دوشنبه , آذر ۲۰ ۱۳۹۶
اسلام سیتی » کشکول » اوقات فراغت از دیدگاه اسلام

اوقات فراغت از دیدگاه اسلام

با توجه به اینکه در فصل تابستان هستیم و در این فصل اوقات فراغت جوانان و نوجوانان بیشتر است تصمیم گرفتیم اوقات فراغت را از دیدگاه اسلام، قرآن و روایات بررسی کنیم، پس در ادامه با ما همراه شوید.

اوقات فراغت از دیدگاه اسلام قرآن و روایات

اوقات فراغت

به منظور بررسی اوقات فراغت نوجوانان، تحقیق کتابخانه ای در حیطه ی آموزه های اسلام و قرآن و روایات انجام شده است. طبعاً، فهم دیدگاهی قرآن و سنت در اوقات فراغت می تواند، به لحاظ مفهومی و عملکردی، تعیین کننده ی تعلیمات، ضوابط و مقررات اجتماعی برای خانواده ها و برنامه ریزان تعلیم و تربیت باشد.
عمده مشکلات جوانان در اجرای طرح ها و برنامه های گذران اوقات فراغت، رویکردی سطحی است که پدیده فراغت را از کارکردهای اصولی و تفریح سالم در کنار برنامه های تعالی بخش و سازنده ی زندگی مدنظر قرار نمی دهند.
نتیجه این که در قرن حاضر، به رسمیت شناختن این نیاز با توجه به معارف و آموزه های دینی در بین خانواده، حکومت و… سبب هدفمندی، معنادار شدن زندگی، آرامش حقیقی و غنی تر شدن فرصت ها و بالا بردن آمادگی و توان هر چه بیشتر نسل جوان در برابر مسئله و بحران هویت و مهاجمان فرهنگی و بسیاری از مشکلات و آسیب ها و انحرافات فرد و اجتماع خواهد شد.

تعریف جوان در لغت

در لغت نامه های عربی و فارسی، «جوان» را با عناوین گوناگون آورده اند، از آن جمله: «الفتی»، که «الفتاه» مونث آن به معنی دختر جوان، «فتیان» و «فتیه» جمع قله و کثره ی آن است که البته الفتی به صورت استعاره و به معانی دیگر نیز به کار رفته [ مجمع البحرین، ج ۳۶۳:۱]. لفظ فتی و مشتقاتش ۲۱ بار در قرآن آورده شده اند، مانند : «… انهم فتیه آمنوا بربهم» [ الکهف/۱۳]: جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند.
واژه های دیگری که در زبان عربی به معنای جوان به کار رفته اند، عبارت اند از : « شباب» : امام علی علیه السلام فرموده اند: « بادر شبابک قبل هرمک، و…» [غررالحکم، ص ۱۵۹] البته واژه ی شباب در قرآن نیست و تنها در روایات آمده است. « الغلام» : «نوجوان ، پسر جوانی که صورتش تازه موی و سبیل آورده باشد» [لسان العرب: ۴۴۰] و «فبشرنه بغلام حلیم» [الصافات/۱۰۱]: پس او را به پسری بردبار مژده دادیم . « اشده»: «… ثم نخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم و…» [الحج /۵] : آن گاه شما را که کودکی هستید، بیرون می آوریم.
«حدث»: جوان، احداث: جوانان . البته کلمه ی جوان در زبان فارسی به معنی برنا هم به کار می رود. [لغت نامه ی دهخدا، ج ۱۳۹:۱۱] . جوان در اصطلاح، در منطق دین و لسان شرع و هم چنین از نظر روان شناسان و دانشمندان جوان، به گونه های متفاوت تعریف شده است. از امام صادق علیه السلام روایت است: « ان اصحاب الکهف کانوا شیوخا فسما هم الله فتیه بایمانهم» [التهذیب، ج ۳۹۵:۸]: اصحاب کهف پیرمردانی بودند که خداوند به خاطر ایمانشان آن ها را جوان نامید.
در روایات متعدد دیگری، از معصومین علیهم السلام درباره ی جوان و جوانمردی سئوال شده است که پاسخ های متعددی داده اند؛ «بعد المرء من الدنیه فتوه» [غرر الحکم: ۴۴۲۵]: دور بودن انسان از پستی و فرومایگی، جوانمردی است.
روانشناسان و دانشمندان هم تعاریف متفاوتی در مورد جوان ارائه داده اند؛ از جمله: عده ای جوان را کسی که در سنین ۱۳ تا ۱۵ سالگی است و عده ای دیگر افراد ۱۷ تا ۲۵ ساله را جوان نامیده اند . یا چند سال بالاتر و پایین تر از آن را گروه های سنی نوجوان و جوان محسوب می کنند.
تعداد دیگری از علما و روان شناسان، جوان را از جنبه ی حالات روحی و احساسات و نیازها و ویژگی های این دوران تعریف کرده اند.
تعریف اوقات فراغت: این واژه خود از دو کلمه ی «اوقات» و «فراغت» ترکیب شده و ضروری است قبل از بیان تعریف و مفهوم آن، به معنای لغوی این دو کلمه اشاره کنیم . «وقت» مقداری از زمان است و هر زمانی که محدودیت و نهایتی داشته باشد، موقت گفته می شود» [کتاب العین: ج ۱۹۹:۵] . فرهنگ معین می گوید، «اوقات» یعنی: وقت ها، هنگام ها، روزگارها، ساعات، ازمنه. اما فراغت به معنای آسودگی، استراحت، آرامش و نیز مجال فرصت معنی شده است.
اصطلاح فراغت معمولا با ویژگی هایی چون «آزادی از اضطرار»، «فرصتی برای انتخاب»، «زمانی فراتر از اوقات کار» یا زمان آزاد برای انجام وظایف اجتماعی توصیف می شود.
اوقات فراغت همان طور که گفته شد، از دو کلمه ی اوقات و فراغت تشکیل شده که این روزها بسیار به گوشمان می خورد. این کلمه ی ترکیبی، با توجه به تعاریفی که وجود دارد، به مفهوم « هنگام های استراحت» و یا « ساعات آرامش و آسودگی و وارستگی» معنا شده است.
باید توجه داشته باشیم، فراغت با بطالت تفاوت دارد . امام باقر علیه السلام فرموده اند: « یا رب ای عبادک ابغض الیک قال جیفه باللیل بطال بالنهار» [ بحارالانوار، ج ۱۸۰:۷۳]: حضرت موسی بن عمران در پیشگاه الهی عرض کرد، پروردگارا، کدام یک از بندگانت نزد تو بیشتر مورد بغض است. فرمود، آن که شب ها چون مرداری در بستر خفته و ورزها را به بطالت و تنبلی می گذراند.

