صفحه اصلی » احکام شرعی » فلسفه احکام » عوامل اختلاف نظر بین مراجع در مورد هلال ماه مبارک رمضان و شوال چیست؟

عوامل اختلاف نظر بین مراجع در مورد هلال ماه مبارک رمضان و شوال چیست؟

عوامل اختلاف نظر بین مراجع در مورد هلال ماه مبارک رمضان و شوال چیست؟Reviewed by کارشناس دینی on Aug 3Rating: ۵.۰
پرسش : در مورد علل و عوامل ظهور(اختلاف نظر در مورد) هلال ماه شوال از نظر شرعی و نیز علمی و علوم مرتبط با آن و بررسی اختلاف نظرات مجتهدان عالی قدر و فرزانه که در این زمینه وجود دارد ؟
پاسخ : اول ماه به پنج طریق ثابت می شود. ۱. آن که خود انسان ماه را ببیند. در این صورت حتی اگر دیگری هم ماه را نبیند و بر مرجعی هم ثابت نشود، انسان باید به وظیفه خود که گرفتن روزه در اول رمضان یا افطار روزه در اول ماه شوال است عمل نماید. اما از آنجا که در عمل دیده شدن ماه توسط همه افراد جامعه غیر ممکن است پس باید راه های دیگری از طریق شارع مقدس برای اثبات اول ماه ارائه شود. ۲. شهادت دو مرد عادل به دیدن ماه. به شرط این که به طور یکسان از جهت محل ماه و خصوصیات آن خبر دهند. همانگونه که در بحث قضاوت، قاضی می تواند براساس شهادت شهود عادل حکم کند [هر چند یقین به موضوع پیدا نکرده باشد] در مسأله دیدن ماه هم می توان به شهادت دو شاهد عادل اکتفا نمود. ۳. سی روز از ثبوت هلال اول ماه قبل گذشته باشد. چون ماه های قمری برخی ۲۹ روز هستند و بیش از سی روز نمی باشند و سی و یکم قطعا از ماه جدید محسوب می شود. مثلا با گذشتن سی روز از اول رمضان روز سی و یکم از ماه شوال شمرده می شود و روزه گرفتن در آن روز واجب نیست بلکه به جهت عید فطر بودن روزه گرفتن حرام است و نیز با گذشتن سی روز از اول شعبان روز سی و یکم از رمضان محسوب می شود و روزه گرفتن در آن واجب می شود. ۴. عده ای که از گفته آنان یقین یا اطمینان پیدا شود که بگویند ماه را دیده ایم و نیز از هر چیزی که به واسطه آن یقین و اطمینان پیدا شود. در صورتی که عده ای ادعای رؤیت هلال کنند (که هر چند آنها را عادل نمی دانیم) ولی به طوری باشد که از قول آنها اطمینان به رؤیت حاصل شود. به این طریق هم باید به عنوان اول ماه شوال مثلا روزه را افطار نمود. ۵. حکم حاکم شرع. به نظر بسیاری از فقها، اگر از راه های قبلی یقین یا اطمینان به اول ماه پیدا نشود لکن برای مجتهد جامع الشرایط اول ماه ثابت شود و حکم نماید، بر همه افراد حتی کسانی که از او تقلید نمی کنند واجب است بر حکم حاکم ترتیب اثر داده و آن روز را اول ماه محسوب نمایند.
