چهارشنبه , آذر ۱ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » کشکول » چرا با وجود نامحرم بودن خواهر زن امکان ازدواج با او نیست؟

چرا با وجود نامحرم بودن خواهر زن امکان ازدواج با او نیست؟

چرا با وجود نامحرم بودن خواهر زن امکان ازدواج با او نیست؟Reviewed by کارشناس دینی on Dec 15Rating: ۴.۰
پرسش : چرا با این که شوهر خواهر نمی تواند با انسان ازدواج کند، جزء محرم ها محسوب نمی شود؟
پاسخ : ازدواج با خواهر زن مطلقا ممنوع نیست بلکه جمع بین دوخواهر در نکاح جائز نیست. مراحلِ قانونى شرعى حکم ازدواج با شوهر خواهر این است که: دو خواهر را نمى‏توان در یک زمان به همسرى یک شوهر درآورد. یعنى ازدواجِ مرد، با خواهر زنش منوط به این است که همسرش (= خواهرِ خواهر زن) به یکى از این دو راه از قیدِ همسرى او خارج شود: ۱. یا همسرش، طلاق بگیرد: در این صورت، شوهر سابقِ او مى‏تواند جهت ازدواج با خواهر زنِ سابقش اقدام کند. ۲. یا همسرش، از دنیا برود: که در این حالت، شوهر مى‏تواند از خواهرِ زن از دنیارفته‏اش خواستگارى کند. علّت محدودیت و شرط مقرر شده چیست؟ در این جا، سؤال مى‏شود که منشأ این شرط چیست؟ و چرا این سلسله مراتب باید رعایت شود؟ آن‏چه مى‏تواند روشنگر علّت و انگیزه‏ى قرار یاد شده باشد و تا اندازه‏اى علّت یا حکمتِ این موضوع را بیان نماید عبارت است از: ۱) خداوند متعال، در سوره‏ى نساء، آیه‏ى ۲۳ به بیان ضوابطِ سیستم محرم و نامحرم پرداخته و در قسمتى از این آیه فرمود:A}وَ اَن تَجمَعُوا بین الاُختَینM}{A… و همچنین نباید در یک زمان با دو خواهر ازدواج کنید{M(V}توضیح: در این آیه به سه راه محرمیّت پرداخته شده: ۱. از راهِ ولادت (ارتباط نَسَبى): مادر، دختر، خواهر، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر. ۲. از راه شیرخوارگى(رِضاعى): مادرى که شیرده است، خواهرى که شیر مادرتان را خورده، ولى بچه‏ى مادرتان نیست. ۳. از راه پیوندها و سبب‏ها (سببى): مادرزن، دختر زنِ شما که از شوهر قبل بچه‏دار شده به شرط آغاز زناشویى با این زن، همسرِ فرزندانى که از نسل شما باشند، ازدواج هم‏زمان با دو خواهر توسط یک داماد{V). حال چرا خداوند این ممنوعیّت را برقرار ساخته؟ دلیلِ محکمش آن است که خداوند به عنوان برترین قانون‏گذار (بلکه تنها قانون‏گذارى که صلاحیّت ذاتى براى جعل و تدوین قوانین و احکام است)؛ و معلوم است که هر قانونگذار، داراى صفات و خصوصیاتى باید باشد که به استنادش بتواند صلاحیّت حکم را داشته باشد. خداوند نیز عالى‏ترین و ناب‏ترین صلاحیّت قانون‏گذارى را دارد. چون: هم عالِم است، و به مضرّات و مصلحت‏ها آشناست؛ هم خیرخواه و مهربان است و به خیر و خوبىِ بشر مى‏اندیشد؛ و بالاخره این که او «عادل» است. یعنى بر اساس دانشِ بى‏پایان و مهربانى بى‏نظیرش و حکمت فوق‏العاده‏اش، هر چیزى را به جاى خود گذاشته و تناسبات و شایستگى‏هاى هر چیزى را دانسته و رعایت مى‏کند؛ آنگاه که چیزى را تأئید مى‏کند و ما را نسبت به آن تشویق مى‏کند، حتماً خیر و صلاح و