اهمیت وقت و عمر از دیدگاه اسلام، قرآن و روایات

هر قدر شناخت فرد از جهان، انسان، زندگی و ابعاد آن وسیع تر و عمیق تر باشد، ارزش و اهمیت وقت و عمر برایش جامع تر و کامل تر است و برای استفاده از آن، برنامه ریزی می کند. افق اندیشه ی انسان الهی و مسلمان نسبت به وقت و عمر، در مقایسه با مکاتب مادی، از زاویه ای بازتر و جامع تر است، چرا که از دیدگاه اسلام، عمر و فرصت حیات، نعمتی خداوندی است و مقدمه ای برای قیامت بشر، و آن چه را که انسان الهی همواره در نظر دارد، رسیدن به قرب باری تعالی است.
در خصوص اهمیت وقت همین بس که خداوند به آن قسم یاد کرده « والعصر، ان الانسان لفی خسر، …» [والعصر /۳-۱]. قسم به عصر که واقعاً انسان در معرض زیان است، مگر آنان که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده… « هو الذی جعل الشمس ضیاء و القمر نورا و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب» [ یونس/۵] اوست خدایی که خورشید را درخشان و ماه را تابان نمود و برای آن منزل هایی معین کرد تا شماره ی سال ها و حساب را بدانید. توجه به عمر و استفاده از فرصت ها، در احادیث معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) مکرر یادآوری شده است. از آن جمله، حضرت علی علیه السلام فرمود: « الفرصه سریعه الفوت و بطیئه العود»، [ غرر الحکم: ۴۷۳]: فرصت و وقت به تندی می رود و برمی آید و بزرگ ترین زیان و ضرر برای فرد و جامعه، از دست دادن فرصت ها و عدم استفاده ی شایسته و لازم از آن است. به خوبی روشن است که عدم جبران فرصت ها برای پیشرفت جامعه و فرد، آن را به سخت ترین غصه ها تبدیل خواهد کرد. قال علی (ع): « اشد الغصص فوت الفرص» [مستدرک، ج ۱۴۲:۱۲]. و نیز فرموده اند: « بادر الفرصه قبل ان تکون غصه » [غرر: ۳۳۸] فرصت ها را دریاب، پیش از آن که سبب دریغ خوردن شود.

