جمعه , آذر ۳ ۱۳۹۶
صفحه اصلی » کشکول » حجاب و فعالیت اجتماعی بانوان

حجاب و فعالیت اجتماعی بانوان

حجاب و فعالیت اجتماعی بانوانReviewed by کارشناس دینی on Jul 25Rating:

پرسش : در کشور ما علما مرتب تبلیغ می‏کنند که حجاب محدودیت نیست، پس چرا در کشور ما و سایر کشورهای اسلامی، زنان در زمینه سیاست در سطوح بالا فعالیت چشمگیری ندارند؟ در صورتی که اگر به جهت زن بودن نمی‏توانند از عهده آن برآیند، در کشور‏های غربی زنان به عنوان بالاترین فرد جامعه فعالیت کرده و بسیار موفق تر از مردان جامعه بوده اند؟! پس علت عقب ماندگی زنان مسلمان چیست؟
پاسخ :  حجاب وفعالیت‏های اجتماعی زنان: تجربه انقلاب اسلامی اثبات کرد که به هیچ وجه، حجاب محدودیت نیست و نه تنها هیچ منافاتی با پیشرفت زنان در عرصه‏های مختلف ندارد؛ بلکه عاملی مثبت در مصونیت و حفظ کرامت و شخصیت زنان است. حضور زنان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در همه صحنه‏های اجتماعی، اقتصادی، حماسی، سیاسی، علمی، هنری، حقوقی، قانون گذاری و بسیاری صحنه‏های دیگر با پوشش دینی، نشان داد که حجاب، کمترین رکودی در فعالیت‏های اجتماعی زن پدید نمی‏آورد؛ بلکه خودنمایی و بی‏حجابی است که زن را به حواس پرتی و رکود می‏کشاند و فرصت گران بهای او را برای تزیین و خودآرایی هدر می‏دهد و پس از خروج از منزل نیز او را به نمایش تن و حفظ آرایش وا می‏دارد و به نمایاندن جاذبه‏های زنانگی خود، فعالیت‏های مردان را با رکود رو به رو می‏سازد!! به علاوه آثار بسیار مخربی بر فرهنگ، نهاد خانواده و آینده جامعه انسانی به دنبال دارد. بنابراین این حجاب نیست که باعث رکود می‏شود؛ بلکه برعکس بی حجابی است که سبب رکود فعالیت‏های هر دو قشر زن و مرد خواهد شد. V}نگاهی گذرا به شبهات حقوقی پیرامون مسائل زنان، مرکز پژوهش‏های اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۰، ص ۲۵۰{V علاوه بر اینکه حجاب یکی از احکام و ضرورت‏های دین مبین اسلام است. T} مقایسه وضعیت زنان کشورمان با زنان سایر کشورهای غربی {T اگر با نگاهی واقع بینانه این مسئله را مورد بررسی قرار دهیم، روشن می‏شود ـ که زنان جامعه ما ـ که بعد از انقلاب براساس آشنایی با معارف و آموزه‏های اصیل اسلامی با حفظ شخصیت و کرامت خویش در عرصه‏های مختلف جامعه وارد و پیشرفت‏های درخشانی داشته اند ـ نسبت به زنان جوامع غربی ـ که سابقه ورود و فعالیت‏های اجتماعی چندین قرن دارند و به عنوان نیروی کار ارزان و مطیع و ابزاری برای جهان سرمایه داری و مطامع آن درآمده اند ـ بسی جلوتر و موفق تراند؛ به خصوص با لحاظ این نکته مهم که به دلیل حفظ حجاب اسلامی و رعایت حدود الهی، از بسیاری آفات و مشکلات و معضلاتی که هم اکنون جوامع غربی با آن روبه‏رو بوده و به عنوان بحرانی عظیم، تمدن غرب را با چالش و فروپاشی مواجه ساخته است، به دور می‏باشند. این واقعیتی است که بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان غرب به آن معترف اند؛ چنان که روژه گارودی اندیشمند فرانسوی اذعان می دارد: «تمدن غرب در جهت نابودی انسان حرکت می‏کند». V}مصاحبه با شبکه دوم سیما، ۲۳/۴/۷۶ {V همچنین به نظر پروفسور لاماند: «راهی که غرب در پیش گرفته است، به نابودی اصول اجتماعی و مدنیت منجر می‏شود». V} روزنامه ایران، ۷/۵/۷۵ {V تا جایی که براساس آمار «در اتحادیه اروپا عده بی