صفحه اصلی » کلام و عقاید » درس هفتم: حدیث منزلت و حدیث یوم الدار

درس هفتم: حدیث منزلت و حدیث یوم الدار

درس هفتم: حدیث منزلت و حدیث یوم الدارReviewed by کارشناس دینی on Oct 31Rating:

حدیث «منزله» ار بسیارى از مفسران بزرگ شیعه و اهل سنّت در ذیل آیه ۱۴۲ سوره اعراف که از رفتن موسى(علیه السلام) به مدت ۴۰ شب به وعده گاه پروردگار و جانشین شدن‌هارون از او سخن مى‌گوید، نقل کرده اند.

حدیث چنین است: پیامبر(صلى الله علیه وآله) به سوى میدان تبوک حرکت کرد (تبوک نقطه اى بود در شمال جزیره عرب و هم مرز با قلمرو امپراطورى روم شرقى) به پیامبر خبر داده بودند که امپراطورى روم شرقى لشکر عظیمى فراهم کرده تا به حجاز و مکّه و مدینه حمله کند، و پیش از آن که انقلاب اسلامى با برنامه خاص انسانى و آزادى خواهى به آن منطقه صادر شود، آن را در نطفه خفه سازد. پیامبر(صلى الله علیه وآله) با لشکر عظیمى عازم تبوک شد و على(علیه السلام) را به جاى خود قرار داد.

على(علیه السلام) عرض کرد: آیا مرا در میان کودکان و زنان مى گذارى؟ (و اجازه نمى دهى با تو به میدان جهاد بیایم و در این افتخار بزرگ شرکت جویم؟)

پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «الا ترضى ان تکون منّى بمنزله‌هارون من موسى الا انه لیس نبى بعدى؟; آیا راضى نیستى که نسبت به من همانند‌هارون نسبت به موسى باشى جز این که پیامبرى بعد از من نخواهد بود؟».

عبارت بالا در مشهورترین کتب حدیث اهل سنّت، یعنى صحیح بخارى و صحیح مسلم، نقل شده است، با این تفاوت که در صحیح بخارى تمام حدیث آمده، و در صحیح مسلم یک بار تمام حدیث و یک بار تنها جمله «انت منى بمنزله‌هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى» به صورت یک کلمه کلّى و عام ذکر شده است.[۱]

در بسیارى از کتب اهل سنّت از جمله «سنن ابن ماجه»، «سنن ترمذى»، «مسند احمد» و کتب فراوان دیگر نقل شده است، و راویان حدیث از صحابه بیش از «بیست نفر» مى باشند، از جمله: «جابر بن عبدالله انصارى» و «ابوسعید خدرى» و «عبدالله بن مسعود» و «معاویه» مى باشند.

ابوبکر بغدادى در «تاریخ بغداد» از عمر بن خطاب چنین نقل مى‌کند: مردى را دید که به على(علیه السلام) ناسزا مى‌گوید، عمر گفت: من فکر مى کنم که تو مرد منافقى باشى زیرا از پیامبر(صلى الله علیه وآله)شنیدم که فرمود: «انما علىّ منى بمنزله‌هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى; على نسبت به من همچون‌هارون نسبت به موسى است جز این که پیامبرى بعد از من نیست».[۲]

قابل توجّه این که از منابع معتبر حدیث استفاده مى‌شود که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) این سخن را تنها در داستان جنگ «تبوک» نفرمود، بلکه در هفت مورد مختلف بازگو نمود که دلیل بر عمومیّت مفهوم آن است.

  1. در«یوم‌المواخات‌اوّل‌مکّه» یعنى‌روزى‌که‌پیمان‌برادرى درمکّه‌میان‌یارانش‌بست، على (علیه السلام) را در این پیمان، براى خودش انتخاب نمود، و همین جمله را تکرار فرمود.

در «یوم المواخات دوم» که همین پیمان برادرى میان مهاجران و انصار تکرار شدن این جریان‌تکرارگردید و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) حدیث منزلت را بار دیگر بیان فرمود.

درآن‌روزکه پیامبردستورداد درهاى خانه‌هایى که‌به مسجدبزرگ رسول خدا باز مى‌شد بسته شود، و تنها در خانه على(علیه السلام) را باز گذارد، همین جمله را تکرار فرمود.

همچنین در غزوه «تبوک» و سه مورد دیگر که مدارک آن تمام در کتب اهل سنّت آمده است، بنابراین نه از نظر سند جایى براى تردید در حدیث منزلت باقى مى ماند و نه از نظر عمومیّت مفهوم آن.