اهمیت دوران جوانی از دیدگاه اسلام، قرآن و روایات

همانگونه که بهترین فصل سال از جهت به کمال رسیدن زیبایی های طبیعت و به دست آمدن میوه های رنگارنگ و پرفایده فصل بهار است، دوران جوانی نیز از جهت به کمال رسیدن بسیاری از ویژگی های انسانی، از جمله تکامل نیروی جسمانی و کمال نیروی عقل و حکمت، اهمیت دارد .
خداوند در قرآن چنین می فرماید: «و لما بلغ اشده اتیناه حکما و علما و کذلک …» [القصص /۱۴و یوسف/۲۲]: و چون (موسی، یوسف علیهما السلام] رسید به حالت قوت و کمال رشادت، او را حکمت و علم دادیم و این چنین جزا می دهیم نیکوکاران را.
کمتر پدیده ای را می توان یافت که هم چون جوانی، موضوع حسرت ها و ندامت های عام قرار گرفته باشد. امام علی علیه السلام فرموده است: « شیئان لا یعرفان فضلهما الا من فقدهما الشباب و العافیه» [غرر الحکم: ۳۲۴]: دو چیز است که قدر آن ها را نمی شناسد، مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد، یکی جوانی و دیگری تندرستی و عافیت.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده اند: « ان العبد لا تزول قدماه یوم القیمه حتی یسال عن عمره فیما افناه و عن شبابه فیما ابلاه» [ الخصال، ج ۲۵۳:۱؛ بحار الانوار،ج ۳۱۱:۲۷]: در قیامت هیچ بنده ای قدم از قدم برنمی دارد تا به این پرسش ها پاسخ دهد: اول آن که عمرش را در چه کار فانی نموده است و دوم جوانی اش را چگونه و در چه راه تمام کرده است. مولانا در این رابطه چنین سروده است:
حق همی گوید چه آوردی مرا؟!
اندر این مهلت که دادم من ترا؟!
عمر خود را در چه پایان برده ای؟!
قوت و قوت در چه فانی کرده ای؟!
گوهر دیده کجا فرسوده ای؟!
پنج حس را در کجا پالوده ای؟!
چشم و گوش و هوش و گوهرهای عرش؟!
خرج کردی چه خریدی تو ز فرش؟!
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند: « من تعلم فی شبابه کان بمنزله الرسم فی الحجر» [بحار الانوار، ج ۲۲۲:۱]: آن کس که در جوانی چیزی را بیاموزد و به ذهن بسپارد،آن چیز همانند نقشی که بر سنگ کنده باشند، مستقر و پابرجا خواهد ماند. و نیز در اهمیت دوران نوجوانی و جوانی رسول گرامی اسلام چنین فرموده اند: «الولد سید سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین.» [وسائل الشیعه ،ج ۱۲۴:۱۵]: فرزند هفت سال آقا، هفت سال مطیع و هفت سال وزیر و مشاور است.

اهمیت اوقات فراغت و جوانی

اوقات فراغت به عنوان زیرمجموعه ای از زمان اهمیت و ارزش والایی دارد و موضوع مشترکی است بین تمامی اقشار جامعه، اعم از زن و مرد، پیر و جوان و با مشغله های بسیاری که در زندگی دارند. در این میان ، اوقات فراغت جوانان از اهمیت خاص و درخور توجهی برخوردار است. زیرا جوانان به عنوان بخش عظیمی از پویاترین گروه های اجتماعی محسوب می شوند که از یک سو وجودی سرشار از توان، انرژی و امید دارند و از سوی دیگر دارای خواست های مشروع هستند که اگر به آنان پاسخی مناسب داده شود، دنیای آن ها به دنیای خوبی ها، شادی ها، بالندگی ها، خلاقیت ها و نوآوری ها مبدل می شود و رشد و اعتلای شخصیت و شکوفایی استعدادهای آن ها را در پی خواهد داشت.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چنین می فرمایند: «یا اباذر اغتنم خمسا قبل الخمس، شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک و غناک قبل فقرک و فراغک قبل شغلک و حیاتک قبل موتک» [وسائل الشیعه، ج ۱۱۴:۱]: ای ابوذر، پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت بشمار: جوانی ات را قبل از پیری، سلامتت را قبل از بیماری، تمکنت را قبل از تهیدستی، فراغتت را قبل از گرفتاری و زندگانیت را قبل از مرگ.
امام علی علیه السلام فرموده: «و اعلم ان الدنیا دار بلیه لم یفرغ صاحبها فیها قط ساعه الا کانت فرغته علیه حسره یوم القیامه [نهج البلاغه، نامه ی ۵۹]: و بدان که دنیا برای آزمایش است که هرکس ساعتی در آن فراغت یابد و دست از کار بکشد، همین ساعت بیکاری، موجب حسرت و پشیمانی او در قیامت خواهد شد.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه ی « و لا تنس نصیبک من الدنیا» [القصص/۷۷]، از پدران خود چنین روایت کرده است: «قال لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک و غناک و ان تطلب به الاخره» [وسائل الشیعه، ج ۸۹:۱ و ج ۸۳:۱۶]: سلامت، نیرومندی، فراغت، جوانی، نشاط و بی نیازی خود را فراموش منما. در دنیا از آن ها بهره برداری کن و متوجه باش که از آن سرمایه های عظیم، به نفع معنویات و آخرت خود استفاده نمایی.
امام خمینی (ره)، در کلامی که می توان آن را هشدار تلقی کرد، فرموده اند: « نقشه کشیدند که نگذارند این نهضت به ثمر برسد و لذا از همه طرف خرابکاری می کنند. یک خرابکاری شان همین است که نگذارند جوان های ما صحیح بار بیایند و حالا که باید از نیروی جوانی استفاده بشود، نگذارند این نیروی جوانی به ثمر برسد» [جوانان از دیدگاه امام خمینی، ۵۸/۴/۱۲. نقل از صحیفه ی نور، ج ۲۵۷:۷]