کاران افزایش یافته و به رقم ۸ تا ۱۲ درصد رسیده است. عده بیکاران در اروپای غربی در چهار دهه قبل کمتر از ده میلیون بود و این رقم در ۱۹۸۰ به ۲۵ میلیون نفر و اکنون ۳۵ میلیون شده است. ژاپن، ایتالیا، انگلستان و آمریکا به حالت بحرانی رسیده است و با انتقال نظام سرمایه داری به روسیه و اروپای شرقی و مرکزی، این کشورها نیز به بیماری تمدن جدید مبتلا شده اند». V}پروفسور حمید مولانا، روزنامه کیهان، ۲۵/۹/۷۸ {V مسلم است در چنین جوامعی که از اول هدف از کشاندن زنان به اجتماع، استشهار آن و تبدیل آن به موجودی «شیء گونه» ـ که فقط برای امیال و اهداف تمدن سرمایه داری غرب به وجود آمده است آن هم با شعار دروغین «آزادی» و دفاع از «حقوق بشر» ـ بوده است، زن چه وضعیتی می‏تواند داشته باشد. «براساس برخی آمارهای پایان دهه ۸۰ میلادی، زنان و مردان هم سن و سال از لحاظ درآمدی بسیار تفاوت داشتند. برای مثال درآمد زنان ۴۵ ـ ۵۴ سال تنها به ۵۹ درصد متوسط درآمدمردان در همان سنین بالغ می‏شد. این در صورتی است که در برخی موارد، زنان بیشتر از مردان کار می‏کنند. در برخی از کشورها، زنان روزانه تا چهار ساعت، بیشتر از مردان کار می‏کنند… مظلومیت زنان وقتی بیشتر نمایان می‏شود که مرد و زن هر دو شاغل باشند؛ زیرا مردان بر حسب عادت دیرینه، با ورود به خانه، کار و وظیفه خود را پایان یافته تلقی می‏کنند، اما زنان ناگزیرند یا قبل از رفتن به سر کار یا پس از بازگشتن، کار خانه را انجام دهند…» V}جنگ علیه زنان، صص ۵۳ ـ ۷۴؛ زن و رهایی نیروهای تولید، صص ۲۱۵ ـ ۲۱۴؛ بار سنگین زنان شاغل، فیدر شرلی، اسلون، ترجمه مینا اعظامی، ۱۳۷۷، صص ۳ – ۷ {V این در حالی است که با نفی کرامت و شخصیت انسانی زنان در غرب، انواع خشونت‏ها نیز علیه آنان شدت یافته است. V}سیدهادی حسینی، کتاب زن، علی احمد راسخ، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۱ {V T} بررسی مشکلات زنان {T بیان چنین مشکلاتی در جوامع غربی، به معنای منزّه بودن جوامع اسلامی و کشور ما از این کاستی ها نیست؛ بلکه ما معترفیم متأسفانه این موضوعات نیز در گوشه و کنار جامعه ما یافت می‏شود و البته به هیچ وجه اینها ناشی از اسلام اصیل نیست؛ زیرا زن در اسلام از نهایت تکریم و احترام برخوردار و دارای حقوق و امتیازات مختلف اجتماعی، اقتصادی و… است. حتی نظیر آن نیز در هیچ کدام از جوامع به اصطلاح مترقی یافت نمی‏شود. این معضلات ناشی از سه عامل مهم است: ۱. رسوخ و ادامه سنت‏ها و آداب و رسوم مربوط به زمان قبل از اسلام؛ ۲. عدم نهادینه شدن ارزش‏ها و فرهنگ و آموزه‏های متعالی اسلام در این جوامع؛ ۳. دستاوردها و نتایج فرهنگ وارداتی غرب که به دنبال خود معضلات و ارزش‏های خود را به داخل جوامع اسلامی نیز منتقل کرده است. در هر صورت همچنان که مشاهده شد، به هیچ وجه حجاب نه مانعی برای پیشرفت زنان در جوامع اسلامی است ـ همچنان که در انقلاب اسلامی ثابت شد ـ و نه برداشتن آن امتیاز و پیشرفت برای زنان جوامع غربی. آری اسلام اگر بر ضرورت حجاب زنان تأکید دارد؛ به دلیل مصالحی است که برای خود زن و اجتماع به دنبال دارد، از قبیل: ۱. حفظ حرمت، شخصیت و کرامت ذاتی او، ۲. حفظ ارزش و منزلت زن، ۳. برای معشوقیت دائمی زن، ۴. حفظ امنیت زن، ۵. نجات از رقابت، ۶. حفظ بهداشت جامعه، ۷. تحکیم خانواده، ۸. کاستن انحرافات، ۹. ابعاد سیاسی و اقتصادی