سؤال : چگونه می توان مشکل رؤیت هلال و اعلام عید فطر را حل کرد؟ جواب: ماجرای روز سه شنبه ۸۲/۹/۴ و اختلاف نظر مراجع در اعلام روز عید فطر، نشان داد که که مساله یاد شده به لحاظ فقهی واجرایی دشواریهایی دارد که می بایست برای حل آن چاره اندیشی جدی صورت گیرد.طبیعی است که طی این چند سال تلاش هایی صورت گرفته، اما وضع حاضر نشان داد، آنچه تاکنون انجام گرفته در مرحله عمل ناکافی بوده و نتوانسته این مشکل را حل وفصل کند.در واقع باید دید اشکال اصلی کار در کجاست و پس از آن برای رفع آن چاره اندیشی نمود. در اینجا پاسخ دو نفر از محققین حوزه علمیه (آقای رسول جعفریان و یکی از محققین مرکز فرهنگی نهاد نمایندگی) تقدیم حضور می شود: به نظر می رسد در این باره سه مشکل وجود دارد: ۱ – ظاهر امر آن است که نخستین مساله، مشکل تفاوت آرای فقهی فقها در باب رویت هلال است. در این باب نخستین مساله آن است که آیا دیدن ماه در یک نقطه سبب می شود تا در همه مناطق و همه کشورها عید اعلام شود یا آن که دیدن ماه در هر نقطه برای همان محل قابل قبول است؟ در این باب منهای نظر مرحوم آیت الله خویی و برخی از شاگردان ایشان مانند آیت الله شیخ جواد تبریزی ، سایر فقها به این مبنا اعتقادی ندارند و رویت منطقه ای آن را می پذیرند، گرچه در این باره محدوده کشور و منطقه چندان واضح و روشن نیست و به نظر می رسد ترکیبی از وسعت جغرافیایی، افق جغرافیایی و حوزه حکومتی در این زمینه مطرح باشد. مشکل دیگر لزوم رویت ماه با چشم سر و گواهی عده ای از معتمدین است که تقریبا اکثریت قریب به اتفاق فقها، به آن قائل هستند. تنها در این اواخر – منهای آنچه به نقل از برخی فقیهان کهن شیعی گفته می شود – برخی از فقها، حکم به رویت را بر حسب آنچه که در تقویم های رسمی و بر اساس محاسبات نجومی آمده ، صادق می دانند. آنچه روز سه شنبه رخ داد، تنها در حد نظریه آیت الله تبریزی به مشکل فوق الذکر بر می گشت. زمانی که درنقطه ای از نقاط از جهان اسلام رویت ماه ثابت شد ، طبعا برای ایران هم باید ثابت شده فرض شود. البته در اینجا هم این مشکل وجود داشت که آیا رویت ماه در آن مناطق واقعا ثابت شده بوده است یا نه. این مشکلی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
در این باره که آیا سه دیدگاه فقهی فوق الذکر – یعنی؛ ۱. کفایت رؤیت در یک منطقه برای مناطق دیگر، ۲- لزوم رویت در هر منطقه و کشور، ۳. کفایت تقویم های رسمی – قابل جمع و هماهنگی هستند یا نه، سخن گفتن دشوار است. به نظر می رسد این بحث فقهی است و با وضعیت فعلی ما که استنباطات فقهی جنبه شخصی دارد نه شورایی، عجالتا قابل حل نیست. ۲ – دشواری دوم آن است که ثابت شدن رویت ماه به چه طریق امکان پذیر است؟. در اینجا به طور معمول سخن از دو شاهد عادل و طرق اطمینان آور و عقلایی دیگر به میان می آید. طبعا مهم کسب اطمینان و رسیدن به نتیجه است. اما از آنجا که در رویت ماه با چشم سر معمولا خطاهای زیادی رخ می دهد ، فقها به دیدن چند شاهد معمولی – ولو عادل – اکتفا نمی کنند. در واقع از عصر روزی که حدس زده می شود شب اول ماه شوال است، عده زیادی در تکاپوی رویت ماه بر می آیند. در این وقت، دفاتر مراجع تقلید آماده دریافت گزارشها می شوند. به طور طبیعی این گزارش ها از شهرهای مختلف به دست می آید. گزارش های یاد شده با منابع آنها و تایید علمای محل از عدالت شاهدان، میان بیوت علما دست به دست می چرخد و سنجیده می شود. در اینجاست که ممکن است مرجع تقلیدی به این مقدار گزارش اکتفا کرده و آن ها را بپذیرد و برایش ثابت شود که فردا اول ماه است. اما مرجع تقلید دیگری آن شواهد را کافی نداند و برایش ثابت نشود. یکی از دشواری هایی که روز سه شنبه سبب اصلی اختلاف میان مراجع تقلید شد، درست همین نقطه بود. در واقع، تمامی گزارش های رسیده در اختیار همه بیوت قرار داشت. همین طور در اختیار دفتر مقام معظم رهبری و نیز دفتر آیت الله سیستانی و شخص ایشان در نجف قرار گرفت. در این میان، کسانی آنها را تایید کردند و جمعی هم مانند آیت الله سیتسانی و رهبرانقلاب و دیگر مراجعی که جهارشنبه را عید اعلام کردند ، آن شواهد را برای اثبات رویت ماه کافی ندانستند. برای کسانی که نپذیرفتند، یک قرینه مهم علمی هم وجود داشت و آن این که دست اندکاران مسائل نجومی از قبل اعلام کرده بودند که به هیچ روی، حتی با چشم مسلح هم امکان رویت ماه در شب سه شنبه وجود ندارد. این در حالی بود که بسیاری از کشورهای اسلامی نظیر پاکستان و هند هم سه شنبه را به عنوان عید اعلام نکردند و مانند ایران و شیعیان عراق، روز چهار شنبه را به عنوان عید اعلام کردند.
