صفحه اصلی » کلام و عقاید » امام شناسی » آیا ائمه علم به شهادت خود داشتند؟

آیا ائمه علم به شهادت خود داشتند؟

آیا ائمه علم به شهادت خود داشتند؟Reviewed by کارشناس دینی on Jun 26Rating:

با وجود اینکه ائمه معصومین علیهم السلام از علم غیب برخوردار بودند؛ پس چرا گاهى انگور یا خرما یا دیگر اشیاى مسموم راتناول کرده و به شهادت مى‏رسیدند؟

در پاسخ به این پرسش، توجه به نکات ذیل راه گشا است:

یکم. هر چند امامان معصوم علیهم السلام از علم غیب برخوردارند و به وقایع گذشته و حوادث حال و آینده آگاهى دارند؛ اما تکلیف آنان مانند سایر افراد بشر، بر اساس علم عادى است و علم غیب براى آنان، تکلیفى ایجاد نمى‏کند. به عنوان مثال، امام براساس علم عادى خود، میوه‏اى را پیش روى خود مى‏بیند که مانعى از خوردن آن نیست و تناول آن جایز است؛ هر چند براساس علم غیب، از مسموم بودن آن آگاهى دارد. در تأیید این مطلب دو دلیل ذکر شده است:

الف. عمل براساس علم غیب، در برخى از موارد، با حکمت بعثت پیامبران و نصب امامان منافات دارد؛ زیرا در این صورت، جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد و سایر افراد بشر، به بهانه برخوردار بودن معصومان از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادى نسبت به آنان احساس جدایى و دوگانگى کرده و از وظایف فردى و اصلاحات اجتماعى سر بازخواهند زد.

ب. عمل دائمى براساس علم غیر عادى، موجب اختلال در امور است؛ زیرا مشیت و اراده غالب خداوند به جریان امور، بر اساس نظام اسباب و

مسببات طبیعى و علم عادى نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر و ائمه علیهم السلام، براى شفاى بیمارى خود و اطرافیانشان، از علم غیب استفاده نمى‏کردند. شاید یکى از حکمت‏هاى ممنوع بودن تمسّک به نجوم، تسخیر جن و … براى غیب‏گویى و کشف غیرعادى حوادث آینده نیز همین اختلال در امور باشد.[۱]

دوّم. هر چند بر طبق روایات فراوان، امامان علیهم السلام نسبت به حوادث گذشته، آینده و حال علم و آگاهى دارند[۲]؛ اما از روایاتى دیگر استفاده مى‏شود که این علم به صورت بالفعل نیست؛ بلکه شأنى است؛ یعنى، هرگاه اراده کنند و بخواهند چیزى را بدانند، خداوند سبحان آنان را عالم و آگاه خواهد کرد:

«اذا اراد الامام ان یعلم شیئاً اعلمه اللّه ذلک»[۳]؛ «هر گاه امام اراده کند که چیزى را بداند، خداوند او را آگاه خواهد کرد».

پس علم غیب امام علیه السلام شأنى است نه فعلى؛ و براساس همین نکته، ممکن است نسبت به نحوه شهادت خود با همه جزئیات آن، علم نداشته باشد؛ چون اراده نکرده که بداند.[۴] و یا در برخى موارد، دانستن چه بسا مانع کمال شود. چنان که برخى گفته‏اند در واقعه «لیله المبیت» اگر امام على علیه السلام مى‏دانست که خطرى متوجه او نخواهد شد، خوابیدن در بستر پیامبر صلى الله علیه و آله به منزله قبول خطر تلقى نمى‏شد.

(۴). محمد رضا مظفر، علم امام، ترجمه و مقدمه على شیروانى، ص ۷۳؛ قابل ذکر است مظفر این پاسخ را به عنوان‏یک احتمال ذکر مى‏کند، ولى آن را نمى‏پذیرد.

سوّم. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام، تکالیف و وظایفى مخصوص به خود دارند و به همین جهت، آنان در عین اینکه مى‏دانستند دشمن در فلان جنگ غلبه خواهد کرد، وظیفه داشتند اقدام کنند و یا با اینکه مى‏دانستند کارى که انجام مى‏دهند، منجر به شهادتشان خواهد شد جهت مصالح بالاتر و دستیابى به اهداف بلند، اقدام به انجام وظیفه مى‏کردند، چنان که به دلایل متعدد امام حسین علیه السلام علم به شهادت خود داشت، ولى جهت انجام وظیفه اقدام کرد.[۵]

چهارم. برخى از این موارد (مانند خوردن میوه زهرآلود به وسیله امام موسى کاظم علیه السلام و یا امام رضا علیه السلام) اجبارى و بدون اختیار بوده است.

پس با اینکه مى‏دانستند به این وسیله به شهادت خواهند رسید؛ ولى به وسیله دشمن، مجبور به خوردن آن شدند و گزینه دیگرى فرا روى آنان نبود.

البته این پاسخ اگر چه در جاى خود درست است و شواهد تاریخى بر آن مهر تأیید مى‏زند؛ اما نمى‏تواند پاسخى براى همه موارد باشد.

پنجم. علامه طباطبایى بر آن است که علم غیب امامان به واقع حتمى و قطعى تعلق مى‏گیرد که در آن تغییر و تبدیل راه ندارد. در چنین مواردى اقدام نکردن و یا اقدام برخلاف بى‏معناست.

به عبارت دیگر امام به حسب علوّ رتبه وجودى‏اش، با لطف و اذن الهى از حقایق حوادث عالم، از جمله فعل اختیارى خود آن‏گونه که به استناد علل تامه‏اش حتمیت و ضرورت یافته است آگاهى دارد. عمل برخلاف مقتضاى‏ چنین دانشى و تلاش در جهت خلاف آن بى‏معنا و غیرممکن است.[۶]

افزون بر این، درجات و کمالاتى براى امامان مقدر شده که راه رسیدن به آن، از طریق تحمل همین بلاها و مصایب است.

__________________________
پی نوشت ها:
[۱] ( ۱). صافى گلپایگانى، معارف دین، ج ۱، ص ۱۲۱.

[۲] ( ۲). اصول کافى، ج ۱،« باب ان الائمه: یعلمون علم ماکان و ما یکون …»؛ بحارالانوار، ج ۱۶، باب ۱۴.

[۳] ( ۳). اصول کافى، ج ۱،« باب ان الائمه اذا شاؤا ان یعلموا علموا»؛ بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۵۶، ۱۱۶ و ۱۱۷.

[۴] ( ۴). محمد رضا مظفر، علم امام، ترجمه و مقدمه على شیروانى، ص ۷۳؛ قابل ذکر است مظفر این پاسخ را به عنوان‏یک احتمال ذکر مى‏کند، ولى آن را نمى‏پذیرد.

[۵] ( ۱). علامه طباطبایى، المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۴. وى این را به عنوان یک قول نقل کرده است.

[۶] ( ۱). براى توضیح بیشتر ر. ک:

الف. سید محمد حسین طباطبایى، تفسیر المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۲؛ ج ۱۳، ص ۷۲ و ۷۴؛ ج ۱۹، ص ۹۲؛ ج ۱۲، ص ۱۴۴؛ ج ۴، ص ۲۸؛

ب. همو، معنویت تشیع، مقاله علم امام، ص ۲۱۵؛

ج. محمد حسین رخشاد، در محضر علامه طباطبایى، ص ۱۲۱.

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.