و… . V}دکتر علی قائمی، حیات زن در اندیشه اسلامی، انتشارات امیری، چاپ اول، ۱۳۷۳، صص ۳۷۵ – ۳۹۵ {V T} زنان ومسولیت‏های سیاسی{T در اسلام هیچ گونه تبعیضی بین مرد و زن وجود ندارد؛ بلکه در جنبه‏های مختلفی از تساوی برخوردارند: در آفرینش؛ در جنبه‏های روانی و معنوی، در شئون همسری، در همدوشی با مردان در زمینه‏های مختلفی از سیر و سلوک گرفته تا استقلال اقتصادی و… . V}همان، ص ۲۳۱ {V اما هرگز نباید بین «تساوی» یا «تشابه» اشتباه کرد؛ در اینکه زن و مرد دارای تساوی در حقوق و انسانیت اند، جای بحث نیست؛ ولی این سخن به معنای تشابه در حقوق نیست: اصل این است که مرد و زن به کمال مقدر خود برسند؛ ولی هر کدام در نظام خاص زیستی، عاطفی و روانی خود. V}مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ {V مهم ترین مطلب در اینجا ـ که اسلام به آن توجه خاص شده ـ مسئله تفاوت های روحی و جسمی زنان و مردان و تفاوت وظایف آنان است. حقیقت غیر قابل انکار این است که مرد و زن از نظر جسمی و شرایط فیزیولوژیک، با یکدیگر متفاوت‏اند و هر یک برای انجام دادن وظایف ویژه‏ای آفریده شده‏اند. اینکه برخی اصرار دارند این دو جنس را مساوی در همه چیز قلمداد کنند، اصراری به دور از واقعیت است و مطالعات مختلف علمی آن را انکار می‏کند، V}مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، بخش هفتم، صص ۱۹۰ ـ ۱۶۷، انتشارات حکمت {V آیا با وجود این تفاوت آشکار می‏توان گفت: زن و مرد باید در تمام شئون همراه یکدیگر گام برداشته و در تمام کارها مثل هم باشند؟ حتی در جوامعی که شعار آنها مساوات و برابری بین زن و مرد در تمام جهات است، در عمل غیر آن دیده می‏شود. برای مثال مدیریت سیاسی و نظامی بیشتر آنها، در دست مردان است. واقعیت این است که جنس زن برای انجام دادن وظایف متفاوتی با مرد آفریده شده و به همین دلیل احساسات متفاوتی دارد. قانون آفرینش، گرمی کانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده او گذاشته و به همین دلیل سهم بیشتری از عواطف و احساسات به او داده است. در حالی که وظایف خشن و سنگین اجتماعی، بر عهده جنس مرد گذاشته شده و سهم بیشتری از دوراندیشی به او اختصاص یافته است. بنابراین اگر بخواهیم عدالت را اجرا کنیم، باید پاره‏ای از وظایف اجتماعی ـ که نیاز بیشتری به اندیشه و مقاومت و تحمّل شداید دارد ـ بر عهده مردان گذاشته شود و وظایفی که عواطف و احساسات بیشتری را می‏طلبد، بر عهده زنان. V}مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، جلد ۲، ص ۱۶۴ ذیل آیه ۲۲۸ سوره بقره، چاپ اول، ۱۳۷۴، چاپخانه مروی، دار الکتب الاسلامیه{V قرآن کریم با تصریح به واقعیت حقوقی زنان، عدالت در وضع قوانین را نیز گوشزد کرده است، با اشاره به این حقیقت که لازمه این عدالت عدم برابری بین زنان و مردان در برخی حقوق است، V}تفسیر نمونه، جلد ۲، ص ۱۵۷ و ۱۵۶ ذیل آیه ۲۲۸ سوره بقره {V آنجا که می‏فرماید: «A}وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَهٌ وَ اللّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ{A»؛ «و برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آنها است، حقوق شایسته‏ای قرار داده شده و مردان بر آنان برتری دارند و خداوند توانا و حکیم است». V}بقره (۲)، آیه ۲۲۸ {V در تفسیر مجمع البیان آمده است: V}فضل‏بن حسن طبرسی، تفسیر مجمع