جوان و استفاده ی صحیح از وقت

گر گوهر از کفت برون تافت
در سایه ی «وقت» می توان یافت
گر «وقت»رود ز دست انسان
با هیچ گهر خرید نتوان [ایرج میرزا] عمر انسان و فرصتی که از جانب خداوند برای زندگی به او داده شده، مهم ترین سرمایه ی حیات اوست. جوان نسبت به این سرمایه و هدیه ی خداوندی مسئولیت دارد و باید پاسخگو باشد . در تفسیر آیه ی «… اولم نعمرکم ما یتدکر فیه من تذکر…» [فاطر /۳۷] امام صادق علیه السلام فرموده است: «توبیخ لابن ثمانی عشر سنه» . این آیه، ملامت و سرزنش جوانان غافلی است که به سن هجده سالگی رسیده اند و از فرصت جوانی خود استفاده نمی کنند.
روایات دیگری نیز از امام صادق علیه السلام در ارتباط با استفاده ی صحیح از اوقات موجود است، از آن جمله: « اصبروا علی الدنیا فانما هی ساعه فما مضی منه فلا تجد له الما و لا سررا، و ما لم یجیء فلا ندری ما هو و انما هی ساعتک اللتی انت فیها علی طاعه الله و اصبر فیها عن معصیه الله» [الکافی،۴۵۴،۲] : مجموع عمر آدمی در دنیا ساعتی بیش نیست. آن چه از این ساعت گذشته است، معدوم شده و لذت و المی از آن احساس نمی کنید و آنچه هنوز نیامده است، نمی دانید چیست. سرمایه ی موجود و پرارزش عمر، تنها همان لحظات نقدی است که اینک در اختیار شماست و در آن به سر می برید. مالک نفس خود باشید و در حال حاضر برای اصلاح و رستگاری خود بکوشید. در مشکلات وظیفه شناسی و در اطاعت از اوامر الهی پایداری و از آلودگی به گناه و نافرمانی خداوند، خودداری کنید.
و نیز فرموده است: «الایام ثلاثه، فیوم مضی لایدرک و یوم الناس فیه فینبعی ان یغتنموه،و غد انما فی ایدیهم امله» [بحارالانوار، ج ۲۳۷:۷۵]: ایام زندگی سه روز است؛ اول روزی که گذشته است و برگشت ندارد. دوم روز موجود است که مردم در آن قرار دارند و در اختیار آن هاست. باید آن را مغتنم شمارند و از آن استفاده کنند . سوم فردایی است که نیامده و تنها آرزوی آن را در دست دارند.
عرب می گوید: «الوقت کالسیف اذا لم قطعه قطعک» [رمز موفقیت، محمدجواد پاکدل، ص ۲۶۱]: وقت چون شمشیر است، اگر قطعش نکردی قطعه قطعه ات می کند.
زمان را نمی توان ذخیره کرد، نمی توان خرید و یا فروخت و نمی توان از ۲۴ ساعت دیگران قرض گرفت . زمان سرمایه ای است که اگر مورد استفاده ی صحیح قرار نگیرد، از دست می رود. در حالی که یک سرمایه ی مالی چنین نیست. اگر منصف باشیم، با کمی دقت و تأمل درمی یابیم که مشکل اصلی کمبود وقت نیست، بلکه در نحوه ی استفاده از آن است. در مضرات فراغت دوره ی جوانی، روایتی با این مضمون است: « ان الله تعالی شأنه یبغض الشاب الفارغ» [تذکره الموضوعات، محمدطاهر بن الهندی الفتی، ص ۱۳۴]: خداوند تعالی جوان بیکار را دشمن می دارد.