در باره این مشکل چه راه حلی وجود دارد؟ برخی ایجاد یک مجمع از نمایندگان مراجع تقلید را برای ارزیابی گزارش ها پیشنهاد می کنند. به نظر می رسد اگر مشکل فقهی در کار نباشد که در این مورد نیست، بتوان با ایجاد چنین مجمعی به مقدار زیادی این مشکل را حل کرد. در واقع در اینجا تنها یک مشکل اجرایی در کار است و این مشکل ، مربوط به تایید یا رد گزارش ها می شود. اگر هر مرجعی دو نماینده معتمد در این مجمع داشته باشد که در مشورت با مرجع خود باشد می توان به یک جمع بندی رسید و نظر واحدی را اعلام کرد. ۳ – مشکل سومی هم وجود دارد که اهمیت آن در ایجاد آشفتگی در واقعه روز سه شنبه، جدی تر از بقیه عوامل بود. فرض کنیم برای شماری از مراجع محترم تقلید، رویت ماه ثابت شد. در اینجا این مساله مطرح می شود که تکلیف مقلدان آن ها چیست؟ به لحاظ علمی پاسخش آن است که اگر هر یک از این مراجع که رویت ماه برای آنان ثابت شده است، از موضع ولایت، حکم به عید بودن این روز بکنند، با فرض پذیرش ولایت آنها، جز به فتوای امثال آیت الله خویی که در این مسائل حکم مرجع تقلید و فقهاء را لازم الاتباع نمی دانند، مقلدین سایر مراجع نیز از این حکم تبعیت می کنند مگر این که خطای حاکم یا خطای مستند حکم حاکم برای آنان اثبات نشده باشد. زیرا گفته می شود که اگر یک فقیه صاحب ولایت حکم کرد، بر همه فقهای دیگر، تبعیت از حکم او که به مانند یک حکم قضایی است، لازم است. پیداست که در وضعیتی که یکی از فقهاء مبسوط الیه است و مانند وضعیت کنونی جمهوری اسلامی که ولایت فقیه به عنوان مقام رهبری، حکم نافذ در همه امور دارد، تحقق چنین امری، تا اندازه ای پیچیده و بسیار مستبعد می شود. چاره ای که اندیشیده شده این است که مرجع تقلید اعلام می کند که تنها ماه برای او ثابت شده ،اما حکم به عید بودن نمی کند. چون مانند پزشکی که بیماری و راه علاج آن را تشخیص داده است ولی به هر دلیلی فعلا متصدی و مسؤول این امر نیست، لذا او چنین وظیفه ای برای دیگران ندارد و شخصا به تشخیص خود عمل کند. در این صورت پرسش این است که حتی با این وضع، آیا مقلدان آن مرجع باید روزه خود را افطار کنند و بر فرض، در مورد امسال، سه شنبه را عید تلقی کنند؟ جواب آن است که نه چنین نیست. یعنی مرجع تقلید بر اساس گزارش ها می پذیرد که امروز عید است، اما در این باره حکمی نمی کند که برای دیگران – اعم از مقلدان وی یا غیر آنان – پذیرش آن الزامی باشد. به عبارت دیگر مسأله رؤیت هلال از موضوعات است نه احکام و مسأله وجوب تقلید از مراجع بلکه حتی مسأله جواز تقلید از مراجع، در احکام شرعی است نه در خود موضوعات. مثلا این که خون نجس است اما نه در این که الان دست من خونی است یا نه؟ T}در این میان، باید پرسید پس چرا مقلدان آن مرجع روزه خود را افطار می کنند؟