البیان، جلد ۳، ص ۷۳، مؤسسه الاعلمی بیروت، ۱۴۱۵ قمری؛ نگاه کنید: تفسیر نمونه، جلد ۳، ص ۳۶۲، ذیل آیه ۳۲، سوره نساء {V ام سلمه ـ یکی از همسران پیامبر ـ روزی به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: چرا مردان به جهاد می‏روند و زنان جهاد نمی‏کنند؟! چرا برای ما نصف میراث آنها مقرر شده است؟! ای کاش ما هم مرد بودیم و همانند آنها به جهاد می‏رفتیم و موقعیت اجتماعی آنها را داشتیم! همانند این پرسش‏ها را دیگر زنان نیز از پیامبر(ص) مطرح کرده بودند که این آیه نازل شد: «برتری‏هایی که خداوند نسبت به برخی از شما بر بعضی دیگر قرار داده، آرزو نکنید [این تفاوت های طبیعی و حقوقی برای حفظ نظام اجتماع شما و طبق اصل عدالت است ولی با این حال] مردان و زنان هر کدام بهره‏ای از کوشش‏ها، تلاش‏ها و موقعیت خود دارند [و نباید حقوق هیچ یک پایمال گردد] و از فضل [و رحمت و برکت] خدا درخواست کنید و خداوند به هر چیز دانا است». V}نساء‏(۴)، آیه ۳۲ {V همان طور که در شأن نزول این آیه آمده است، تفاوت سهم ارث مردان و زنان و دیگر تفاوت ها برای جمعی به صورت یک سؤال در آمده بود. آنها گویا توجه نداشتند که این تفاوت به جهت آن است که هزینه زندگی عموما بر دوش مردان است و دیگر تفاوت‏ها نیز به جهت تفاوت از نظر آفرینش و جنسیت و صفات جسمی و روحی است که همه آنها، بر طبق عدالت و قانون الهی است و اگر غیر آن مصلحت بود، برای شما قرار داده می‏شد! بنابراین آرزوی تغییر آنها، یک نوع مخالفت با مشیّت پروردگار است که عین حق و عدالت است. اما در عین حال این آیه گوش زد می‏کند که نباید این تفاوت جنسیت، سبب شود یکی از این دو جنس، حقوق دیگری را پایمال کند از این رو می‏فرماید: «مردان و زنان هر کدام بهره‏ای از کوشش‏ها و تلاش‏ها و موقعیت خود دارند». نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت، اهمیت و اهتمام اسلام به حفظ حرمت زن و پاسداشت کرامت وی و تأکید بر حفظ عفت و پاکدامنی او است. شاید یکی از فلسفه‏های قوانینی که این گونه محدودیت ها را برای بانوان قرار داده، در صدد توجه دادن آنان به جایگاه بلند و مرتبه والای آنان در آیین الهی است و توجه دادن به کرامتی است که خداوند به آنان بخشیده و فراهم آوردن ضمانت‏ها و تعهدات کافی برای حفظ پاکی و پاکدامنی آنان می‏باشد. V}مقاله: محمدی گیلانی، شایستگی زنان برای عهده‏داری قضاوت، فصل‏نامه فقه اهل بیت، تابستان ۱۳۷۶، شماره ۱۰، ص ۱۱۴ {V T} تصدی قضاوت و سایر مشاغل و مسئولیت‏های کلان سیاسی از سوی زنان: {T اسلام زن را مانند مرد برخوردار از روح کامل انسانی و اراده و اختیار دانسته، او را در مسیر تکامل می‏بیند. از این رو هر دو را در یک صف قرار داده و با خطاب های «A}یا ایها الناس{A» و «A}یا ایها الذین آمنوا{A» مخاطب ساخته برنامه‏های تربیتی، اخلاقی و علمی را برای آنها لازم کرده است. و با آیاتی مثل «A}مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ{A»؛ V}غافر(۴۰)، آیه ۴۰ {V وعده برخوردار شدن از سعادت کامل را به هر دو جنس داده و با آیاتی مانند: «A}مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ{A»؛ V}نحل(۱۶)، آیه ۹۷ {V می‏گوید: هر کدام از زن و مرد می‏توانند به دنبال انجام دادن برنامه‏های اسلام و وظایف الهی، به تکامل معنوی و مادی برسند و به حیاتی طیب و پاکیزه ـ که سراسر سعادت نور