اوقات فراغت از دیدگاه های گوناگون

۱. اوقات فراغت در قرآن

مسلمان نمی تواند اوقات فراغت به معنای اوقاتی برای بطالت و بیهودگی داشته باشد. انسان وقتی توجهش به خدا باشد و برنامه ی هدفمندی برای زندگی خود داشته باشد، دیگر بی کار نمی ماند تا مشغول لغویات و لهویات شود و هدف را قرب الهی و حرکت به سوی او می داند. نمازش، عبادتش، حیاتش و… برای خداوند است که آفریننده ی هستی است.
«ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» [الانعام، ۱۶۲]. متأسفانه به دلیل غفلت انسان، شیطان روی تمام ابعاد حقیقی، رنگ و لعاب آلوده ای می کشاند و نادرستی ها را در چشم انسان زینت و جلوه می دهد. و در نهایت انسان را به نابودی و خسران می کشاند. (چنین بیاناتی در سوره ی عنکبوت، آیه ی ۳۸ آورده شده است.) بنابراین خداوند انسان ها را برحذر می دارد از اعمال لغو و باطل و به انسان هشدار می دهد. «و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین» [لقمان /۶]: برخی از مردم داستان های باطل را می خرند (انتخاب می کنند) تا مردم را ندانسته از راه خدا بازدارند و آیات قرآن را استهزاء کنند. برای آنان است عذاب خوارکننده. پس نگاه قرآن درباره ی با اوقات فراغت، دوری از هر آن چیزی است که انسان را از حقیقت بازمی دارد و توجه به فرصت ها و اوقاتی است که در زندگی برای مؤمن پیش می آید تا برای کوشش و تلاش به منظور خودیابی و رشد و تعالی، از آن ها استفاده کند. « فاذا فرغت فانصب» [الشرح /۷]: به محض آن که فراغتی حاصل کردی، پس بکوش.
در اصل، قرآن به هیچ فراغتی که مایه ی بطالت و بیهوده گی باشد، معتقد نیست و می فرماید: بعد از هر سختی، عسر و راحتی است، به شرطی که انسان مؤمن از فرصت به دست آمده به درستی استفاده کند.
در قرآن عواملی که سبب به وجود آمدن آرامش در انسان هستند بیان شده اند، از آن جمله:
– «شب»؛ «هو الذی جعل لکم اللیل لتسکنوا فیه و…» [یونس /۶۷].
– «خواب»؛ «اصحاب الجنه یومئذ خیر مستقرا و احسن مقیلا» [الفرقان /۲۴]: اهل بهشت در این روز در بهترین مکان برای آرامش هستند. اشاره به خواب قیلوله ی اهل بهشت دارد.
– «زوجیت و جاذبه ی جنسی زن و مرد»؛ «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل …» [الروم /۲۱]: از آیات لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در بر او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود. در این امر نیز برای مردم با فکرت ادله ی علم و حکمت حق آشکار است.
– «ذکر دائمی»؛ «الا بذکر الله تطمئن القلوب» [ الرعد /۲۸] ذکر و یاد خدا که مایه ی نجات و آرامش قلب انسان است.

۲. اوقات فراغت در کلام معصومین (ع)

رسول اکرم (ص) فرموده است: «خلتان کثیر من الناس فیهما مفتون الصحه و الفراغ » [الکافی، ج ۲۵۲:۸]: بیشتر مردم درباره ی دو خصلت دچار گمراهی و ضلالت هستند؛ یکی در مورد سلامت و صحت، و آن دیگر در امر فراغت و بیکاری.
آدمی باید قدر آسایش و اوقات خالی خود را بداند و از آن برای پرورش استعدادهای نهفته ی وجود خویش و رسیدن به کمال استفاده کند، تا از دست دادن فرصت ها مایه ی غم و اندوه و پشیمانی نگردد: « اضاعه الغرصه غصه ». [نهج البلاغه، کلمات قصارش ۱۱۸، و ص ۱۹۹] و یا « ان الفرص تمر مر السحاب فانتهزوها اذا مکنت فی ابواب الخیر و الاعادات ندما» [ غررالحکم، ج ۲، ص ۲۴۴]. از امام هادی (ع) سئوال کردند درباره ی معنی «حزم» و ایشان پاسخ فرمودند: «هو ان تنتهز فرصتک و تعاجل ما امکنک» [ مستدرک، ج ۳۵۳:۲]: حزم عبارت از این است که فرصت خیر را مغتنم بشماری و به قدر ممکن در استفاده ی از آن تسریع نمایی.
پیامبر اکرم (ص) نیز چنین فرموده اند: « روحوا لاقلوب ساعه بساعه» [مسند الشهاب، ج ۳۹۳:۱]: دلها را ساعت به ساعت استراحت دهید.

