شنبه , آبان ۲۷ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » کشکول » رهایی از قساوت قلب

رهایی از قساوت قلب

رهایی از قساوت قلبReviewed by کارشناس دینی on Dec 11Rating: ۵.۰
پرسش : برای اینکه از قساوت قلب رها شویم چه باید بکنیم؟
پاسخ : ریشه یابی امراض نفسانی در درمان آنها نقش ویژه ای دارد و در واقع تشخیص علل بیماری نیمی از درمان آن است. انسان ها در پذیرش حق و درک مطالب یکسان نمی باشند. برخی با یک اشاره لطیف یا یک کلام کوتاه حقیقت را به خوبی درک می کنند . یک تذکر آنها را بیدار می سازد و یک موعظه و اندرز در روح آنها طوفانی به پای می کند. در حالی که برخی دیگر شدید ترین خطابه ها و گویاترین دلیل ها و نیرومندترین اندرز و مواعظ در وجودشان کمترین اثری نمی گذارد. قرآن کریم عده ای را صاحب شرح صدر و گستردگی روح و بعضی را دارای تنگی و ضیق صدر معرفی می کند و می فرماید: «أفمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه فویل للقاسبه قلوبهم من ذکر الله اولئک فی ضلال مبین ؛ آیا کسی که خدا سینه اش را برای اسلام گشاده کرده و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلانی است که نور هدایت به قلبشان راه نیافته) وای بر آنهایی که در برابر ذکر خدا قلب های سخت دارند، آنها در گمراهی آشکارند» V}(زمر ، آیه۲۲) {V هر کدام از شرح صدر و تنگی و قساوت قلب عواملی دارد: مطالعات پی گیر و مستمر و ارتباط مداوم با دانشمندان و علمای صالح، خودسازی و تهذیب نفس، پرهیز از گناه و به ویژه غذای حرام و یاد خدا از عوامل شرح صدر است . بر عکس جهل و گناه و لجاجت و جدال و مراوده و هم نشینی با بدان و فاجران و مجرمان و دنیا پرستی و هوا پرستی باعث تنگی روحی و قساوت قلب می گردد. در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم: خداوند متعال به حضرت موسی (ع) وحی فرستاد که ای موسی! از فزونی اموال خوشحال مباش و یاد مرا در هیچ حال ترک مکن، چون فزونی مال غالبا موجب فراموش کردن گناهان است و ترک یاد من قلب را سخت می گرداند.V} (تفسیر نمونه ج ۱۹، ص ۴۲۸){V در حدیث دیگری از زبان حضرت عیسی مسیح(ع) می خوانیم «لا تکثروا الکلام بغیر ذکر الله فتقسو قلوبکم ، فان القلب القاسی بعید من الله» بدون ذکر خداوند زیاد سخن نگویید که موجب قساوت و سختی قلب است . V}(تفسیر نمونه، ج ۲۳، ص ۳۴۲) {V برای بدست آوردن رقت قلب باید اسباب و عللی را با دل آمیخته و عجین کرد که پاره ای از اسباب رقت قلب اینها هستند: ۱- اجتناب از گناه : قال علی (ع ) »ما جفت الدموع الا بقسوه القلوب و ما قست القلوب الا لکثره الذنوب « (وسائل الشیعه , ج ۱۱ ص ۳۳۷ روایت ۵ به نقل از سرالاسراء استاد علی سعادت پرور ج ۲ ص ۴۷۳ روایت ۸). حضرت علی (ع ) می فرمایند: اشکها خشکیده نشد مگر به خاطر سنگدلی ها و قساوت قلب ها و قلوب با قساوت نشد مگر به خاطر زیادی گناهان بنابراین ریشه اشک نداشتن قساوت قلب است و ریشه قساوت قلب گناه است پس ریشه اشک داشتن رقت قلب است و ریشه رقت قلب پرهیز از گناه است . ۲- زهد در دنیا: مولی علی (ع ) می فرمایند: »ان الزاهدین فی الدنیا تبکی قلوبهم و ان ضحکوا« (نهج البلاغه خطبه ۱۱۳ به نقل از همان ج ۱ ص ۴۳۱روایت ۲) زهد ورزان در دنیا قلب هایشان می گرید و گر چه بظاهر بخندند گریه قلب همان رقت قلب است و با زهد در دنیا حاصل می شود و زهد نه یعنی مال نداشتن بلکه یعنی دل را درگرو مال و آمال نگذاشتن . ۳- ترک آرزوهای دراز: یعنی آرزوهای طولانی از دل رفته گردد در روایتی خداوند تبارک و تعالی به حضرت موسی (ع ) می فرمایند: »لا تطول فی الدنیا املک فیقسو قلبک و القاسی القلب منی بعید« (اصول کافی ج ۳ ص ۳۲۹ به نقل از همان ج ۲ ص ۴۷۳ روایت ۷) آرزویت را در دنیا طولانی مکن تا که قلبت با قساوت گردد و کسی که قساوت قلب دارد از من دور است . ۴- کم خوری : مولی علی (ع ) می فرمایند: »من کثر طعامه سقم بدنه و قسا قلبه « هرکس طعامش زیاد شود بدنش بیمار و قلبش با قساوت می شود. مراد از کم خوری آن است که انسان به حدی بخورد که از پر خوری مریض نشود ملاک این است که از پرخوری بدنش بیمار نگردد پس اگر از افراط در کم خوری هم کسی مریض شود مذموم و نکوهیده می باشد بهرحال بدن چون مرکب پرواز روح است باید قوی و چالاک باشد غذاهای مقوی بخورد ولی هنوز اشتها دارد دست بکشد. ۵- تأسف طولانی بر غفلات گذشته و هلکات آینده : مولی علی (ع ) می فرمایند: «ان للذکر لاهلا اخذوه من الدنیا بدلا… جرح طول الاسی قلوبهم و طول البکاء اعینهم؛ برای ذکر اهلی است که ذکر را بجای دنیا اخذ کرده اند (این اهل ذکر ویژگی هایی دارند که دو تا از آنها این است ) درازی حزن و اندوه دلهایشان را و گریه طولانی و همیشگی چشمهایشان را جریحه دار ساخته». این تأسف و اندوه طویل و همیشگی نه مثل تأسف اهل دنیاست که نکوهیده و پست باشد بلکه تأسفی است که قلب را از بدی های دنیا می کند و دل را رقیق و گریه گهگاهی را به ناله همیشگی مبدل می سازد. تمامی این اسباب باید رفیق دل شود تا قلب رقیق گردد و در نتیجه چشم بگرید و حال خوش اقبال کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.