شایستگى خاصّى در آن مى‏بیند، همچنان که با نفىِ موضوعى و دور ساختنِ ما از آن، درصدد حفظ ما از ضررهاى دنیائى و آخرتى در ابعاد مادّى و معنوى است. آن چه در این بین شایان توجّه است: وقتى صلاحیت علمى و شخصیتى قانونگذار تأیید شد، دیگر ضرورتى در پیگیرى از جزئیاتِ علل حکم نیست. مخصوصاً که اساساً ذاتِ اقدس خداوند، قابل مقایسه با سایر قانونگذاران نیست. چندان که به دلیل عقل و آیات و روایات، هیچ کس حقِّ قانونگذارى ندارد، چون به تمام ابعادِ نیازها و مصلحت‏ها و مضرّات عالم آفرینش آگاهى ندارد؛ از این‏روست که تنها عالِم واقعى به خوبى‏ها و بدى‏ها، خداوند است و فقط اوست که حقّ برقرارى ضوابط و قوانین را دارد. «همه باید اَدَب عبودیّت را در نظر گرفته و حقارت و کوچکى خودمان را در مقایسه با این کائناتِ بزرگ و عظمت قدرتِ خدا را فراموش نکنیم و مانند ملائکه بگوئیم: A}سبحانکَ لاعِلْمَ لَنا الاّ ما عَلَّمْتَناM}{Aخدایا! تو که پاکى و از هر ظلم و زشتى به دورى! این ما هستیم که در برابر تو، ادّعاء علم نداریم، بلکه هر آن‏چه ما مى‏دانیم همان چیزى است که تو به ما یاد داده‏اى{M(V}بقره، آیه‏ى ۳۲{V). و همنوا شویم با عارفى که گفت: P}دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت{E}یک موى ندانست و بسى موى شکافت{P P}واندر دلِ من هزار خورشید بتافت{E}آخر به کمال ذرّه‏اى راه نیافت{P V}(معارف دین، آیت ‏الله صافى گلپایگانى، ص ۳۰۳){V 2) شاید از جمله حکمت‏هاى ایجاد محدودیت و مرز در ازدواجِ مورد نظر این باشد که: دو خواهر به حکم نَسَب و پیوند جسمى و طبیعى، نسبت به یکدیگر علاقه شدید دارند، ولى به هنگامى که این دو با هم وارد یک خانه‏ى یک شوهر شوند، دیگر همان وضع و حال قبل به جاى خود باقى نمى‏ماند. در این شکل، هر دو در یک مسابقه قرار گرفته‏اند، مسابقه‏ى ربودن تمام عاطفه و محبّت شوهر و جلبِ تمام توجّه قلبى او به خود. به عبارت روشن‏تر: دو رقیب مى‏شوند در مسیر پر پیچ و خم زندگى! در این موقعیت، دیگر نمى‏توانند آن علاقه‏ى سابق را حفظ کنند و کم‏کم عاطفه‏ى خواهرى جایش را به صحنه‏ى نقشه کشیدن براى تصرف قلبِ شوهر مى‏دهد! در اثر استمرار این حالت، یک نوع «تضادّ عاطفى» در وجود آن‏ها پیدا مى‏شود، که براى زندگى مضرّ است، براى روابط عاطفى دو هم خون (= خواهر) نامناسب است و در نهایت دائماً انگیزه‏ى «محبت» و انگیزه‏ى «رقابت» در وجود آن‏ها در حال کشمکش و مبارزه‏اند. البته شاید هر ازدواج با دو خواهر به این جنگ و کارزار نینجامد، ولى چون مقدارِ ضرر پیش آمده آن چنان بالا و ناگوار است که مصلحت در ایجاد ممنوعیت مى‏باشد؛ تا دیگر به طور کلّى این روزنه‏ى زیان، مسدود گردد و حتى در همان چند مورد باقى مانده نیز بستر این تضادها برطرف گردد. براى آگاهى بیشتر ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۳۱. علاوه بر این که در صورت جواز ازدواج شوهر خواهر با وجود آمیختگى خانوادگى به ناهنجارى‏هاى بیشتر دامن زده مى‏شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.