۳. اوقات فراغت در ادیان آسمانی

در بیشتر ادیان، زمانی برای فراغت از کار در نظر گرفته شده است و به آن تأکید شده. مثلاً در دین های یهود و مسیحیت، «سبت» به عنوان روز استراحت یا فراغت از کار است و در اسلام نیز «جمعه» روز ویژه ی فراغت انسان ها در نظر گرفته شده است. نظر تمام ادیان الهی این است که خداوند، جهان آفرینش را در شش روز خلق کرده و روز هفتم از این کار فارغ شده. «با فرارسیدن روز هفتم، خدا کار آفرینش را تمام کرد و دست از کار کشید.» [تورات، سفر پیدایش، ج۲:۲].
«در روز سبت نیز که هفتمین روز هفته است، قوم باید برای عبادت من جمع شوند. در هر جا که ساکن باشند، باید در این روز دست از کار بکشند و استراحت کنند» [همان، لاویان، ج۲۳:۳].
دین مسیح نیز برای گذران اوقات عمر، به پیروان خود و جوانان چنین فرموده است: « از افکار و امیال شهوت آلوده که جوانان را اغلب اسیر می سازد، بگریز و در پی اموری باش که تو را به کارهای خوب تشویق می کنند؛ ایمان و محبت را دنبال نما و با کسانی که خداوند را دوست دارند و قلبشان پاک است، معاشرت کن. و باز تکرار می کنم، خود را در بحث های پوچ و بی معنی درگیر نکن، چون این گونه مباحثات باعث خشم و نزاع می گردد» [انجیل، دوم تیموتائوس، ج ۲۲:۲و ۲۳]. در اسلام، فراغت شامل اعمال بهداشتی و حضور در مجامع مذهبی و… و خلاصه مقدمه ای برای انتصاب و اتصال به سیر کمال است: « یا ایها الذین آمنوا اذا نودی للصلوه من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکر الله و ذروا البیع ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون» [الجمعه /۹]: ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که به سوی نماز در روز جمعه فراخوانده می شوید، بشتابید به سوی ذکر خداوند و تجارت را واگذارید. این برای شما بهتر است که انجام دهید.
در یک تقسیم بندی عمده ی دیگر، می توان به دو نوع دیدگاه اشاره کرد:
۱. دیدگاه هایی که تأثیرات روانی و معنوی دارند و خود شامل:
الف) دیدگاهی که مبنای اوقات فراغت یا تفریح را «مذهب» دانسته اند.
ب) دیدگاهی که فراغت را غریزه، بازی و تفریح سازی و تفریح معرفی کرده است.
ج) دیدگاهی که از استراحت و کسب لذت نشأت گرفته است.
۲. دیدگاه هایی که بر کارکردها و فعالیت های اوقات فراغت تأثیر دارند و عبارت اند از:
الف) کارکرد متعالی و اصلاحی
ب) شکوفا کردن استعدادها
ج) رشد اجتماعی
د) تعلیم و تربیت اجتماعی
ه) تجربه و تمرین مشاغل اجتماعی
و) کارکرد مشارکت
ز) کارکرد پیشگیری از آسیب های اجتماعی
ح) کارکرد اقتصادی
ط) کارکرد سیاسی
در ریشه های اندیشه و اظهارنظر اندیشمندان گوناگون درباره ی گذران اوقات فراغت، می توان به گذشته های دور و نزدیک رفت و نظریات متفکران را دنبال کرد. به خصوص علمای علوم تعلیم و تربیت، روان شناسی و جامعه شناسی، همچنین بزرگان ادبیات و ادبا که سخن در ارزش و اهمیت وقت و گذران آن بسیار گفته اند که در مباحث پیشین به آن ها اشاره شد.

