جمعه , آذر ۳ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » اخلاق و عرفان » کذب و دروغ چیست؟

کذب و دروغ چیست؟

کذب و دروغ چیست؟Reviewed by کارشناس دینی on Feb 29Rating:

کذب و دروغ چیست؟ آیا کذب فقط در گفتار وجود دارد یا این که در رفتار و عمل و… هم وجود دارد؟ لطفا آیات و روایات را در این زمینه بیان کنید؟ در ضمن جاهایی که دروغ جایز است را بیان فرمائید.

پاسخ اجمالی :

دروغ و واژه های معادل آن از قبیل «کذب» و «افتراء» و «افک» به معنای خبر مخالف با واقع می باشند.
اقسام دروغ: از نظر دانشمندان اخلاق دروغ بر شش قسم است: ۱. دروغ در گفتار ۲. دروغ در نیت ۳. دروغ در عزم ۴. دروغ در وفا به عزم ۵. دروغ در اعمال ۶. دروغ در مقامات دین.

پاسخ تفصیلی :

یکی از بیماری های مهم زبان که جامعه بزرگ بشر همیشه از آن آسیب دیده و رنج برده است بیماری تباه کننده دروغ است. بنابراین سزاوار است که زبان پیوسته تحت حکم عقل و شرع قرار گیرد. از آن جهت که طبع انسان تمایل دارد زبان را آزاد گذاشته، عنان آن را رها نماید، شرع مقدس به حفظ و کنترل آن بسیار تاکید نموده است تا از برخورد این دو تعادل حاصل شود.(۱)
دروغ و واژه های معادل آن از قبیل «کذب» و «افتراء» و «افک» به معنای خبر مخالف با واقع می باشند.
اقسام دروغ: از نظر دانشمندان اخلاق دروغ بر شش قسم است: ۱. دروغ در گفتار ۲. دروغ در نیت ۳. دروغ در عزم ۴. دروغ در وفا به عزم ۵. دروغ در اعمال ۶. دروغ در مقامات دین.
دروغ در گفتار: هر زمان انسان خبری مخالف با واقع را ابراز کند به دروغ در گفتار دچار شده است. شخصی که به خوی دروغگویی مبتلا می شود، قلم، زبان و رفتارش محور دروغ می چرخد. حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: هیچ عادت و خلقی زشت تر از دروغ نیست.(۲)
دروغ در نیت: گاه انسان تصمیم می گیرد کار نیکوئی یا هرامر خیر دیگری انجام دهد، اما نیت او بر انجام آن کار فقط خداوند تبارک و تعالی نیست بلکه در تصمیم او خواسته های نفسانی و غیر خدایی در آن ریشه دارد که به این حالت دروغ در نیت گفته می شود.
دروغ در عزم: گاه انسان تصمیم می گیرد کار خیری را برای نزدیک شدن به خدا انجام دهد اما در همین تصمیم به دلیل وجود خللی سستی می کند و در تصمیم خود صادق نیست که سرچشمه این سستی و تزلزل چیزی جز خواهش های نفسانی نیست که به این حالت دروغ در عزم می گویند.
دروغ در عمل: کذب در عمل به آن معنا است که انسان درظاهر حالتی به خود بگیرد که گویای وجود صفتی در باطن اوست حال آنکه از چنان صفتی برخوردار نیست که به این عدم هماهنگی ظاهر و باطن کذب در عمل می گویند.(۳)

