرفت و شناختى ندارد، برابر و قابل مقایسه نیست. در روایات است که H}«اول الذین معرفه الجبار»{H دینى با معرفت خداى متعال شروع مى‏شود و در محدوده دین مدارى، عملى که زمنیه‏هاى آگاهانه و معرفتى ندارد، از ارزش گذارى و تأثیر مناسب برخوردار نیست. ۲. ایمان: عامل دیگرى که به عمل انسان ارزش مى‏دهد علاوه بر معرفت و شناخت و ایمان و باور داشت قبلى است. قرآن کریم در این زمینه مى‏فرماید: کسانى که عمل صالح انجام دهند چه مرد باشند یا زن، در صورتى که مؤمن باشند بدیشان زندگى پاک عطا نماییم. A}«من عمل صالحاً من ذکر و انثى و هو مؤمن فلنحینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجره یا حسن ماکانوا یعملون»{A ؛ V}(نحل / ۹۷){V یعنى عملى آثار نیکوى بجا مى‏گذارد که از روى ایمان و باور عمیق قلبى باشد. ۳. توحید: نکته بسیار با اهمیتى که در زمنیه معرفت و ایمان وجود دارد این است که تنها شناخت خداوند و امان به وجود او کافى نیست. این معرفت و باور دشات بایدهمراه با توحدى باشد. معرفت توحیدى حق تعالى و ایمان به یگانگى است که در اسنان فضیلت و کمال مى‏آفریند. عمل و عبادت هم چیزى جز کوشش عملى در جهت قرب و وصول توحیدى به حضرت حق نیست. عمل یعنى رفتن و تلاش عملى نودن براى رسیدن و مستحد شدن با صفات و کمالات حق تعالى. در اوصاف الاشراف آمده است: (توحید یکى گفتن و یکى کردن باشد. توحید به معنى اول شرط باشد در ایمان که مبدأ معرفت بود و به معنى تصدیق است به آنکه خداى تعالى یکى است A}«ان الله اله واحد»{A ؛ V}(نساء – ۱۷۱){V و به معنى دوم کمال معرفت باشد که بعد از ایمان حاصل شود). V}(اوصاف الاشراف / خواجه طوسى / ص ۹۵ / فصل ۵){V 4. نیت: نیت روح عمل و بهتر از خود عمل است، زیرا که ارزش هر عمل به نیت آن است که همانگونه که ارزش و زندگى تن به جان است. در روایت که H}«الاعمال بالینات – نیه المؤمن خیر من عمله»{H ارزش اعمال به نیتهاى آن است و نیست مؤمن از عملش بهتر است. V}(همان / ص ۱۵ / فصل سوم){V نیت یعنى قصد، یعنى مقصد داشتن، یعنى قصد قربت به خداى تعالى و این مقصد است که به اعمال انسان ارزش و روح مى‏بخشد و از مهمترین عوامل تأثیر و با ارزش شدن اخلاقى عمل آدمى است. در روایتى رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس از حاصل نیت خود برخوردار مى‏شود پس کسى که هجرتش به سوى خدا و رسول (ص) او است، از قربت به خداى و رسول (ص) سود خواهد برد و کس که هجرتش به سوى منافع دنیوى و یا همسرى است که با او ازدواج کند، تنها به این اهداف خود نایل خواهد شد و نیتش به همین میزان ارزش دارد V}(بحارالانوار / ج ۷۰ / ص ۲۱۱){V و قرآن کریم در این زمینه آموزش مى‏دهد که A}«قل ان صلاتى و نسکى و محیاى و مماتى لله رب العالمین»{A بگو بدرستیکه نماز و مناسک عبادى و زندگى و مرگم همه براى خدایى است که پروردگار جهانیان است. V}(انعام، آیه ۱۶۲){V 5. صدق: خداى سبحان مى‏فرماید: اى اهل ایمان تقواى الهى پیشه کنید و با راستگویان باشید A}«یا ایها الذین آمنو اتقواالله و کونوا مع الصادقین»{A ؛ V}(توبه / ۱۱۹){V در اوصاف الاشراف آمده است: صدق در لغت، راست گفتن و راست کردن وعده باشد و در این موضع مراد راستى است هم در گفتن و هم در نیت و عزم و هم در وفاى به آنچه وعده داده و هم در تمامى حالها که او را پیش آید. علماء گفته‏اند: هر کس چنین باشد، خوابهاى او نیز همه راست بود و راست آید و «رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه» ؛ V}(احزاب / ۲۳){V در شأن ایشان آمده است. V}(اوصاف الاشراف / ص ۲۳ / فصل چهارم){V به راستى چیزى به مانند صدق و راستى به انسان فضیلت و به عمل انسان ارزش نمى‏دهد. انباء الهى از آن جهت که بسیار صادق بودند، شایستگى مقام نبوت یافته‏اند. خداى تعالى در قرآن کریم پیامبران بزرگ همچون ابراهیم(ع) و ادریس(ع) را به وصف صدیقى ستوده و فرموده است: A}«انه کان صدیقاً بیناً»{A ؛ V}(مریم / ۴۱){V قابل توجه است که وصف صدیقاً قبل از بنیاً آمده است. ۶. اخلاص: دیگر از عوامل بسیار مهمى که باعث ارزش و تأثیر عمل مى‏شود، اخلاصى