صفحه اصلی » احکام شرعی » فلسفه احکام » چه دیدگاه ‏هایی در مورد ازدواج موقت وجود دارد؟

چه دیدگاه ‏هایی در مورد ازدواج موقت وجود دارد؟

چه دیدگاه ‏هایی در مورد ازدواج موقت وجود دارد؟Reviewed by کارشناس دینی on Jul 26Rating:

پاسخ : 

نسخ حکم نکاح منقطع و عدم آن یکی از موارد اختلافی بین اهل سنت و شیعیان است؛ چرا که گروه اول معتقدند این تأسیس حقوقی از سوی پیامبر اسلام به دستور خداوند متعال قرار داده شد؛ لیکن به جهت گذشتن و سپری شدن آن وضع خاص، به دست خلیفه دوم نسخ گردید. این عده در اثبات اعتقادشان به ادله سه گانه (قرآن، سنت و اجماع) استناد کرده‏اند. در مقابل، گروه دوم (شیعیان) معتقدند: حکم الهی قابل نسخ به دست هیچ کس نیست و فقط پیامبر(ص) می‏تواند حکم را نسخ کند. از این رو آنان حکم نکاح منقطع را تا به امروز جاری و ساری می‏دانند و در جای خود به طور مفصل به ادله اهل سنت پاسخ می‏دهند. قانون مدنی ایران نیز چون تحت تأثیر فقه شیعه است، از ابتدا تا به امروز نکاح منقطع را به رسمیت شناخته است. V}مواد ۱۰۷۵: ۱۰۷۶، ۱۰۷۷، ۱۱۱۳، ۱۱۵۲ {V به رغم پذیرش این نوع نکاح در شرع و قانون، همواره بحث بین معتقدان و منتقدان این نوع ازدواج رواج داشته است. علت هم آن است که هر گروهی با دیدگاه و از زاویه‏ای خاص به قضاوت می‏نشیند. برای قضاوت بین این دو عقیده و اشراف به بحث، لازم است ادله هر گروه بررسی شود: T} یک. ادله منتقدان نکاح منقطع: {T 1ـ۱. عده‏ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته‏اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می‏کنند که برای خوش‏گذرانی، دختری را صیغه می‏کند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می‏سازد، یا مرد زن‏داری که بی‏اعتنا به خانواده‏اش هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند و کام گیرد و…!! در جواب این عده همین بس که همه آزادی‏های قانونی و تأسیس‏های حقوقی، می‏توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ که یک حق مشروع و پسندیده‏ای است ـ از سوی عده‏ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می‏گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می‏شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عده‏ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره‏برداری کنند این امر خدشه‏ای به اصل آن وارد نمی‏کند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه‏های قانونی و… وارد است. ۱ـ۲. عده‏ای دیگر با تشبیه نکاح منقطع به کرایه و اجاره، سعی دارند که وانمود کنند زنی که صیغه می‏شود، در واقع به اجاره زوج خویش درمی‏آید و این را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته‏اند. در پاسخ گفتنی است آنچه خلاف شأن زن است، این است که زن همچون کالایی بدون هیچ حق و حقوقی و بدون هیچ ضابطه‏ای، مورد بهره‏برداری جنسی قرار گیرد؛ یعنی، دقیقاً آنچه که در دنیای غرب اتفاق می‏افتد و یا آنچه که در نزد افراد لاابالی و بی‏بند و بار در مشرق زمین می‏گذرد! حال اینکه زن این چنین مورد سوء استفاده قرار گیرد، خلاف شأن زن است یا این که او به طور قانونی و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسی یابد؟ به فرض که عقد نکاح منقطع در مواردی شبیه عقد اجاره باشد، آیا این دلیل می‏شود که این دو عقد یکی باشند؟ در حالی که می‏دانیم این دو عقد در خیلی از اوصافش با یکدیگر تفاوت دارند. نکته دیگر اینکه مخالفان گمان می‏کنند در عقد نکاح منقطع فقط مرد است که بهره می‏برد و زن در اینجا هیچ بهره‏ای نمی‏برد؛ در حالی که بهره‏مندی این دو طرفینی است و همان‏طور که زن در مقابل مرد تکالیفی دارد، دارای حقوقی نیز است. ۱ـ۳. عده‏ای دیگر متعه و نکاح منقطع را سدّی در جهت تشکیل خانواده می‏دانند، چرا که افراد اگر برای ارضای نیازهایشان به سهولت دسترسی به دیگری داشته باشند، انگیزه‏شان برای تشکیل دائمی خانواده کم می‏شود. V}اسماعیل هادی، دورنمای حقوقی ازدواج موقت، ص ۹۰ ـ ۷۵{V در پاسخ می‏گوییم: همان‏طوری که شما با دید منفی نگاه می‏کنید و این امر را سدی برای تشکیل خانواده می‏دانید، ما از زاویه مثبت به این نهاد می‏نگریم و آن‏را زمینه‏ساز تشکیل خانواده دائمی می‏دانیم T} ب. ادله موافقین نکاح منقطع: {T 2ـ۱. عده‏ای از موافقین معتقدند: در اجتماعی که دسترسی به ازدواج دائم روز به روز مشکل‏تر می‏شود، ازدواج موقت راهکار مناسبی است تا افراد بتوانند در کنار یکدیگر به آرامش برسند و بدین ترتیب متعه مانع رواج فساد و فحشاء می‏شود. ۲ـ۲. اگر این نوع ازدواج در غیاب نکاح دائم تجویز نشود، افراد برای ارضای روحی و جنسی خویش به روابط آزاد و نامشروع روی می‏آورند و بدیهی است که این روابط آزاد از هیچ انضباط و نظم و تعهدی برخوردار نیست. در حالی که نکاح منقطع برای طرفین تعهد و مسئولیت ایجاد می‏کند. برای نمونه زن می‏تواند از زوج طلب نفقه کند یا اینکه مشخص شود اگر فرزندی حاصل شد، چه تکلیفی دارد. هر یک از این مسئولیت‏ها می‏تواند ضمانت قانونی داشته باشد. حال اگر این ضوابط موجود نباشد، فرزندی که به دنیا می‏آید، تکلیفش چیست؟ در اینجا مرد می‏تواند این فرزند را به مرد دیگری نسبت دهد و از پذیرفتن مسئولیت او شانه خالی کند. ۲ـ۳. کسانی که نمی‏توانند بار مسئولیت پیمان دائم را بر دوش بکشند، عقد منقطع بهترین راه برای ارضای جنسی آنان است. برتراند راسل می‏گوید: «در عصر حاضر بدون اختیار ازدواج به تأخیر می‏افتد، در حالی که صد تا دویست سال قبل تحصیلات دانشجو در هر رشته‏ای که بود در هجده سالگی تمام می‏شد… اما در حال حاضر از سن بلوغ تا ۳۰ سالگی که فرد آمادگی برای زندگی حاصل می‏کند (یعنی ۱۵ سال) می‏گذرد که دقیقاً دوران بحران جوانی و نمو غریزه جنسی است… برای مقابله با این بحران و پاسخگوئی به نیازهای جنسی در حالیکه فرد نمی‏تواند مسئولیت زندگی دائمی را بپذیرد، چه باید کرد؟ یا باید جوانان را از تحصیل محروم کردو آن‏ها را مجبور نمود که در جوانی ازدواج کنند که این معقول نیست یا باید به آن‏ها اجازه دهیم قوای غریزی خویش را در فاحشه خانه‏ها مصرف نمایند که این مستلزم بروز عوارض روحی و امراض مقاربتی است، پس فقط یک راه باقی می‏ماند و آن ازدواج موقت است». V}حسین صفائی، اسدالله امامی، حقوق خانواده صفحه ۲۲ {V 2ـ۴. دختر و پسری که می‏خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، لازم است هر چه بیشتر و بهتر با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند. در همین راستا نکاح منقطع می‏تواند یک دوره آزمایشی برای ازدواج دائم باشد که افراد سنتی و مذهبی به خوبی می‏توانند از این نهاد می‏توانند استفاده کنند. این نوع ازدواج موقت در بین مسیحیان آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفته است. V}سید رضی شیرازی، بن‏بست‏های اجتماعی، صفحه‏ ۱۶{V اینک با تمام این اوصاف خود شما به قضاوت بنشینید و معایب و محاسن را در دو کفه ترازو بگذارید و نظاره کنید که کفه ترازو به نفع کدام گروه سنگین‏تر است؟ T} دید منفی نسبت به ازدواج موقت{T با این همه محاسن و خوبی‏هایی که ازدواج موقّت دارد و در واقع در غیاب ازدواج دائم بهترین راهکاری است که می‏توان ارائه کرد، پس چرا بازتاب اجتماعی آن پسندیده نیست و جامعه ـ به خصوص بانوان ـ با دید مثبت به آن نمی‏نگرند؟ در جواب به این پرسش می‏توان به علل زیر اشاره کرد: ۱. سوء استفاده برخی افراد از این نوع ازدواج، سبب شده جلوه‏ای نامیمون از آن نهاد حقوقی به جای بماند و عده‏ای نیز با بیان این سوء استفاده‏ها، اصل این نوع ازدواج‏ها را زیر سؤال برده‏اند. ۲. جامعه امروزین ما بیشتر با فرهنگ غرب آشنا شده است؛ در حالی که یکی از ارکان این فرهنگ هرج و مرج و بی‏بند باری جنسی است. طبق این آموزه بهره‏مندی هر چه بیشتر و منفعت هر چه بالاتر از جنس مخالف ـ بدون داشتن مسئولیتی در مقابل او ـ مورد تأکید قرار گرفته، رایج می‏شود! روشن است افرادی که با این فرهنگ مأنوس می‏شوند، یاد می‏گیرند که تن به محدودیتی در خصوص روابط جنسی ندهند و خود را محصور به یک نفر نکنند و در عین حال مسئولیتی نداشته باشند. ۳. تبلیغات منفی گروه‏ها و افراد که درباره این نوع ازدواج، عامل دیگر بعضی از مخالفت ها است؛ زیرا عده‏ای قائل به ارتباط آزاد بین دختر و پسر می‏باشند!! بدیهی است این عده چون منافع و یا اعتقاداتشان چنین ارتباطاتی را اقتضا می‏کند، درباره این نوع ازدواج تبلیغات منفی می‏کنند. ۴. در این نوع ازدواج، گمان بانوان آن است که هیچ حق و حقوقی ندارند و صرفاً استثمار آنها مورد نظر است. این امر سبب مخالفت ایشان با این نوع ازدواج می‏شود. با این اوصاف برخی از دختران و پسران در عین حال که با افراد متعددی ارتباط دارند و روابط نزدیکی را با آنها برقرار می‏کنند و احیاناً لطمات روحی و جسمی متعددی نصیبشان می‏شود؛اما حاضر نیستند که طی یک عقد حقوقی و با ضمانت قانونی، با یک نفر ارتباط منضبط و مسئولیت‏آور داشته باشند! این نشانگر برخورد احساسی با مسئله ازدواج موقّت و غریزه جنسی است و مخالفت برخی از ایشان، به جهت هواپرستی و شهوت‏رانی باشد. T} بسترسازی{T برای بسترسازی این امر، باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد. ۱. فعالیت فرهنگی جهت آشنایی جوانان با محسنات این تأسیس حقوقی و اینکه آنچه مخالفان می‏گویند در واقع چیزی جز نگریستن به ظاهر ازدواج موقت و برداشتی سطحی از آن نیست. ۲. فعالیت فرهنگی برای روشن شدن حقوق و تکالیف زوجین در این عقد؛ چرا که آنچه در سطح عمومی مطرح است، آن است که پسر در عقد موقّت همه کاره است. در حالی که این بینش غلط است و قانون‏گذار تا حدودی هر یک از شرایط و حقوق و تکالیف را برای زوجین معین کرده است. اما این زوجین هستند که بدون اطلاع کافی، دست به این ازدواج می‏زنند و در این بین حق یکی از طرفین ضایع می‏شود!! در حالی که دختران اگر با بینش کافی ازدواج موقّت کنند، قادر خواهند بود شروطی را در عقد بگنجانند و حق خود را تماماً استیفا نمایند (از جمله آنکه شرط کنند در این ازدواج مباشرت جنسی نباشد و…). ۳. نمی‏توان منکر شد که قانون در این زمینه نقصی ندارد. به هرحال ابهاماتی در قانون هست که هم سبب می‏شود افراد به طور کامل نتوانند به حقوقشان دسترسی یابند و یا جلوی سوء استفاده عده‏ای گرفته شود. در پایان حدیثی از حضرت علی(ع) نقل می‏شود : «H} ما کانت المتعه الا رحمه من الله رحم بها امه محمد(ص) {H ‏»؛ «قانون متعه رحمتی است از طرف پروردگار بر امت محمد(ص)». راستی چه رحمتی بالاتر از اینکه انسان در ایام جوانی و تجرّد، بتواند خویشتن را از وسوسه‏های شیطانی و آتش شهوت رها سازد و در عین حال دچار عواقب نامطلوب سرکوب غریزه جنسی نگردد.

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

یک دیدگاه

  1. کارشناس دینی
    کارشناس دینی

    با عرض سلام خدمت کاربران گرامی، جهت بهتر شدن پاسخ ها می توانید پاسخ و نظر خود را از قسمت دیدگاه‌ها ارسال کنید تا بقیه کاربران بهره‌مند شوند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.