نکوهش دروغ از دید شرع و عقل هر انسانی از این که به او دروغ گفته شود ناخشنود می شود و احساس بیزاری می کند و این بهترین گواه بر آن است که سرشت پاک بشری از این عمل تنفر داشته و از آن می پرهیزد.
امیر مومنان علی ـ علیه السلام ـ در همین زمینه می فرماید: «الکذب مهانه و خیانه. دروغ، پستی و خیانت است»(۴).
زشتی دروغ در آیات قرآنی نیز نکوهش شده است آن جا که خداوند می فرماید: انّما یفتری الکذب الّذین لا یومنون بآیات الله(۵) همانا آنها که به آیات خداوند ایمان نیاورده اند، نسبت دروغ می دهند.
انّ الله لا یهدی من هو کاذب کفّار(۶). به درستی که خداوند دروغگوی کفران کننده را هدایت نمی کند.
حضرت باقر ـ علیه السلام ـ در بیان زشتی دروغ ضمن مقایسه آن با دیگر پلیدی ها فرمود: خداوند عزّوجلّ برای بدی ها قفل هایی قرار داده که کلید بازگشایی این قفل ها همانا شراب است و دروغ از شراب بدتر است.(۷)
از رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نیز نقل شده است: از دروغ بپرهیزید، اگر در آن راه نجات خود را ببینید، پس همانا در آن چیزی جز نابودی نیست.(۸)
ریشه های درونی دروغ: دروغ به شکل معمول در یکی از صفات زشت و ناپسند نفسانی ریشه دارد که عبارتند از:
۱. دشمنی: گاه انسان از روی دشمنی و نفرت در صدد ضربه زدن به کسی بر آمده و دروغ می گوید.
۲. حسد: گاه حسادت به برتری های دیگران انسان را به دروغگویی وا می دارد.
۳. خشم و عصبانیت: خشم از چیزی یا کسی می تواند سبب بروز این رفتار ناشایست از انسان باشد.
۴. علاقه به مال دنیا: گاه علاقه و چشم داشت به مال دنیا، مایه بروز چنین رفتاری می شود.
۵. علاقه به مقام و جایگاه دنیایی: گاه علاقه به مقام و منزلت دنیایی، انسان را به دروغ گفتن وا می دارد.
۶. علاقه دنیایی به افراد: محبت و علاقه به افراد ممکن است انسان را به دروغ بکشاند به این صورت که انسان برای جلب توجه محبوب خود به دروغ دچار شود.(۹)

پیامدهای زشت دروغ۱. نابودی ایمان: دروغ با ایمان ناسازگار است و ضعف و نابودی آن را در پی دارد، حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: از دروغ بپرهیزید چرا که ایمان را دور می کند.
۲. محرومیت از هدایت الهی: دروغ انسان را از هدایت الهی محروم می سازد. پروردگار عزوجل در قرآن می فرماید: همانا خداوند دروغگوی ناسپاس را هدایت نمی کند.
۳. زمینه سازی کفر و نفاق: دروغ گاه زمینه کفر یا نفاق را در انسان فراهم می سازد. زمانی که دل دروغگو از ایمان خالی شد، کفر یا نفاق به آن راه خواهد یافت.
۴. ضعیف ساختن مروت و جوانمردی: آنگاه که دروغ، عادت فرد شود، چه بسا جوان مردی یکسره از وجود او رخت بربندد، چنان که در سخن گهربار حضرت علی ـ علیه السلام ـ آمده است: هر کس دروغ گوید، جوان مردی خویش را تباه سازد.
۵. فراموشی: از آنجا که خبرهای انسان دروغگو، با واقع مخالف است و مخالفت با واقع، حدو مرز و معیار واحدی ندارد و چه بسا خبرهای او از یک واقعه با هم سازگار و یکسان نباشد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: همانا از کمک هایی که خداوند بر ضد دروغگویان می کند فراموشی آنهاست.
۶. کاهش ارزش اجتماعی: دروغگو قابل اطمینان نیست و مردم به او اعتماد نمی کنند از این رو نزد مردم ارزش ندارد. ارزش انسان در جامعه بشری به اطمینان و اعتماد مردم به اوست. دروغگویی رفتار ناشایستی به شمار می رود که اعتبار انسان را از بین می برد امام صادق ـ علیه السلام ـ از عیسی بن مریم ـ علیه السلام ـ نقل فرمود: کسی که بسیار دروغ گوید ارزشش نزد خدا و نزد خلق او، از بین می رود.
۷. سرزنش و پشیمانی: سرانجام دروغگویی، سرزنش شدن و پشیمانی از کرده خویش است زیرا مردم دیر یا زود، به رفتار ناشایست و گفتار خلاف واقع دروغگو پی برده، او را خواهند شناخت.
۸. نابودی شرم و حیا: کسی که عادت کند بدون توجه به ارزش و منزلت انسانی، دیگران به آنها دروغ بگوید، پرده حیا میان خود و ایشان را دریده، بی شرم می شود چنان که سرور پرهیزکاران علی ـ علیه السلام ـ فرموده است: دروغگو بی حیاست.(۱۰)