است. یعنى خالص بودن نیت از هر گونه ناخالصى، همچون شرک، ربا و اغراض مادى و دنیوى. یعنى براى خدا بودن و تنها به سوى او رفتن و تنها از او کمک خواستن A}(ایاک نعبد و ایاک نستعین){A ؛ V}(حمد / ۴){V در آیه دیگرى از قرآن کریم آمده است: A}«و ما امروا الا لیعبدو الله»{A عبادت کنیم. V}(بینه / ۵){V در اوصاف الاشراف آمده است که: مقابل اخلاص آن بود که غرض دیگر با آن در آمیزد مانند حب جاه و مال یا طلب نیکنامى، یا طمع ثواب آخرت یا نجات از عذاب دوزخ این همه از باب شرک خفى باشد که تا رفع نشود سلوک و وصول میسر نباشد V}(همان / ص ۱۷ / فصل چهارم){V؛ A}«فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً و لا یشرک بعباده ربه احدا»{A کسى که طالب لقاء پروردگار است باید که عمل صالح انجام دهد و کسى را در عبادت خود شریک نسازد. V}(کهف / ۱۱۰){V اخلاصى در نیت و اراده آنقدر باارزش و مؤثر است که در روایت آمده اگر کسى چهل روز خویش را براى خداى خالص گرداند، چشمه‏هاى حکمت از قلبش به زبانش جارى مى‏شود. ۷. اختیار: یکى از عوامل ارزش گذارى عمل که خصوصاً دانشمندان اخلاقى در کتب فلسفه اخلاق بسیار بر آن تأکید دارند، اختیار است. یعنى انتخاب آزادانه عمل. از نظر علماى اخلاق عملى که تحت فشار و از روى اکراه و تحت نظارت دیگران صورت مى‏پذیرد، ارزش اخلاقى چندانى ندارد و عملى با ارزش تلقى مى‏شود که آدمى با اراده خود و کاملاً آزادانه تصمیم به انجام آن مى‏گیرد. مطلب دوم: تمامى آنچه که گفته شد اعم از معرفت، ایمان، توحید و سایر موارد، همگى داراى مراتب تشکیلى اند: یعنى داراى مراتب شدت و ضعف هستند. بنابراین هر کس به اقتضاى سلوک و تلاشى که در این زمینه‏ها نموده است از مرتبه خاصى از معرفت، ایمان و باقى موارد برخوردار مى‏باشد. از روایتى که از امام صادق(ع) نقل شده استفاده مى‏شود که ایمان همچون نردبانى ده پله مى‏ماند که مؤمن پله پله از آن بالا مى‏رود و مقداد در پله هشتم، ابوذر در پله نهم و سلمان در پله دهم آن قرار دارد. V}(بحارالانوار / ج ۶۹ / ص ۱۶۶){V مطلب سوم: اینکه در مورد مولاى متقیان و امیرمؤمنان على(ع) وارد شده است که ضربه شمشیر على(ع) در روز خندق از عبادت جن و انس برترى دارد H}«ضربه على یوم الخندق افضل من عباده الثقلین»{H و مانند آن سرش این است که آن حضرت از بالاترین مرابت کمال در معرفت، ایمان، توحید، نیت، صدق و اخلاص برخوردار بوده است بنابراین طبیعى است عملش نیز با ارزش‏ترین اعمال باشد. آیا شما کسى را به جز پیامبر اکرم(ص) کاملترین خلق خدا است، مى‏شناسید که در معرفت، توحید، صدق و اخلاص بر على (ع) برترى داشته باشد؟ بنابراین باید بپذیریم که به لحاظ عمل و ارزش آن نیز کسى همپاى ایشان نمى‏باشد و تمامى اعمال او بر تمامى اعمال سایر بندگان برترى و فضیلت دارد. مطلب چهارم: دلیل اینکه على(ع) و سایر ائمه معصومین (ع) هنگام نماز وضعیت خاص و حالات خاصى داشته‏اند، بدنشان مى‏لرزید و گاهى از هوش مى‏رفته‏اند، معرفت عمیق آنها نسبت به حق تعالى بوده است. شناختى که همراه با احساس حضور و درک عظمت خالق هستى است. على(ع) در جمله‏اى فرموده است: اگر همه پرده‏هاى عالم کنار برود، بر یقین من افزوده نمى‏شود. یعنى من همه هستى و حق تعالى رابه چشم دل مى‏بینم و اگر پرده‏ها و حجابها برداشته شود، چیز تازه‏اى بر من آشکار نمى‏شود H}«لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً»{H مطلب پنجم: ما براى وصول به این مقاصد، راهى جز تشبه و قرب به خداى تعالى و انبیا و اولیاى او نداریم. به هر مقدار که تلاش نمائیم از نظر معرفت، ایمان، توحید و سایر مواردى که مذکورشد، پیشرفت نماییم و به آنها نزدیک شویم، بر ارزش عمل و کمالات خویش افزوده‏ایم. ما هرگز مثل ایشان نخواهیم شد ولى مى‏توانیم به آنها قرب پیدا کنیم و مثال ایشان باشیم. مطالعه در قرآن کریم و فراگیرى آموزه‏هاى آن و همچنین آشنایى با سره و سنت معصومین(ع)، صراط مستقیمى است که آدمى را به سمت خدایى شدن وکال در انسانیت و مصونیت، رهنمون خواهد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.