آشنایی با برخی ویژگی های نوجوانی و جوانی

در خصوص شناسایی تأثیر آموزه های قرآنی و روایاتی بر اوقات فراغت انسان ها، به خصوص نوجوانان و جوانان، باید با ویژگی ها و نیازهای این نسل آشنا شویم تا شاهد انعکاس این آموزه ها در برنامه ریزی ها و عملکرد مثبت جوانان باشیم.
در یک تقسیم بندی کلی، نشانه ها و خصوصیات بلوغ و نوجوانی عبارت اند از:
۱. نشانه های فیزیولوژیکی؛ ۲. آثار روانی و اخلاقی.
که هر یک از آن ها یک سلسله عوارض و اثراتی را در نوجوان به وجود می آورند و در وهله ی دوم به شکل « بحران » نمایان می شوند. از جمله ی تغییر و تحولات روحیه ی نوجوان عبارت اند از:
۱- بیداری عواطف و احساسات جنسی وی نسبت به جنس مخالف. تخیلات و رویاپردازی ها در این دوران بسیار آشکار است.
۲- عصیان و پرخاشگری نسبت به اطرافیان به ویژه والدین.
۳- تمایل به زندگی گروهی در میان هم سالان. در این هنگام، نوعی حالت وفاداری نسبت به گروه دارد. شالوده و اساس گروه های نوجوانی عبارت است از: احترام، وفاداری، محبت، صمیمیت، دوستی، فعالیت و مسئولیت پذیری.
۴- اندیشیدن و استدلال کردن منطقی و گرایش به حل مسائل که این حالت بیشتر جنبه ی خودنمایی به خود می گیرد.
۵- حادثه جویی دائم و در جست وجوی آزمایش های نوینی است تا خود را بروز دهد.
۶- گرایش به تنهایی و انزواطلبی، با وجود تمایل به گذراندن وقت خود با گروه هم سالان، ولی به گوشه گیری و انزوا تمایل دارد.
در آغاز تحولات روانی، روابط نوجوان با اطرافیان و به ویژه با والدین، سست تر و رفتارهای اجتماعی آن ها دست خوش دگرگونی عمیقی می شود.
«حالت شیطنت دوران کودکی به افسردگی، اضطراب و پریشانی خاطر تبدیل می شود» [مهدیان: ۳۵-۲۷].
در روایات معصومین علیهم السلام، به برخی از ویژگی های نوجوانی و جوانی اشاره شده است: از آن جمله: « الشباب شعبه من الجنون» [بحارالانوار، ج ۴۹:۱۷]: جوانی خود یکی از اقسام جنون و دیوانگی بشر است. روایت است: « مردی به نام ابوجعفر احول»، از دوستان امام صادق(ع)، مدتی به تبلیغ مذهب تشیع و نشر تعالیم اهل بیت(ع) اشتغال داشت. روزی به محضر امام شرفیاب شد: امام از او پرسید: مردم بصره در قبول روش اهل بیت و سرعت پذیرش آیین تشیع چگونه اند؟ عرض کرد: تعداد اندکی از مردم تعالیم اهل بیت را پذیرفته اند. امام به وی فرمود: تبلیغات خود را متوجه نسل جوان کن و به آنان بپرداز، زیرا کودکان و نوجوانان برای پذیرش هر خوبی آمادگی بیشتری دارند و حرف حق را زودتر می پذیرند» [کافی، ج ۹۳:۸، بحارالانوار، ج ۲۳۶:۲۳].

اهمیت و تأثیر کارشناسان الهی و پیشوایان معصوم در زندگی جوان

اگر کسی بخواهد در زمینه ی رشد و ترقی و سعادت انسان ها قدمی بردارد، باید برطبق برنامه های کارشناسان الهی وارد صحنه ی تربیت و هدایت و پرورش استعدادهای آنان بشود.
انبیا و امامان معصوم(ع) برای تربیت و هدایت انسان ها از طرف خدای متعال تعیین می شوند. نسل جوان لازم است که با تبعیت و اطاعت کامل از تمامی دستورات و روش های پیشوایان معصوم(ع)، ارزش های مهمی را نصیب خود سازند و در مسیر کمال قدم بگذارند. معارف و ارزش های دینی باید توسط افراد آگاه و خبره و متخصص در اختیار انسان ها قرار گیرند.
جوانی که دین را از مکتب امامت و درکلاس آنان آموخته هیچ وقت بازیچه ی استعمارگران نخواهد شد، بلکه به عنوان یک فرد مبارز و پاس دار ارزش های قرآنی، در هر پست و مقام و در هر شرایط سنی و جنسی، اعم از دختر و پسر یا زن و یا مرد، به خدمت خودش ادامه می دهد.

نیازهای جوانان

نیازهای انسان به دو دسته ی مادی و معنوی تقسیم می شوند: نیازهای مادی مانند: آب، غذا، هوا و مسکن و خواب و… و نیازهای معنوی مانند: ایمان، آرامش و امنیت، اوقات فراغت، ترقی و تکامل، آگاهی و…
از جمله امتیازات ویژه ی نوجوانان و جوانان با توجه به آیات قرآن و روایات عبارت اند از:
– کمال جسمانی و عقلانی؛ « ولما بلغ اشده و استوی اتیناه حکما و علما و کذلک نجزی المحسنین» [ القصص/۱۴]: و چون موسی رسید به حالت قوت و کمال رشادت، تمامیت خلقت او را حکم نبوت و دانش دادیم و این چنین جزا می دهیم نیکوکاران را.
– نازک دلی؛ پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده اند: «اوصیکم بالشباب خیرا فانهم ارق افئده» [سفینه البحار، ج ۱۷۶:۲]: به شما سفارش می کنم به جوانان نیکی کنید، زیرا آنان نازک دل هستند.