محتواى حدیث منزلت

اگر با بى نظرى حدیث فوق را بررسى کنیم و از پیش داورى‌ها خود را برکنار داریم از این حدیث مى توان استفاده کرد که تمام مناصبى را که‌هارون نسبت به موسى در میان بنى اسرائیل داشت، جز نبوّت، على(علیه السلام)دارا بوده است، چرا که هیچ گونه قید و شرط دیگرى در حدیث وجود ندارد.

بنابراین چنین نتیجه مى گیریم:

  1. على(علیه السلام) افضل امت بعد از پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود (چون‌هارون داراى چنین مقامى بود).
  2. على(علیه السلام) وزیر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و معاون خاصّ او، و شریک در برنامه رهبریش بود، زیرا قرآن همه این مناصب را براى‌هارون اثبات کرده است.[۳]
  3. على(علیه السلام) جانشین و خلیفه پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود و با وجود او شخص دیگرى نمى توانست عهده دار این مقام شود همان گونه که‌هارون چنین مقامى را نسبت به موسى داشت.

حدیث یوم الدار

بر اساس آنچه در تواریخ اسلامى آمده پیامبر(صلى الله علیه وآله) در سال سوّم بعثت مأمور شد که دعوت مخفیانه خود را در مورد اسلام آشکار سازد، چنان که در سوره‌حجر، آیه ۹۴ آمده‌است: وانذر عشیرتک الاقربین; «بستگان نزدیک خود را انذار کن».

پیامبر(صلى الله علیه وآله) بستگان نزدیکش را به خانه عمویش ابوطالب دعوت کرد، بعد از صرف غذا چنین فرمود: «اى فرزندان عبدالمطلب! به خدا سوگند، هیچ کس را در عرب نمى شناسم که براى قومش چیزى بهتر از آنچه من آورده ام آورده باشد، من خیر دنیاوآخرت رابراى‌شماآورده‌ام، وخداوندبه من دستور داده است شما را به این آیین دعوت کنم، کدام یک از شما مرا یارى خواهید کرد تا برادر من و وصىّ و جانشین من باشید؟».

هیچ کس تمایلى به این امر نشان نداد، جز على(علیه السلام) که از همه کوچک تر بود برخاست و عرض کرد: «اى رسول خدا! من در این راه یار و یاور توأم»، پیامبر(صلى الله علیه وآله) دست برگردن على(علیه السلام) نهاد و فرمود: «ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم، فاسمعوا له و اطیعوه; این برادر و وصى و جانشین من در میان شماست، سخن او را بشنوید و فرمانش را اطاعت کنید.» ولى آن قوم گمراه نه تنها پذیرا نشدند، بلکه به سخریه نیز پرداختند. حدیث بالا که به حدیث «یوم الدار» (روز دعوت در خانه) معروف است به قدر کافى گویاست، و از نظر سند بسیارى از دانشمندان اهل سنّت همچون ابن ابى جریر، ابن ابى حاتم، ابن مردویه، ابونعیم، بیهقى، ثعلبى، طبرى، ابن اثیر، ابوالفداء، و گروه دیگر آن را نقل کرده اند.[۴]

هرگاه حدیث‌فوق رانیزبابى نظرى بررسى کنیم حقایق مربوط به ولایت و خلافت على (علیه السلام)براى ما روشن‌تر مى‌شود چرا که صراحت در مسئله خلافت و ولایت دارد.

  1. حدیث منزلت چیست؟ و در چند مورد صادر شده است؟
  2. محتواى حدیث منزلت چه مقاماتى را براى على(علیه السلام) ثابت مى‌کند؟

۳.‌هارون، طبق نصوص قرآنى، چه موقعیّتى نسبت به موسى داشت؟

  1. حدیث منزلت را کدام دانشمندان نقل کرده اند؟
  2. حدیث یوم الدار و محتوى و سند و نتیجه آن را بازگو کنید.

 

منبع : سایت حوزه آنلاین برگرفته از کتاب ۵۰ درس اعتقادی برای جوانان

پی نوشت ها

[۱] صحیح بخارى، جزء ۶، ص ۳ و صحیح مسلم، ج ۱، ص ۴۴ و ج ۴، ص ۱۸۷.

[۲] تاریخ بغداد، ج ۷، ص ۴۵۲.

[۳] (سوره طه، آیات ۲۹ تا ۳۲).

[۴] براى آگاهى بیشتر به کتاب المراجعات، ص ۱۳۰ به بعد و کتاب احقاق الحق، ج ۴، ص ۶۲ به بعد مراجعه شود.

کانال تلگرام سایت اسلام سیتی

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.