موارد جواز دروغ:۱. وجود ضرورت: ناچاری و ضرورت از موارد مهمی است که از دید فقیهان، دروغ گفتن را جایز می کند و این حکم جواز به اندازه بر طرف کردن ضرورت است. این به این معنا نیست که هر چقدر خواست دروغ بگوید بنابراین به بهانه هر ضرری نمی توان دروغ گفت.
۲. اصلاح بین مسلمانان: هنگامی که دروغ باعث حل اختلاف و ایجاد صلح و آشتی بین دو مسلمان شود از نظر شرعی جایز بوده و حرام نیست که در این قسم نیز نباید از حد لازم تجاوز کرد چرا که تجاوز از حد لازم انسان را به خوی دروغگویی مبتلا می کند.
۳. توریه: سخن دو پهلو گفتن است اگر انسان برای بر طرف کردن زیان از خود یا مسلمانی دیگر ناچار به دروغ یا توریه شود توریه بهتر و شایسته تر است و چنان چه توریه نکند و دروغ بگوید رفتارش از دید فقیهان اشکال دارد.
۴. وعده دادن: چنان چه شخصی وعده ای بدهد ولی از همان ابتدا خود را متعهد و ملتزم بر انجام آن نکند و فقط در موقعیت خاصی آن وعده را انجام دهد عمل و گفتارش دروغ شمرده نمی شود. و این چون در حالت اضطرار می باشد، حرام نیست.(۱۱)

راههای درمان دروغدانشمندان اخلاق برای درمان بیماری های اخلاقی انسان دو راه «علمی»، و «عملی» را سفارش می کنند در راه علمی بر آگاهی های باز دارنده و در راه عملی به رفتار های بر طرف کننده تأکید می ورزند.
راه علمی: آگاهی و توجه به پیامدهای ناخوش آیند دروغ، شیوه ای موثر در درمان این بیماری به شمار می رود. محرومیت از هدایت الهی، ناتوانی از چشیدن طعم ایمان و بی اعتمادی دیگران و ذلت و آثار شوم دیگر همه و همه از پیامدهایی هستند که یادآوری مداوم آنها، شخص مبتلا به دروغ را در درمان خویش یاری می کند. غفلت از پیامدهای زشت و ناخوش آیند رفتارهای زشت، از مهم ترین عوامل گرفتاری انسان به آنهاست که با یادآوری و ذکر می توان آن را برطرف کرد.
راه عملی: یکی از روش های مهم عملی در درمان دروغ آن است که انسان پیش از آن که کلمه را بر زبان بیاورد درباره درستی یا نادرستی آن بیندیشد و به آثار و عواقب آن توجه کنددستور بر گفتار و سخن گفتن باید از خانه خرد صادر شود نه آنکه انسان، کلام بدون اندیشه را بر زبان جاری سازد و آنگاه از پیامدهای ناخوشایندش افسوس خورد چه بسا افرادی که با سخن نسنجیده خود را به پرتگاه نابودی انداخته اند.
شیوه دیگر در درمان عملی دروغ آن است که از معاشرت با دوستان دروغگو بپرهیزد چرا که بسیاری از زشتی ها در اثر رفت و آمد و هم نشینی با انسان های ناصالح پدید می آید و به عکس بسیاری از زیبایی های اخلاقی هم در هم نشینی با خوبان و صالحان پدیدار می شود.(۱۲)

______________________________________________________________________________

پاورقی:

۱. اخلاق، ترجمه کتاب اخلاق، تألیف مرحوم سید عبدالله، شبر، موسسه انتشارات هجرت، ص۲۲۳.
۲. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمّد، غررالحکم ودررالکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، بی‌تا
۳. اخلاق الاهی، آفات زبان، جلد چهارم، استاد آیت الله مجتبی تهرانی، ص۸۲ـ ۸۳ـ ۸۴ـ ۸۵ـ ۸۶ـ ۸۷ـ
۴. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمّد، غررالحکم ودررالکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، بی‌تا
۵. نحل (۱۶): ۱۰۵.
۶. الزمر (۳۹): ۳.
۷. اخلاق الاهی، آفات زبان، جلد چهارم، استاد آیت الله مجتبی تهرانی، ص۹۰ ـ ۹۱.
۸. اخلاق الاهی، آفات زبان، جلد چهارم، استاد آیت الله مجتبی تهرانی ، ص۹۰ ـ ۹۱.
۹. همان، ص۱۱۶ ـ ۱۱۷.
۱۰. همان، ص۱۱۸ ـ ۱۱۹ـ ۱۲۰ـ ۱۲۱ـ ۱۲۲ـ ۱۲۳ـ ۱۲۴.
۱۱. همان، ص۹۷ ـ ۱۰۰ ـ ۱۰۲.
۱۲. همان، ص۱۲۵ ـ ۱۲۶.

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات و شبهات حوزه علمیه قم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.