است ـ گام نهند. بحث درباره هر کدام از مشاغلی که زنان از دیدگاه اسلام و قانون اساسی نمی‏توانند عهده دار آن شوند، به صورت مستقل در اینجا ممکن نیست؛ اما به عنوان نمونه در رابطه با قضاوت زن می‏توان گفت: هر چند گرایش های افراطی به تساوی حقوقی زن و مرد از یک سو و ظلم تاریخی وارد بر زنان از سوی دیگر، ممکن است سخن گفتن از تفاوت‏های زن و مرد را با مشکل و قضاوت پیشینی منفی روبه رو سازد؛ اما حقیقت آن است که واقعیات عینی، تابع احساسات و قضاوت انسان قرار ندارد و تفاوت زن و مرد، هم از نظر جسمی و بدنی و هم از نظر روحی و عاطفی، آن قدر روشن است که انکار آن، همچون انکار بدیهیات است. البته سوء استفاده مردان از این تفاوت طبیعی و ذاتی، هرگز نمی‏تواند دلیلی بر نفی و انکار این تفاوت‏ها باشد؛ بلکه برعکس فقط با شناخت این تفاوت است که می‏توان به تنظیم روابط حقوقی عادلانه متناسب با این واقعیات، برای زن و مرد اقدام کرد. تفاوت زن و مرد ـ چه به صورت درست و چه به صورت نادرست ـ از دیرباز مورد توجه دانشمندان و فیلسوفانی همچون افلاطون و ارسطو بوده است و امروز نیز به گونه‏ای دیگر مورد توجه دانشمندان علوم فیزیولوژی، روان‏شناسی و جامعه‏شناسی قرار دارد. از دیدگاه اسلام این تفاوت، به هیچ وجه به اینکه مرد یا زن جنس برتر است و دیگری جنس پایین‏تر، پست‏تر و ناقص‏تر مربوط نیست. قانون خلقت این تفاوت‏ها را برای این به وجود آورده است که پیوند خانوادگی زن و مرد را محکم‏تر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بریزد. تصدی امر قضا به عنوان یک واجب کفایی، بیش از آنکه حق باشد، تکلیف است. لذا در برخی روایات با تعبیر «H}لیس علی المرئه{H»؛ یعنی، بر عهده زنان این تکلیف تحمیل نگشته و تعبیر «H}لیس للمرئه{H» نشده است. بر این اساس زن، وظیفه‏ای برای تصدی امر قضا ندارد. اما سخن این است که آیا منصب قضا خاص مردان است؟ مشهور چنین معتقدند، هر چند کسانی هم هستند که مرد بودن را برای قاضی و قضاوت شرط نمی‏دانند. جدای از بحث‏های تخصصی و فقهی، توجه به این نکته سودمند است که هر چند هم قضا و هم برخی از امور اجرایی از قبیل وزارت، هر دو از شاخه‏ها و زیرمجموعه‏های امامت و رهبری هستند؛ ولی این تفاوت اساسی بین آنها وجود دارد که امور اجرایی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت اشراف رهبری بوده و دخالت و اعمال ولایت توسط رهبر در این حوزه برابر اصل است. اما مقام و منصب قضاوت، چنین نیست؛ زیرا هر چند قاضی منصوب امام و رهبر است؛ ولی به لحاظ وظیفه قضایی، مستقل است و به همین جهت اشراف بر او و دخالت در کار او، خلاف اصل است. با توجه به این تفاوت و با توجه به آنکه در قضاوت، از هیجانات احساسی، عاطفی و بهره‏مندی او از حزم و دوراندیشی او را در صدور رأی درست کمک می‏کند، اختصاص این وظیفه به مردان و معافیت زنان از این تکلیف، کاملاً توجیه‏پذیر است. قواعد اجتماعی و قوانین حقوقی بر حسب وضعیت غالب تدوین می‏شوند؛ از این رو وجود تعداد زنانی فاضل و صاحب حزم و حاکم بر احساسات و عواطف خود، نمی‏تواند ناقض قانون فوق باشد. در عین حال براساس داده‏های علم روان شناسی و نیز آنچه که همه ما در زندگی اجتماعی مشاهده می‏کنیم، زنان نوعاً احساساتی تر هستند و این امر نه تنها نقطه ضعف برای آنان نیست؛ بلکه یک حسن و ضرورت زندگی برای آنان است تا از این طریق، در