صفحه اصلی » اخلاق و عرفان » تقوا و قلب سلیم می گوییم نتیجه اش پیدا کردن فرقان می شود ما که نداریم چگونه حق را تشخیص دهیم؟

تقوا و قلب سلیم می گوییم نتیجه اش پیدا کردن فرقان می شود ما که نداریم چگونه حق را تشخیص دهیم؟

تقوا و قلب سلیم می گوییم نتیجه اش پیدا کردن فرقان می شود ما که نداریم چگونه حق را تشخیص دهیم؟Reviewed by کارشناس دینی on Jul 2Rating:

[ad_1]
بر اساس فرموده قران کریم که می فرماید: «ان تقوا الله یجعل لکم فرقانا» اگر تقوا پیشه کنید، خداوند متعال برای شما (قدرت تمییز حق از باطل) قرار می دهد.
آدمهای با تقوا با عنایت اللهی از قدرت تشخیص خاصی بر خوردار می شوند که بر اساس آن حق را از باطل تمییز می دهند. اما از سوی دیگر می خوانیم قران کتابی است که از طرف خداوند متعال برای هدایت همه آدمها نازل شده است و به تعبیر خود قران «هدی للناس» است. یعنی هدایت گر همه آدمها است، نه فقط بعضی آدمها.
از این رو در یک جمع بندی می توان به این نتیجه رسید که تقوا دارای مراتب و درجات است و آدمها به طور عموم با اختلافی که دارند از درجات مختلف تقوا بهره مندند. مگر کسانی که به کلی سیاهی و قساوت قلب آنها را فرا گرفته باشد.
گفتنی است که تشخیص حق از باطل دارای مراتبی است و همه افراد در تشخیص حق از باطل در یک حد و اندازه نیستند. برخی از افراد در پایین ترین مرحله آن و برخی دیگر در عالیترین مرحله قرار دارند.مثلا یک کودک دبستانی قدرت تشخیص صحت و یا بطلان یک رفتار محبت آمیز و یا خشونت بار را دارد و یا مسایل علمی را در همان حدی که در دبستان به او یاد داده اند می تواند تشخیص دهد. اما او هیچگاه نمی تواند مسایل علمی مربوط به مراتب بالاتر مانند مقطع کارشناسی ارشد را تشخیص دهد. زیرا قوه تمییز او فقط در همان حد تربیت شده است. گر چه او آمادگی آن را دارد که با ادامه تحصیل به مراتب بالاتر برسد اما فعلا قدرت تشخیص علمی او در حد دبستان است.
بر این اساس قدرت تشخیص حق از باطل در افراد مختلف متفاوت است. برخی افراد از عقل کاملتر و ذهن پرورش یافته تری برخوردار هستند و به همان میزان قدرت تشخیص بالاتر و دقیق تری دارند. اما حداقل قدرت تشخیص که خداوند متعال متعال به آدمهای مکلف عنایت فرموده است برای تشخیص حقانیت دین و عقاید صحیح دینی لازم کفایت می کند و آدم در تشخیص مسیر حق از باطل در نمی ماند.
البته گاهی تبعیت از هواهای نفسانی و غوطه ور شدن در شهوات، به تدریج حجاب غلیظی بر فطرت و قدرت تشخیص عقل می پوشاند و او را در گمراهی قرار می دهد. چنانچه حضرت امیر(علیهم السلام می فرماید: « کم من عقل اسیر تحت هوی امیر» غرر الحکم چه بسا عقلی که اسیر دست هوای نفس حاکم بر آدم باشد.
اگر پیروی آدم از هوای نفس فراوان باشد نور عقل به خاموشی گراییده و از هدایت آن محروم می گردد. از طرف دیگر آدمهای با تقوا به تدریج از نورانیت بیشتری در عقل و فطرت خود بهره مند می شوند و از هدایت های خاصی برخوردار می گردند. هدایتی که مخصوص متقین است، هدایت ویژه ای است که دیگران از آن بهره ای ندارند. زیرا بر اثر تقوا، عقل آنها از نورانیت بیشتری برخوردار شده و در نتیجه از هدایت بیشتری بهره مند می شوند. از اینروست که قران هم کتاب هدایت انسانها است، «هدی للناس» و هم کتاب هدایت متقین است. «هدی للمتقین» بقره ۲
هدایت امری ذو مراتب است که افراد با تقوا از مراتب بالای آن برخوردار می شوند و در مسیر زندگی بر اساس بصیرت و بینش ویژه ای که به آنها عنایت شده است بهتر از دیگران حق را از باطل تشخیص می دهند و از هدایت ویژه ای برخوردار هستند که متناسب با شان آنهاست.
درنتیجه می توان گفت عموم آدمها از تقوای نسبی برخوردارند و متناسب با نیاز خود و در حد شان خود و تلاش خود در مسیر بدست آوردن حق، از آن بهره مند می شوند. اما بدست آوردن مراتب بالای هدایت و بصیرت را فقط از راه کسب درجات بالای تقوا می توانند بدست بیاورند.
از همین مطلب نکته لطیفی استفاده می شود که حاصل آن؛ این است که تا زمانی که آدمها به مرحله تقوا عالی نرسیده اند، پیروی از متقین وارسته لازم است. یعنی در مواردی که تشخیص حق برای کسانی که در قدمهای اول تقوا هستند؛ سخت و دشوار است پیروی و عدم مخالفت آنها با متقین که از هدایت ویژه اللهی برخوردار هستند یکی از راه های اطمینان آور است.
[ad_2]

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.