انواع جوانان در برخورد با نیازهایشان

به طور کلی جوانان را به دو گروه عمده با دو نوع رفتار مثبت و منفی می توان تقسیم کرد: برخی در این دوران بیشترین لذت را از بطالت، دل مشغولی های بی ارزش و هدر دادن روزها و هفته های گران سنگ جوانی می برند و با گفتن عباراتی چون: بی خیال، خوش باشد، ولش و… خود را خوش بخت جلوه می دهند. البته در پرونده ی زندگی این گروه، انواعی از ناهنجاری ها و انحرافات به چشم می خورد که نتیجه ی آن هم جز بیهودگی، افسوس و شرمساری، جنون و… نخواهد بود.
درباره ی این دسته از جوانان، پیامبر اکرم (ص) فرمود: « ان الله ملکا ینزل فی کل لیله و ینادی یا ابناء العشرین! جدوا و اجتهدوا»[مستدرک الوسائل، ج ۳۵۳:۲]: خداوند را فرشته ای است که هر شب فرود آمده و ندا درمی دهد، ای بیست ساله ها! کوشش کنید و تلاش بسیار بورزید.»
و اما گروه دیگری از جوانان هستند که در پرونده ی آنان، تحصیل جدی، تلاش پی گیر، وظیفه شناسی، حضور در مسابقات کشوری و جهانی و در نتیجه پیشرفت و عزت و افتخار خویش و خانواده و جامعه، فراوان مشاهده می شود. رسول اکرم (ص) درباره ی چنین افرادی فرموده اند: « یا اباذر ما من شاب یدع الله الدنیا و لهوها و اهرم شبابه… »[بحارالانوار، ج ۸۴:۷۷]: ای اباذر! هیچ جوانی به خاطر خدا، از دنیا و سرگرمی های آن روی نگرداند و جوانی خویش را در طاعت خدا پیر نکند، مگر این که خداوند پاداش هفتاد و دو صدیق را به او عطا فرماید.»
فراغت در نظام ارزشی اسلام، جنبه ی فرهنگی و تربیتی یافته است و از صورت سرگرمی خارج می شود. جوان باید به جای تکرار اندیشه ها، اندیشیدن را بیاموزد، با تضلع علمی و تجربه ی عملی، برای زندگی معقول و مطلوب ره توشه برگیرد، با کار و ابتکار از مدار تکرار برهد ، با زهد و قناعت از آن هاو آزها و آرزوهای دور و دراز بگذرد و با عبادت و نیایش، دروازه ی ملکوت را بگشاید.

توجه جوانان به اصول زندگی

از جمله اصولی که هر جوان و انسان متعهدی باید در تمامی حالات و علی الخصوص در هنگام پر کردن اوقات فراغت خود مراقب باشد تا از آن ها تخطی نکند، عبارت اند از :
۱- اعتدال: هر حرکت و فعل انسان باید مبتنی بر اعتدال و میانه روی و به دور از افراط و تفریط باشد. امام علی علیه السلام فرموده: « من اراد السلامه فعلیه بالقصد» [شرح غررالحکم، ج ۲۲۶:۵] ۲- آرامش جسم: برای آماده ساختن خویش از حیث انجام کارهای مهم است، زیرا هر چیز برای رشد و بالندگی بیشتر، به آرامش و تمدید قرار نیاز دارد.
۳- تدرج و تمکن: تدرج، یعنی اندک اندک و آهسته پیش رفتن و پایه پایه نزدیک شدن، و تمکن، یعنی جای گرفتن و جاگیر شدن و پابرجا شدن و نیز توانایی و قدرت و قادر شدن بر چیزی.
۴- کرامت و عزت: کرامت به معنای بزرگواری و دوری از پستی و فرومایگی، برخورداری از اعتدال روحی است.
۵- تفکر و تدبر: پیامبر (ص) فرمودند: « تفکر ساعه خیر من عباده ستین سنه » [بحارالانوار، ج ۳۲۶:۷۱]: ساعتی اندیشیدن، از شصت سال عبادت بهتر است. امام صادق (ع) نیز در کلامی به این مضمون فرمودند: «دیندار می اندیشد و پایان کار را می نگرد. در نتیجه از پشیمانی و ندامت در امان می ماند. » [همان، ج ۲، ص ۵۳].
۶- کار، فعالیت و تمرین: نظام گیتی ما را تشویق و ترغیب می سازد. با کار و تمرین می توان بر دانش و معلومات خود افزود و از آن بهره ها گرفت. امیرالمؤمنین فرمود: « فی کل وقت فوت، فی کل وقت عمل» [آثار الصادقین، ج ۴۲۱:۲۶]: هر وقتی را فوتی است و برای هر وقتی کاری و عملی مقرر است.
منبع: مجله آموزش قرآن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.