ایفای نقش بی بدیل کم نظیر پرورش و تربیت عاطفی فرزندان موفق باشند و چون احساساتی تر هستند، بعد عقلانیت آنها تحت تأثیر هیجانات، عواطف و احساسات قرار می‏گیرد. مسئله قاضی نبودن زن، یکی از احکام بسیار حکیمانه اسلام، در حمایت از زن است؛ زیرا قضاوت تنها نیازمند علم نیست؛ بلکه تناسب روان شناختی نیز نیاز دارد. برخورد با انواع بزهکاران و صدور احکام خشن در برابر آنان، هرگز با روحیات لطیف زن سازگاری ندارد. تجربه چند ساله اخیر نشان داده است که چند مورد استفاده از زنان در برنامه‏های قضایی، موجب ابتلای برخی از آنان به بیماری‏های شدید عصبی و روانی شده است و برخی از آنها پس از چند روزی، درخواست کناره‏گیری از این کار کرده‏‏اند. بنابراین کشاندن زن در این صحنه‏ها، امتیازی برای وی نیست؛ بلکه انهدام و نابودی شخصیت او است. T} محدوده فعالیت های اجتماعی و سیاسی زنان{T به غیر از مشاغل خاصی نظیر مرجعیت، قضاوت، امامت ظاهری و رهبری و ریاست جمهوری ـ که به دلیل ویژگی‏های خاص این مشاغل از یک سو و خصوصیات روحی و عاطفی زنان از سوی دیگر ـ در سایر فعالیت‏های اجتماعی و سیاسی، هیچ گونه محدودیتی برای زنان، از صدر اسلام تاکنون وجود نداشته است. براساس آموزه‏های اسلامی، زنان نیز مانند مردان حق دارند تا انتخاب گر باشند و مخالفت یا موافقت خویش را با نظام حاکم بیان کنند. V}سراج، مرکز پژوهش‏های صدا و سیما، ۱۳۸۰، ص ۲۱۸ {V البته دو شرط اصلی وجود دارد: ۱. رعایت عفت، حجاب و شئون اسلامی، ۲. حفظ حقوق شوهر و فرزندان و نهاد خانواده. اگر این نکات در مشارکت سیاسی، اجتماعی زنان رعایت نشود، همان آثار منفی را در پی خواهد داشت که در کشورهای غربی شاهد آن هستیم. آنها نیز هم اکنون در حال بیداری و بازگشت از این مسیر انحرافی می‏باشند: چنان که براساس آمار، دو سوم زنان انگلیسی، خانه دار بودن را به اندازه شغل بیرون از منزل مهم و مفید می‏دانند و معتقدند: مسئولیت آنان در داخل خانه است و کسب درآمد و روزی، وظیفه مردان. همچنین در آمریکا بسیاری از زنانی که فرزند کوچک دارند، مشاغل خود را رها کرده و به مادران تمام وقت تبدیل شده‏اند. V} مجله صبح، ش ۷۵، ص ۶۸ {V خانم «ویجدیس فینبو گادوتیو» ـ نخستین زنی که رئیس جمهور ایسلند شد ـ پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود، اعلام کرد: حاضر نیست در دوره بعدی در انتخابات شرکت کند؛ چون به نظر او «کار در خانه به مراتب آسان‏تر و لذت بخش‏تراست و در قبال مردم مسئولیت داشتن کمر شکن است، مردم نمی‏دانند که داشتن یک مقام عمومی، چه قدر دردسر و خودخوری دارد. نه تنها باید از منافع کشور دفاع کند؛ بلکه باید مراقب تاریخ هم باشد تا بعد او را مورد انتقاد قرار ندهند و مسئول خرابی‏های آینده ندانند». V}مجله صبح، ش ۷۵، ص ۶۸{V این درست همان فرمایش امام علی(ع) در ۱۴۰۰ سال پیش است که درباره مشاغل سیاسی و اجتماعی زنان فرمود: «H}المراه ریحانه و لیست بقهرمانه{H»؛ «زن گلی خوشبو است و قهرمانی زورمند نیست». V}نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص ۱۲۹ {V

یک دیدگاه

  1. کارشناس دینی
    کارشناس دینی

    با عرض سلام خدمت کاربران گرامی، جهت بهتر شدن پاسخ ها می توانید پاسخ و نظر خود را از قسمت دیدگاه‌ها ارسال کنید تا بقیه کاربران بهره‌مند شوند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.