پاسخ آن است که آنان از نظر دیگری بهره می گیرند. در واقع وقتی دیدند که یک مرجع تقلید به گزارش ها اعتماد کرده و آن ها را پذیرفته، آنان هم بر اساس نظر او نوعا مطمئن می شوند. همین اطمینان کافی است. در واقع برای ثابت شدن عید شهادت دو شاهد عدل کافی است و قاعدتا از نظر اینان مرجع تقلیدشان یا دسته ای از مراجع تقلید حتما بر اساس شواهد معتبر ، عید بودن را ثابت کرده اند و این اطمینان آور است. اما نباید تصور کرد که صرف اثبات عید بودن برای مرجع تقلید، برای وی باید اطمینان بیاورد به این استدلال که مرجع تقلید حتما دلیل معتبری داشته پس من باید حتما این گونه معتقد باشم، نه بلکه در اینجا اگر چنین شخصی باز اطمینان نکند ، نبایست روزه اش را افطار کند. کما این که امسال مراجعی که عید بودن سه شنبه را نپذیرفتند، به گزارشهای موجود اطمینان نکرده بودند. هیچ اشکالی هم بر آنان وارد نیست ، چون اصل اطمینان است. بنابر این در اینجا بحث پیروی از یک مرجع نیست. پیروی وقتی است که حکمی در کار باشد که در مورد ما نیست. در اینجا فقط بحث کسب اطمینان است. اما آنچه در عمل مشکل زاست، این است که شماری از مقلدان، روی حساسیتی که نسبت به مراجع تقلید خود دارند، به اشتبا ه تصور می کنند که می بایست در این امر از مرجع تقلیدشان پیروی کنند. در این باره اطرافیان برخی از مراجع تقلید و نمایندگان آنان نیز به این امر دامن می زنند. مثلا هر کسی که وارد بیت آن مرجع می شود تا ببیند اوضاع چگونه است، منهای آن که بحث اطمینان را مطرح کنند به صرف آن که آن شخص مقلد آن آقاست به اوچای و شیرینی هم تعارف می کنند و حتی در این باره افراط می کنند و در تماس با شهرهای مختلف ، به مقلدان ایشان در آن نقاط اعلام می کنند که روزه خود را افطار کنند. این وضعی بود که روز سه شنبه در منازل برخی از مراجع تقلید که رویت ماه برای ایشان ثابت شده بود ، وجود داشت. این در حالی است مقلدان این قبیل مراجع اگر اطمینان نداشته باشند که امروز روز عید است و فرضا بنا را بر آن بگذارند که دستگاه حکومت و دولت با داشتن امکانات بیشتر در این باره، مطمئن تر است، نباید روزه خود را افطار کنند. آنچه در باره برخورد این قبیل رفتارها باید پرسید اگر در این باره از سوی مرجع محترم، حکمی صادر نشده، چگونه رفتارهای تصدی گرایانه و ولایت گونه اعمال می شود، آنچنان که مقلدان تصور می کنند که چون مقلد هستند ، حتما باید روزه خود را افطار کنند؟ آیا عزیزان حاضر در بیوت، واقعا به لوازم آن پایبند هستند؟ آیا این همه آشفتگی را می پذیرند؟ مشکل آن است که مردم چگونه در کسب اطمینان می توانند این مرجع را بر آن مرجع ترجیح بدهند؟ در ماجرای سه شنبه دسته بزرگی از مراجع در یک طرف و دسته بزرگ دوم در طرف دیگر بودند و خوشبختانه ماجرا به هیچ روی رنگ و بوی سیاسی هم نداشت. با این حال به خاطر همین خلط موضوع ها و تعصبات، اوضاع رو به آشفتگی گذاشت. جهالت کسانی هم سبب شده بود تا در برخی از دبیرستانها ، دانش آموزان را جمع کرده، اعلام کنند هر کسی که مقلد فلان شخص است ، روزه اش را بخورد و اگر مقلد فلان شخص دیگر است، نخورد. این همه باعث آشفتگی و درهم ریختگی اوضاع میان دانش آموزان و خانواده های آنان شد. T}این مشکل چگونه قابل حل است؟ {T شاید ساده ترین راه حل آن باشد که برای هر کس در هر مقامی اطمینان حاصل شد ، در این باره سکوت کند و اجازه دهد تا به گونه ای قابل قبول حکم به روز عید بودن صادر شود؟ در واقع اگر فرض کنیم که مراجع محترم تقلید در این باره حکمی صادر نمی کنند، باید پرسید چرا با شایع کردن این که فلان مرجع چنین گفته و فلان مرجع چنین نگفته ، وضع جامعه را آشفته سازیم؟ در واقع همه مراجع محترمند و نظرشان محترم. اما اداره مذهبی یک جامعه هم نظم خاص خویش را می طلبد و اگر رعایت نشود ، طعنه های سنگین مردم را در پی دارد. پرسش آنان این است که متولیان دین چگونه نمی توانند چنین مشکلی را که صرفا مشکل اجرایی دارد حل کنند؟ در باره حل این مشکل، بسیار عادی است که تصور کنیم: باید این حکم از یک نقطه معین که مشرف بر امور جاری مملکت باشد ، صادر شود. این نقطه به طور طبیعی می بایست با اساس حکومت و دولت هماهنگ باشد. این چیزی است که در همه بلاد اسلامی وجود دارد و عمل می شود و این افتضاحی که روز سه شنبه در ایران پدید آمد، در آن کشورها پدید نمی آید. حکومت و دولت امکاناتش برای کسب گزارش ها بیش از دیگران است. به علاوه هیچ منفعت خاصی از این بابت که امروز عید باشد یا فردا، برای دولت وجود ندارد. افزون بر اینها حکومت می تواند و باید برای کسب اطمینان مردم، در این زمینه نمایندگانی از دفاتر سایر مراجع را که مورد اعتماد آنان باشند ، برای حفظ هماهنگی و رعایت دیدگاه های آنان در همان مجمع مورد بحث داشته باشد و در نهایت حکم را این مجمع تحت نظر حکومت و دولت صادر کند. به راستی آیا دستگاه روحانیت ما آن اندازه نیرومند هست که پس از این همه سال، با این همه اعتراض و گلایه از سوی مردم در باره تعیین روز عید، بتواند این مشکل ساده را حل کند و قضیه را برای همیشه فیصله بدهد؟ ایا نباید با حل این مشکل، جلوی بوق های استعماری را گرفت که روحانیون را متهم می کنند که از این مساله برای خود نان و آب و دکانی درست کرده اند؟ آنان همه این اختلافات را سیاسی تحلیل می کنند و غافل از آن هستند که مراجع تقلید صرفا بر اساس وظیفه شرعی و دینی خود عمل کرده و در صدد راهنمایی مردم هستند. روزگاری بود که در کار حج هم همین دشواری وجود داشت. هر ساله ، بحث رویت ماه این مشکل را پدید می آورد که حجاج شیعه یک روز دیرتر از سنیان به عرفات می رفتند و در نتیجه تقویم عبادی آنان در ایام تشریق به طور کلی با تقویم سنیان متفاوت بود و گاه حکام مکه به مخالفت با آنها پرداخته، دست به شیعه کشی می زدند. اما فقهای شیعه با پذیرفتن بحث رویت هلال به صورت رسمی، این مشکل را حل کردند و خوشبختانه نسل ما از این بابت آسوده خاطر است که لازم نیست روزی به جز روز معین را به عرفه برود یا عید قربانش متفاوت با عید سنیان باشد و هر ساله در این باره دغدغه داشته باشد. امیدواریم روزی فرا رسد که دشواری موجود در باره عید فطر هم حل شود.

درباره کارشناس دینی

کارشناس دینی
با سلام بنده بعنوان طلبه و کارشناس دینی سایت اسلام سیتی فعالیت دارم. دوستان اگر سوال یا نظری در مورد مطلب بالا دارید میتوانید نظر و سوالتان را از بخش نظرات، ذیل همان مطلب برای ما ارسال کنید. و ان شاء الله ظرف کمتر از 24 ساعت پاسخ شما ذیل سوالتان در همان صفحه درج خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.